روانشناسی کودکان

دکتر زهرا عباس زاده

  بر اساس تحقیقات مختلف مشخص شده است که جنین در رحم مادر تنها یک توده در حال رشد نیست، بلکه از همان ابتدا، قابلیت تاثیرپذیری از محیط خارج رحم را دارد و در زمان خاصی قادر به برقراری ارتباط با مادر و محیط اطراف خود است. متاسفانه در زمان های قبل، مادران را تا قبل از به دنیا آمدن فرزندشان، به هیچ گونه فعالیتی در جهت آموزش و یا برقراری ارتباط با جنین ترغیب نمی کردند. حتی اگر مادری سعی در برقراری ارتباط از طریق صحبت کردن با جنین خود بود، او را دیوانه تصور می کردند.   اما امروزه با آزمایش های مختلف روی جنین مشخص شده است که جنین در رحم مادر تنها یک توده در حال رشد و بدون فعالیت نیست، بلکه موجودی است که از همان ابتدای تشکیل، قابلیت تاثیرپذیری از محیط اطراف و خارج رحم را دارد و در زمان خاصی شروع به شنیدن و برقراری ارتباط با مادر و محیط اطراف خود می کند.   بنابراین به مادران باردار توصیه می شود که از این امکان ویژه نهایت استفاده را کنند و آموزش مهارت های زبانی و ارتباطی را از همان ابتدا و در دوران جنینی برای فرزندشان آغاز کنند.   1- به مادران باردار توصیه می شود که هر روز با جنین خود صحبت کنند. صحبت کردن با جنین، رشد مغزی و دایره لغات شنیداری اش را افزایش می دهد.   2- زمزمه کردن شعر در دوران بارداری به مادران باردار توصیه می شود. اگر این کار با ریتم و تون های مختلفی انجام گیرد، برای ارتقای یادگیری مهارت های زبانی کودک در آینده مفید خواهد بود.   3- خواندن داستان ها و متن های تکراری برای جنین توصیه می شود. بلند خواندن متن های تکراری مختلف توسط مادر برای جنین، دایره لغاتی را که جنین در دوران جنینی خود شنیده است را افزایش می دهد و درک موثر او را در مراحل بعدی زندگی بالا می برد.   4- علاوه بر این که به مادران توصیه می شود که با جنین خود صحبت کنند، به پدران نیز توصیه می شود که با جنین ارتباط کلامی برقرار کنند، زیرا ثابت شده است که در دوران جنینی حافظه جنین به شدت در حال توسعه می باشد.   اگر نوزاد تازه متولد شده صداهای آشنایی را که در دوران جنینی با انها مانوس بوده است، را بشنود ارامش پیدا می کند و استرس های او کاهش پیدا می کند و زمینه لازم برای یادگیری سریع او ایجاد می شود. به مادران باردار توصیه می شود که هنگام برخاستن از خواب، به جنین خود سلام کنند و صبح به خیر بگویند 5- یکی از دیگر از راه های موثر برای برقراری ارتباط با جنین در حال رشد، ماساژ دادن شکم مادر می باشد. اگر آموزش مهارت های زبانی و کلامی به جنین با ماساژ دادن همراه باشد، تاثیر مطلوب تری بر روند یادگیری جنین خواهد گذاشت.   در برخی مطالعات مشخص شده است که جنین قادر به پاسخ گویی به این گونه ارتباطات می باشد و پاسخ های معناداری به آنها می دهد که با دستگاه های امروزی بخشی از این پاسخ ها، قابل ثبت و اندازه گیری می باشد.   6- به مادران باردار توصیه می شود که هنگام برخاستن از خواب، به جنین خود سلام کنند و صبح به خیر بگویند. در طول روز رخدادهای روزانه را به او گزارش دهند و با او مانند یک  انسان زنده تعامل برقرار کنند. هنگام خوابیدن نیز به او شب به خیر گویند.   7- امروزه انجام سونوگرافی برای بررسی وضعیت سلامت جنین لازم و ضروری است. مادران باردار می توانند تصاویر و فیلم های سونوگرافی خود را هر چند وقت یک بار مشاهده کنند و مکالمات خیالی با جنین خود داشته باشند. این فعالیت ها، دلبستگی مادر و جنین را به هم افزایش می دهد.   8- اگر مادری هستید که خیلی زود دچار استرس و عصبانیت می شوید، روش های کنترل عصبانیت و استرس را یاد بگیرید و تا محیطی آرام را برای پرورش جنین خود فراهم کنید، زیرا استرس و عصبانیت، ارتباط موثر و مفید مادر را با جنین تحت تاثیر قرار می دهد.   9- به مادران باردار توصیه می شود که در صورت اجازه پزشک متخصص خود، ورزش های دوران بارداری را انجام دهند تا نه تنها استرس آنها کاهش یابد، بلکه گردش خون بدن بهتر گردد و شرایط مناسب برای رشد جنین فراهم شود.   10- اگر مادر بارداری، فعالیت های مخربی مانند سیگار کشیدن و مصرف الکل یا مواد مخدر را در این دوران انجام دهد، فرصت طلایی یادگیری جنین خود را از دست می دهد، زیرا مصرف این مواد در دوران بارداری به مغز جنین آسیب می زند و بدیهی است که مغز آسیب دیده، توانایی آموزش کافی و رشد مناسب را نخواهد داشت.   11- به مادران باردار توصیه می شود که جنین خود را به شکل فعال و زنده در خانواده حس کنند. همچنین اگر خواهر یا برادری برای جنین در خانواده وجود دارد، او را نیز ترغیب کند تا با او صحبت کند و ارتباط موثر داشته باشد و احساسات خود را با او به اشتراک بگذراد.   12- مطالعات مختلف نشان داده است مادرانی که افکار مثبت دارند، این افکار به جنین آنها منتقل می شود و رشد مغزی آنها سریع تر و بهتر شکل خواهد گرفت.   13- نوازش جنین از روی شکم، احساس امنیت را به او القا می کند و رشد مغزی و یادگیری او بهتر می شود.   14- مواد غذایی سالم را بیشتر مصرف کنید. در این میان تا می توانید از موادغذایی استفاده کنید که مقدار زیادی امگا 3 داشته باشند، زیرا برای افزایش هوش جنین مفید است. روغن ماهی مقدار زیادی امگا-3 دارد. لازم به ذکر است که اگر قرص امگا 3 برای شما توسط پزشک تجویز شده است، باید دقت شود تا بدون جیوه باشد، زیرا جیوه خطراتی را برای جنین در پی خواهد داشت.(قرص امگا 3، بیشتر روغن ماهی است و ماهی هم دارای مقادیری جیوه است).   از اینکه کودک شما در رحم مادر از نظر هوشی پیشرفت کند خوب است، اما بعد از تولد هم باید مراحل دیگری را طی کنید. زهره لطیفی    ...
موسسه دانش بنیان نیوشا

دکتر سعید ملایری، متخصص شنوایی‌شناسی گفت: یکی از راههای درمان مشکلات شنوایی، صوت درمانی می‌باشد، صوت درمانی نوعی فیزیوتراپی برای عضلات گوش است، همان‌طور که برای تقویت عضلات بدن به تمرینات منظم  و پیوسته نیاز است، اجرای دقیق برنامه صوت درمانی نیز به بهبود عملکرد عضلات گوش میانی کمک می‌کند. برای خواندن ادامه مطلب کلیک نمائید....
سعید رئیس زاده

  Adrenal Fatigue             And Nutrient Support Treatment Strategies FLifestyle Changes FNutrients FHormone Replacement Diet: A sugar and high refined carbohydrate diet isstressful to the adrenal gland. However a fatigued adrenal gland is unable to tolerate high protein diets like the Atkins diet. A balanced diet with whole carbohydrates, fat and protein is best. Frequent small meals and avoidance of prolonged hunger is recommended. Salt intake should be liberalized.           Pantothenic Acid (B-5)ویتامینهای موثر در تولید هورمنهای غده ادرنال  Ascorbic Acid Mixed Tocopherols (Vitamin E) Vitamin A Vitamin B-6     ...
کلمات کلیدی: Nutrients, Adrenal Fatigue
سعید رئیس زاده

  اشارات روانشناختي در اشعار مولانا       اشارات روانشناختي در اشعار مولانا       نويسنده: سيد آرش تقوي کارشناس ارشد روانشناسي باليني     کاشکي هستي زباني داشتي تا زهستان، پرده بر ميداشتي سرانجام در ميان آن هزاران افق ديده شده و نشده نبوغ و شهود انساني، چشمان جلوداران فرهنگي جهان در سازمان ملل (يونسکو)، بر آن بلخي فرا زماني افتاد، شايد که غبار چهره ي ما هم بر رفته گردد و آنچه را که خود داريم از بيگانه طلب نکنيم، آري به بهانه توجه جامعه جهاني به مولانا درنامگذاري سال 2007 به نام سال ملاي رومي توسط يونسکو و عنايت جامعه شهري ايران به او از طريق تاسيس دو بوستان به نام هاي مولانا و شمس در تهران، ما نيز بر آن شديم تا در وادي انسان شناسي و درمان که سيطره اصلي ميدان تفکر و عمل فصلنامه ي بهداشت روان است، گذري داشته باشيم به بعضي از اشارات او در مثنوي در باب آنچه که امروز در روانپزشکي و روانشناسي با عنوان علامت شناسي (1) از آن ياد مي کنيم. انجمن مولوي شناسي دانشگاه دولتي مسکو، تا امروز 68 تخصص را در تشخيص هاي دقيق و کارشناسانه براي مولاي بلخ قايل شده است. از تخصص هاي عرفاني و مذهبي گرفته که با توجه به تحصيلات ديني مولوي، از وي بعيد و دور نيست، تا تخصص در علامت شناسي گروههاي مختلف درماني. دل من راي تو دارد، سر سوداي تو دارد رخ زرد شکرينم، سر صفراي تو دارد از حالات سودايي و شيدايي در سر و روان را اشاره مي کند تا شباهت بين رخ زرد شده از مشکل کبد و صفرا با زردي شکر سوخته و نبات شده. در سال 1880 ميلادي در سرشماري آمريکا به 7 نوع بيماري رواني اشاره شد که يکي از آنها اشتغال فکري فرد به يک ذهنيت ثابت بود و از آن به شيدايي انحصاري ياد کردند. به نظر مي رسد مولانا در قضيه عشق به حضرت حق، داراي نوعي حالت شيدايي انحصاري (2) بوده است. آن شيدايي که پرده درصد عاقل مي شود. آزمودم عقل دورانديش را بعد از اين ديوانه سازم خويش را و در راه استحقاق درگاهش، تا مرز جنون ميرود. گفت که ديوانه نه اي، لايق اين خانه نه اي رفتم و ديوانه شدم، سلسله بندنده شدم مولانا در جايي، اسباب دريافت نداي درون و آتش عشق را ، بي هوشي مي داند. ارنست هيلگارد ( از دانشمندان برجسته روانشناسي) هم در کتاب " مقدمه روانشناسي" خود، در بحث مربوط به جلوه هاي دگرگونه آگاهي (4) و در تشريح حالات هيپنوز، از تجربه خلسه (5) نام مي برد. خلسه البته نا آگهي نيست بلکه ( با توجه به افزايش فرکانس امواج مغزي در جريان هيپنوز عميق و رسيدن گاهگاهي آن به 40 مگاهرتز) حالات خاصي از تجربه آگاهانه است که براي دريافت اين نوع خاص آگاهي، بايد به اين حد از هوش و هوشياري رسيد. محرم اين هوش، جز بيهوش نيست مر زبان را مشتري، جز گوش نيست مولوي در باب نياز به بيان اسرار و محتواي ناخودآگاه، که شبيه آنرا در جريان تداعي معاني روانکاوي مي بينيم مي گويد: اي کمينه بخششت ملک جهان من چه گويم چون تو ميداني نهان ليک گفتي گرچه ميدانم سرت زود هم پيدا کنش بر ظاهرت و اگر رابطه و اعتماد و اتحاد درماني ايجاد شد و فضاي درمان، فضاي امن حرمت و محروميت شد هم چنان که درمانگر، خطابه معنوي خود را براي مراجعش بخواند: مطرب مهتاب رو، آنچه شنيدي بگو ما همگان محرميم، آنچه شنيدي بگو آنگاه رابطه مبتني بر اعتماد و اطمينان ( راپورت(6)) به عنوان مولفه ضروري هرگونه از رواندرماني، ايجاد مي گردد. فرد با تداعي آزار و احساس محروميت که هر نوع قفلي را در روان مي گشايد، با خود و با لبانش جفت مي شود: با لب دمساز خود گر جفتمي همچو ني، من گفتني ها گفتمي يا وقتي کنيزک بيمار، داستان اول، لب به تداعي آزاد مي گشايد، در حريم امن و راز داري 7 حکيم، رازگشايي مي کند: با حکيم او رازها ميگفت فاش از مقام و خواجگان و شهر تاش جالب اينجاست که مولوي هم، همچون استانداردهاي امروزين بسياري از مراکز تعليم رواندرمانگر در جهان، به نوعي بر سلامت و تعادل عاطفي درمانگر به عنوان يکي از محارم اسرار افراد مراجعه کننده تاکيد داشته و اعتقاد دارد که اولاً هر کسي نمي تواند رواندرمانگر شود و الا ديگر کسي، روان دردمند(8) نمي شد و خاري غمزا در روح و روان مردمان باقي نمي ماند: خار دل را گر بديدي هر خسي کي غمان را دست بودي بر کسي يا در جاي ديگر در باب شايسته بودن براي انجام کار مي فرمايد: بر سماء راست، هر تن چيز نيست طعمه ي هر مرغکي انجير نيست و ثانيا بر اهميت سلامت روان، و بغرنج بودن رنج روح پا مي فشارد: ديد از زاريش کو زار دل است تن خوش است و او گرفتار دل است عاشقي پيداست از زاري دل نيست بيماري چو بيماري دل و واي به روزي که درمانگر از استاندارد اصلي درمان ابن سينايي که " الدواء عندنا و الشفاء عند الله" است خارج شود: چون خدا خواهد نگفتند از بطر پس خدا بنمودشان عجز بشر و آنگاه عجز بشر فرا مي رسد: هر چه کردند از علاج و از دوا گشت رنج افزون و حاجت ناروا شربت و ادويه و اسباب او از طبيبان ريخت يکسر آبرو و چه بسا که درمان و درمانگر بجاي درمان، خودش ايجاد مشکل کند. آن چه که ما امروز آنرا مشکلات درمانزا (9) مي دانيم: گفت هر دارو که ايشان کرده اند آن عمارت نيست، ويران کرده اند مي بينيم که درمان نکرده اند، بلکه ويران کرده اند. چرا که عوامل دروني را در نظر نگرفته اند. آنچه که بنام اختلالات بدني شکل مي شناسيم که سراسر، مشکل روان و درون است که خود را در قالب تن و برون نشان مي دهد و لذا آن را بدني شکل(10) مي ناميم: ديد از زاريش کو زار دل است تن خوش است و او گرفتار دل است بيخبر بودند از سر درون استعيذالله مما يسترون و اين علامت جسماني، دودي است که از آن به هيزم دروني، که همان کشمکش هاي پويا (11) و اضطراب هاي دروني فرد است، پي مي بريم . درک اين دود، نشانه دستيابي به هسته اصلي علامت (12)، يا هيزم درون، مي باشد. رنجش از صفرا و از سودا نبود بوي هر هيزم پديد آيد ز دود اما درماني که اصولي و درست باشد بر پايه نيازهاي درماني مراجع پيش مي رود. شايد لازم باشد که در ابتدا هميشه کار را با نوعي عشق وافر براي کمک رساني به مراجع، نوعي جنبه تکميلي دادن به درمان، شروع کرد تا درمانگر هم مشتاق حال خوب مراجع باشد، تا جايي که هر دو با احساس بهتري جلسه را ترک کنند. آن يکي تشنه، وان ديگر چو آب و آن يکي مخمور، وان ديگر شراب مولوي در باب معاينه بيمار داري يک روش شناسي نسبتا ساختار يافته است. ابتدا معاينه جسمي(13). ابتدا روي و نبض و قاروره بديد هم علاماتش، هم اسبابش شنيد در مصرع دوم به اولين عامل مورد توجه در تشخيص گذاري که همان مشکل اصلي(14)، از نگاه بيمار است ، اشاره مي کند، چرا که از او (15) مي شنود و هنوز وارد محوطه مشاهده نشده است. خانه خالي کرد شاه و شد برون تا بپرسد از کنيزک او فسون خانه خالي ماند و يک ديار، نه جز طبيب و جز همان بيمار، نه و سپس اشاره به عوامل فرهنگي دخيل در درمان، نوعي نگاه نظام مند به مصاحبه از ديدگاه مولانا. نرم نرمک گفت شهر تو کجاست که علاج اهل هر شهري جداست. و سپس توجه به علايم بدني بيمار در طي مصاحبه سوي قصه گفتنش ميداشت گوش سوي نبض و جستنش ميداشت هوش و آن عاطفه اي ( جلوه ظاهري هيجان) که متناسب با خلق ( احساس پايدار دروني) باشد، شاه معناي اسرار مگوي مراجع است. تا که نبض از نام که گردد جهان او بود مقصود جانش در جهان گاهي به نظر مي رسد مولوي چون ابن باجه و ابن العربي و يا حتي مانند ساختارگراهاي تيچنري به شدت ذهن گرا (16) بوده است. و يا حتي بالاتر از آن، نوعي اومانيست الهي، که فقط او را بالاتر و قادر بر خود مي داند. به قول شاعري ديگر: که يکي هست و نيست جز او وحده لا اله الا هو مولوي شدت ذهن گرايي و اومانيست الهي بودن خود را در دو بيت پشت سر همان بيان مي کند باده در جوشش گداي جوش ماست چرخ در گردش اسير هوش ماست باده از ما مست شد، ني ما از او قالب از ما هست شد ني ما از او يا وقتي به صراحت جمله معروف جيم ران (17) ( از متفکرين مشهور در حوزه موفقيت) را بيان مي کند که " همه چيز انسان، به نگرش او بستگي دارد(18)". مولانا مي گويد: اي برادر تو همه انديشه اي مابقي را استخوان و ريشه اي گر بود انديشه ات گل، گلشني ور بود خاري، تو هيمه گلخني گاهي امروز ديده مي شود که در رويکرد هاي جديد روان درماني، حرکت از تمرکز بر روي شناخت و تغيير باورهاي مراجع به سوي تغيير وضعيت هيجاني فرد ديده مي شود. بطور مثال حرکت از سوي روانکاوي و شناخت رفتار درماني را به سوي درمان هاي پويشي هيجان محوري مثل روان درماني تجربي پويشي کوتاه مدت(19) ديد که خانم دايانافوشا در سال 2003 معرفي کرد. مولانا در يک کلام، تغيير شناخت به سوي هيجان را رکن اصلي اتصال به راه حق و زندگي مي داند. فهم اگر داريد جان را ره دهيد بعد از آن از شوق پا در ره نهيد در مصاحبه بخش مهمي بنام تاريخچه بيماري وجود دارد که قبل از معاينه وضعيت رواني قرار دارد. ابتدا مصاحبه، سپس معاينه که البته در معاينه وضعيت رواني، مشاهده که در ساير درمان ها هم جزء مهم تشخيص گذاري است به تنهايي وجود دارد. مولانا در داستان اول مي فرمايد: قصه رنجور و رنجوري بخواند بعدا از آن در پيش رنجورش نشاند قصه خواني در اين بيت همان مصاحبه، بخصوص با افراد مهم زندگي (20) است. و در پيش رنجور نشستن همان مشاهده و معاينه است. و جالب اينجاست که آگاهي از علت مشکل مراجع، درمانگر را مستقيما به سوي درمان رهنمون مي کند. چون ز رنجور آن حکيم، اين راز يافت اصل آن درد و بلا را بازيافت فريتزپرلز، باني رواني درماني گشتالت، به مراجع دستور مي داد، آري دستور مي داد تا فرد هر آنچه را که نمي توانسته در جاي ديگر بگويد، در مقابل عده زيادي بگويد، در حدي که محل اجراي اين تکنيک را صندلي داغ (21) مي ناميد. گفت مکشوف و برهنه، بي غلول بازگو، رنجم مده، اي بوالفضول پرده بردار و برهنه گو که من مي نگنجم با صنم در پيرهن حتي بطور بسيار واضح و بدون هيچ تفسيري مي توان تست تداعي کلمات يونگ (22) را در دفتر اول مثنوي ديد. آن حکيم خارچين، استاد بود دست ميزد، جابجا مي آزمود ز آن کنيزک بر طريق داستان باز ميپرسيد حال دوستان دوستان شهر او را بر شمرد بعد از آن شهر دگر را نام برد نام شهري گفت، و ز آن هم گذشت رنگ روي و نبض او، ديگر نگشت شهر شهر و خانه خانه، قصه کرد ني رگش جنبيد و ، ني رخ گشت زرد در پايان مي توان گفت که آنچه مي توان از اشعار مولانا در باب درمان کشف کرد، پاياني ندارد. شايد در وقتي ديگر اين مهم فرهنگي و علمي به ثمر برسد. حال شاه و ميهمان برگو تمام ز آن که پاياني ندارد اين کلام در نيايد حال پخته هيچ خام پس سخن کوتاه بايد، والسلام پي نوشت ها :   1- Semiology 2- Mania 3- Monomania 4- Altered States Of Conscoiusness 5- Trance 6- Rapport 7- Confindentiality 8- Psychopath 9-Iatrogenic 10- Somatoform 11- Dynamic Conflicts 12- Symptomatic Main Core 13- Physical Exam 14- Chief Complain 15- Authority 16- Mentallist 17-Jim Rohn 18- Attitude Is Everything 19- A.e.d.p=Accelerated Experiencial-Dynamic Therapy 20- Significant Others 21- Hot Seat 22- Jung's Word Association Test   منبع: بهداشت روان، شماره 27      ...
موسسه دانش بنیان نیوشا

  اتابک وثوقی در سیزدهمین همایش گفتاردرمانی که به مدت ۳ روز در سالن شهید احمدی‌روشن دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی  برگزار شد، افزود: سیزدهمین همایش گفتاردرمانی فرصتی را برای ارائه مشکل پزشکی از راه دور در گفتار درمانی، آموزش و و مشاوره به خانواده و بیمار، تکنولوژی‌های نوین و کاربرد آن در گفتاردرمانی، پزشکی قانونی و گفتار درمانی و استانداردهای خدمات این رشته فراهم  آورده است.وی در ادامه مداخله بهنگام را در تمام اختلالات و بیماری ها موثر دانست و خاطرنشان کرد: شیوع روزافزون اختلالات گفتاری بیانگر اهمیت نقش گفتاردرمانگران است و چنانچه والدین متوجه اختلالی در گفتار فرزند خود شدند، با گفتاردرمانگر مشورت کنند.خواندن ادامه مطلب...
TOP