W3Schools W3Schools

 


"بـيـمـه " از لحـاظ حـقـوقـى بـه مـهـنـاى قـرار دادى مـيـان "بـيـمـه گـر" و "بـيـمـه گـذار" اسـت ، كـه بـيـمـه گـر تـعـهـد مـى كـنـد، در قبال دريافت مبلغى به نام حق بيمه از بيمه گذار، در صورت وارد شدن خسارات احتمالى معين به بيمه گذار، مبلغ مشخصى را براى جبران خسارات به وى بپردازد.


امـا اگر بخواهيم معناى اجتماعى اصيل و عميق بيمه را تعريف كنيم ، بايد بگوييم : بيمه عبارت از يك پديده اجتماعى است كه به وحدت معنوى افراد يك يا چند جامعه كمك شايانى مى كند، زيرا:


 


چو عضوى به درد آورد روزگار


دگر عضوها را نماند قرار


بـنـابـرايـن ، هرگاه فردى دچار صدمه يا حادثه اى شود كه تحملش از عهده وى خارج باشد، اعضاى ديگر جامعه - هر يك به اندازه سهم و توان - خـويـش ‍ را در جـبران زيانهاى وارد شده به آن فرد سهيم مى سازند. بيمه در قرن بيستم ، با شكلهاى مختلف قانونى در اروپا و سپس در كشورهاى ديـگـر، ظـهـور يـافـت . ايـن نـوع بيمه كه در چهار چوب عقود حقوقى صورت مى پذيرد، گرچه با رنگ و آهنگ خاص خود، پديده اى جديد در روابط اجـتـمـاعـى مـحـسـوب مـى شود، اما چه از لحاظ فلسفه اجتماعى و اخلاقى و چه از لحاظ حقوقى ، داراى سابقه طولانى است ، زيرا نه تنها نمونه هاى ناقصى از بيمه در اروپاى قرون وسطى مشاهده شده و يا در حدود 1400 سال قبل در صدر اسلام مورد توجه قرار گرفته است ، ظاهرا، اسپانيا و پرتغال نخستين كشورهايى بوده اند كه در اواسط قرن پانزدهم ميلادى ، رنگى قـانـونـى بـه بـيـمـه بـخـشـيـدنـد. نـخـسـتـيـن قـانـون "بـيـمـه عـمـر" در سـال 1583 مـيـلادى در انـگـلسـتـان تـحـقـق يـافـت و در سـال 1666، پـس از وقـوع آتـش سوزى مهيب در "لندن " ،"بيمه آتش سوزى " پديد آمد. ولى در ساير كشورها، بيمه ، زودتر از قرن هجدهم پديد نيامد و به صورت متداول امروزى نيز در قرن بيستم پا به عرصه وجود گذاشت .


فوايد بيمه


بيمه داراى مزاياى بسيارى است كه از جمله مى توان به موارد زير اشاره كرد:


- بيمه نوعى خدمت در زمان معين به افراد جامعه است .


- بيمه به عنوان اهرمى مهم در ايجاد نظم اجتماعى و آرامش جامعه است .


- بيمه گذار در پر تو بيمه ، از خطرات احتمالى آينده و نگرانيهاى مربوط به خود يا دارايى خويش ، ايمن مى شود و آرامش مى يابد.


- بـيـمـه گـذار بـا پـرداخـت حـق بـيـمـه كـه مـعـمـولا قـابـل پـرداخـت تـوسـط عـمـوم اسـت ، از تـحـمـل زبـانـهـاى شـديـد و يـا غـيـر قـابـل تـحـمـل ، مـصـون مـى مـانـد يـا حـداقـل بـا قـبـول ضـررى انـدك ، از تحمل زبانهاى بزرگ رهايى مى يابد.


- بـيـمـه نـقش اقتصادى دارد، در حال حاضر، نقش كليدى صنعت بيمه در زندگى روزمره افراد جوامع توسعه يافته كاملا آشكار است . تمام صنايع كـوچـك و بـزرگ و بـخـشـهـاى كـشـاورزى ، صـادرات ، واردات ، تـوزيـع كـالا، درمـان ، تـاءمـيـن اجـتـمـاعـى ، مـسـكـن ، اتومبيل ، لوازم خانگى و...، تحت پوشش بيمه قرار دارند. به دليل وجود پوشش بيمه است كه همه بخشهاى اقتصادى جامعه بكار مى گيرند.


- بيمه نقش توانى دارد، اهميت نقش بيمه در همكاريهاى اقتصادى و اجتماعى ميان افراد جامعه را نمى توان انكار كرد.


- بـيـمـه سبب ايجاد سرمايه مى شود، زيرا اقساطى را كه بيمه گذار (در بيمه عمر و نظاير آن ) مى پردازد، ارزش سرمايه اى ندارند و در معرض هزينه شدن مى باشند.


ولى بر اثر عقد بيمه (در بيمه عمر و نظاير آن ) بيمه گذار صاحب سرمايه اى هنگفت مى شود.


- بـيمه يك سرمايه گذارى بى خطر است ، زيرا هرگونه پس انداز، هميشه در معرض خطراتى چون سرقت و از بين رفتن مى باشد. اما سرمايه اى كه براى بيمه گذار در شركت بيمه گرد مى آيد، محفوظ است .


بيمه اجتماعى در اسلام


در اسـلام ، دسـتـورهـا و اندرزهاى فراوانى در مورد رعايت افراد درمانده و تاءمين نيازهاى مادى ، معنوى و روانى آنها وجود دارد. قرآن كريم ، احاديث و فقه اسلامى سرشار از فرامين تاءمين كننده رفاه طبقات فرومانده اجتماعى است .


فـلسـفـه تـاءسيس بيمه اجتماعى در حقوق اسلامى با فلسفه ايجاد تمام بيمه هاى اجتماعى موجود در ساير مكاتب اجتماعى ، سياسى و اقتصادى جهان تفاوت بنيانى دارد، زيرا:


اول آنـكـه ، بـيـمـه اجـتـمـاعـى در حـقـوق اسـلامـى بـراسـاس جـهـان بـيـنـى خـاصـى مـبـنـى بـر پـذيـرش اصـل وحـدانـيـت انـواع بـشـر (يـعـنـى اصـل جـامـعـه جـهـانـى انـسـانـى )، لزوم حـفـظ و حـمـايـت هـمـنـوع و احـتـرام اصيل و واقعى به او بنا شده است .


دوم آنـكـه ، بيمه اجتماعى در اسلام بر پايه يكسان بودن تمام افراد كه داراى ايدئولوژى واحدى هستند، بنيانگذارى شده است . مسلمانان موظفند به نـيازهاى ديگران ، همچون نيازهاى شخصى خود، رسيدگى كنند، زيرا جامعه اسلامى ، اجتماعى مبتنى بر تعاون و همبستگى شديد ميان اعضاى آن است . بـيـمـه اجـتـمـاعـى در حـقوق اسلامى به دو گروه ، بيمه عمومى و بيمه خصوصى تقسيم مى شود. در بيمه عمومى ، شخص آسيب ديده يا خسارت ديده مجبور به عقد قرار داد بيمه و پرداخت وجهى به بيمه گر نيست و كمكهايى كه به وى مى شود، به صورت رايگان است . در بيمه عمومى ، كوشش مـى شـود خـسـارات و آسـيـبـهـاى وارد شده به افراد معينى از طبقات كم در آمد جامعه كه قادر به برآوردن احتياجات اوليه زندگى خود نيستند، جبران گردد و نيازهاى اوليه زندگى اينگونه افراد تاءمين شود. اما در بيمه خصوصى ، شرط استفاده از حق بيمه براى جبران خسارت يا آسيب وارد شده ، عقد قرار داد بيمه و پرداخت وجهى به بيمه گذار است .


بيمه هاى اجتماعى غير دولتى در حقوق اسلامى


در زمـانـى كه حكومت اسلامى بر جامعه حاكم نباشد و يا امكانات دولت اسلامى به ميزانى نباشد كه بتواند تمام ضروريات زندگى طبقات نيازمند را تـامـيـن كـنـد، مـردم در صـورت مـشـاهـده تـنـگـدسـتـى و يـا بـيـمـارى فـردى و يـا قـشـرى از اعـضـاى جـامـعـه خـود، بـايـد در حـد امـكـان مـتـكـفل تاءمين رفاه مادى و معنوى آن فرد يا قشر از اجتماع بشوند، زيرا بر اساس تعاليم اسلامى همه افراد جامعه اسلامى متعلق به يك پيكر واحد هستند و اگر يكى از آنان به رنج افتد، اعضاى ديگر اين پيكر نيز دچار رنج و درد خواهد شد.


منابع پرداخت بيمه هاى اجتماعى غير دولتى در حقوق اسلامى


دين مبين اسلام براى پرداختهاى فوق العاده هر فرد از دو راه وارد شده است :


الف - وجوهى كه پرداخت آنها واجب شرعى است ، مانند نفقه به افراد واجب /، نذرها، عهود و كفارات .


ب - وجوهى كه پرداخت آنها اختيارى و مستحب است ، نظير وقف ، صدقه ، احسان ، قرض الحسنه و رسيدگى به كودكان بى سرپرست .


نگاهى گذرا به صنعت بيمه ايران


صـنـعـت بيمه (بيمه خصوصى ) يكى از اجزاى نظام اقتصادى هر جامعه را تشكيل مى دهد. امروزه ، اين صنعت از رشد و اعتبار بسيار زيادى بر خوردار اسـت و هـمـانـنـد مـوتـور مـحـركـه اى ، بـراى رشـد و تـوسـعـه اقـتـصـادى و اجـتـمـاعـى عـمـل مـى كـنـد. امـا مـتـاءسـفـانـه در تـاريخ چندين دهه اى صنعت بيمه ايران ، هنوز آن چنان كه شايد و بايد، جامعه از نقش و اهميت اين صنعت در رشد و تـوسـعـه اقـتـصـادى ، حـمـايـت از سـرمـايـه هـاى انـسـانـى ، گـسـتـرش فـرهـنـگ تـعـاون و تـقـويـت روحـيـه امـيـدوارى بـه كـار و زنـدگـى آگـاهـى كـامـل نـدارد و در مـجـمـوع ، صـنعت بيمه بطور فراگير مورد استفاده عموم قرار نگرفته است و در نتيجه ، موجب توسعه چشمگير اقتصادى و اجتماعى نـشـده اسـت . در ايـران ، دو نوع بيمه خصوصى وجود دارد: بيمه اجبارى نظير بيمه خدمات درمانى ، بيمه تامين اجتماعى ،... و بيمه اختيارى . كه در اختيار شركتهاى بيمه قرار دارد.


پـس از پـيـروزى انـقـلاب اسـلامـى ، شـركـتـهـاى بـيـمـه ، مـلى شـدنـد كـه اقـدام شـايـسـتـه اى بـراى حـفـظ سرمايه ملى بود. اين شركتها در ظاهر، مـسـتـقـل از هـم هـسـتـنـد و بـطـور مـجـزا از يـكـديـگـر عـمـل مـى كـنـنـد. اما تمام آنها در زير چتر بيمه مركزى جمهورى اسلامى ايران قرار دارند و داراى دسـتـورالعـمـلهـاى واحدى مى باشند. فقط سطح پوشش آنها با يكديگر اندكى تفاوت دارد. طبيعى است ، موشكافى پيرامون آنچه صنعت بيمه را در كـشـور در نـيـمـه راه نـگـاه داشـته و از تكامل و تاءثير گذارى مثبت آن بر روند رشد و توسعه كاسته است ، ضرورتى تام دارد و انجام اين امر مى تواند مبناى حركتى نو در عرصه صنعت بيمه شود. آنچه در زير مطرح مى شود، نكاتى چند در همين ارتباط است :


- گـسـتـرش فرهنگ بيمه بايد از راههاى گوناگون پيگيرى شود، متاءسفانه تاكنون ، مردم كشور ما هم در زمينه تبليغات و هم در زمينه اجرا، شاهد تـلاشـهـاى چـشـمـگـيـرى در ايـن ارتـبـاط نـبـوده انـد. جـامـعـه مـا هـنـوز واقعا نمى داند كه صنعت بيمه از الزامات زندگى امروزى است . در گذشته ، اصل همكارى بر اساس روابط خويشاوندى ، قومى ،... بود. اين روابط همچون سدى محكم افراد و گروهها را در مقابله با حوادث و مصايب پشتيبانى مـى كـرد. امـا امـروز، بـا گـسـتـرش شـهـرنـشـيـنـى و در نـتـيـجـه ، سـسـت شـدن پـيـونـدهـاى عـاطـفـى ، ايـن اصـل در قـالب صـنـعـت بـيـمـه ، حـمايت از شهروندان را در مقابله با حوادث به عهده گرفته است . در ضمن صنعت بيمه با حمايت از افراد حقيقتى و حقوقى كه مى خواهند در عرصه توليد و صادرات كالا فعاليت كنند. اسباب رشد و توسعه جامعه را فراهم مى آورد، بنابراين ، اين صنعت بايد در عـرصـه تـبـليـغات بخوبى معرفى و عرضه شود، بگونه اى كه مردم نياز به بيمه را به عنوان بخشى از زندگى بدانند. در عرصه اجرا نيز بـيـمـه بـايـد شـيـوه هايى را دنبال كند كه با دريافت كمترين حق بيمه و ارايه بهترين خدمات رغبت بيشترى را نسبت به بيمه شدن به وجود آورد و دريچه جديدى را به روى اين صنعت بگشايد.


- قرار دادن صنعت بيمه در خدمت رشد و توسعه اقتصادى ، نياز مبرم جامعه ماست . متاءسفانه ، كم بازده بودن سرمايه گذاريهاى توليدى نسبت به سـرمـايـه گـذاريـهـاى بـخش خدمات و وجود خطرات مالى در سرمايه گذاريهاى توليدى ، رغبت چندانى نسبت به تزريق سرمايه هاى خصوصى در بـخشهاى توليدى كشور پديد نمى آورد. شركتهاى بيمه مى توانند از طريق پشتيبانى از سرمايه گذاران در مقابله با خسارتهاى احتمالى ، ميزان خـطـر پـذيـرى در سـرمـايـه گـذاريـهـاى تـوليـدى را بـه حـداقـل كـاهـش دهـنـد و بـديـن تـرتـيـب ، اسـبـاب استقلال كامل و توسعه اقتصادى كشور را فراهم آورند.


- وقـوع حوادث طبيعى هر از چندگاهى ، بخشى از مردم را دچار ضرر و زيان مى كند. ضمن مورد انتظار بودند كمكهاى دولت ، صنعت بيمه كشور نيز بايد به نحوى گسترش يابد كه بتواند بخش عمده اين خسارتها را جبران كند.


- بـا وجود آن كه صنعت بيمه در كشورهاى صنعتى بهترين خدمات را به بيمه گذاران ارايه مى دهد، سودآور نيز هست . اگر بخواهيم بيمه در كشور ايـران نـيـز واقـعـا يـك صـنـعـت بـاشـد، بـايـد بـه نـحـوى مـديـريـت و سـازمـانـدهـى شـود كـه ضـمـن سـودآورى مـعـقـول ، روز بـه روز در ارايـه خدمات بهتر عمل كند. در اين صورت ، مى توان اميدوار بود كه صنعت بيمه ، راه تكاملى را در توسعه بخشيدن به بخشهاى گوناگون جامه مى پيمايد.


- صـنـعـت بـيـمـه در كـشـور مـا از عـدم اعـتـمـاد عـمـومـى نـسـبـت بـه خـود رنـج مـى بـرد و ايـن امـر بـه دليل تجربه هاى نه چندان خوبى است كه بيمه شوندگان از شركتهاى بيمه دارند، از يك سو، بيمه شدن در مواردى تقريبا امرى اجتناب ناپذير اسـت و از سـويـى ديـگـر، شـركـتـهـاى بـيـمـه در پـرداخـت خـسـارات ، مـعـمـولا بـا سـخـتـگـيـرى و كـاغـذبـازى عمل مى كنند. بدهى است كه حاصل اين فرآيند، چيزى جز بى اعتمادى و عدم رغبت عمومى را نسبت به صنعت بيمه در پى ندارد. جلب اعتماد عمومى بايد در راس سـيـاستهاى صنعت بيمه قرار گيرد و شركتها بايد / رفتار كنند كه بيمه شوندگان احساس ‍ كنند، در مقابله با حوادث و خسارات احتمالى ، از پشتوانه محكمى برخوردارند.


وجـود حـسـن نـيـت مـيـان بـيـمـه گـر و بـيـمـه گـذار، از جـمـله اصـول اسـاسـى صـنـعـت بـيـمـه اسـت . در صـورت نـقـض ايـن اصـل مـهـم ، صـحـبـت از تـوسـعـه و تـداوم آن ، بـحـثـى بيهوده خواهد بود. شركتهاى بيمه بايد با درك صحيح از وظايف خويش ، شناسايى مشكلات اقتصادى و اجتماعى جامعه و اتخاذ سياستهاى مناسب براى افزايش ميزان حسن نيت و اعتماد ميان خود و ساير بخشهاى جامعه تلاش كنند. انجام اين امر مهم ، ضمن حل بسيارى از مسائل اجرايى دولت ، به صميميت موجود در ميان اقشار جامعه مى افزايد ، سبب تقويت روحيه آرامش و صابت در كشور مى شود و توسعه اقتصادى ، اجتماعى و فرهنگى كشور در بستر و وضعيت مناسبى را به ارمغان مى آورد.


بيمه در توضيح المسائل امام خمينى (ره )


- بـيـمـه قـرار و عـقـدى اسـت بـيـن بـيـمـه كـنـنـده و مـؤ سـسـه و شـركـت يـا شـخـص كـه بـيـمـه را مـى پـذيـرد و ايـن عـقـد مثل ساير عقدها محتاج به ايجاب و قبول است و شرايطى كه در موجب و قابل و عقد در ساير عقود معتبر است در اين عقد نيز معتبر است و مى توان اين عقد را با هر لغتى و زبانى اجرا كرد.


- در بيمه علاوه بر شرايطى ؟ در ساير عقود است ، از قبيل بلوغ و عقل و اختيار و غير آنها، چند شرط معتبر است .


1- تـعـيـيـن مـورد بـيـمـه كـه فـلان شـخـص اسـت يـا فـلان مـغـازه اسـت يـا فـلان كـشـتـى يـا اتومبيل يا هواپيما است .


2- تعيين دو طرف عقد كه اشخاص هستند، يا موسسات ، يا شركتها يا دولت .


3- تعيين مبلغى كه بايد بپردازند.


4- تعيين اقساطى كه بايد بپردازند و تعيين زمان اقساط.


5- تعيين زمان بيمه كه از اول فلان ماه يا سال تا چند ماه يا چند سال .


6- تـعـيـيـن خـطرهايى كه موجب خسارت مى شود، مثل حريق يا غرق يا سرقت يا وفاق يا مرض و مى توان كليه آفات كه موجب خسارت مى شود، قرار دهند.


- لازم نيست در قرار بيمه ميزان خسارت تعيين شود، پس اگر قرار بگذارند كه هر مقدار خسارت وارد شد، جبران كنند، صحيح است .


- صـورت عـقـد بـيـمـه چـنـد نـحـو اسـت : يـكـى آنـكـه بـيـمـه كـنـنـده بـگـويـد بـه عـهـده مـن فـلان مقدار كه در فلان زمان ماهى فلان مقدار بدهم ، در مـقـابـل آنـكـه خـسـارتـى كـه بـه مـغـازه مـن مـثـلا از نـاحـيـه حـريـق يـا دزدى وارد شـد، جـبـران نـمـايـى ، و طـرف قـبـول كـنـد، يـا طـرف بـگـويـد بـر عـهـده مـن خـسـارتـى كـه بـه مـؤ سـسـه شـمـا وارد مـى شـود از نـاحـيـه حـريـق يـا دزدى مـثـلا در مقابل آنكه فلان مقدار بدهى و بايد تمام قيودى كه در مساءله سابق ذكر شد، معلوم شود و قرار داد شود.


- ظـاهـرا تـمـام اقـسـام بيمه صحيح باشد، با به كار بردن شرايطى كه ذكر شد، چه بيمه عمر باشد، يا بيمه كالاهاى تجارتى ، يا عمارات يا كـشـتـيها و هواپيماها، و يا بيمه كارمندان دولت يا مؤ سسه ها يا بيمه اهل يك قريه يا شهر، و بيمه عقيد مستقلى است و مى توان به عنوان بعض عقود ديگر از قبيل صلح آن را اجرا كرد

TOP