W3Schools W3Schools

مهدی جاویدی

نویسنده این ماجرا رو نمیدونم ولی احتمالا از شهر تبریز هستن :چند وقت پيش با پدر و مادرم رفته بوديم رستوران كه هم آشپزخانه بود هم چند تا ميز گذاشته بود براي مشتريها ,, افراد زيادي اونجا نبودن , 3نفر ما بوديم با يه زن و شوهر جوان و يه پيرزن پير مرد كه نهايتا 60-70 سالشون بود ,,ما غذا مون رو سفارش داده بوديم كه يه جوان نسبتا 35 ساله اومد تو رستوران يه چند دقيقه اي گذشته بود كه اون جوانه گوشيش زنگ خورد , البته من با اينكه بهش نزديك بودم ولي صداي زنگ خوردن گوشيش رو نشنيدم, بگذريم شروع كرد با صداي بلند صحبت كردن و بعد از اينكه صحبتش تمام شد رو كرد به همه ما ها و با خوشحالي گفت كه خدا بعد از 8 سال يه بچه بهشون داده و همينطور كه داشت از خوشحالي ذوق ميكرد روكرد به صندوق دار رستوران و گفت اين چند نفر مشتريتون مهمونه من هستن ميخوام شيرينيه بچم رو بهشون بدم ,,به همشون باقالي پلو با ماهيچه بده ,, خوب ما هممون با تعجب و خوشحالي داشتيم بهش نگاه ميكرديم كه من از روي صندليم بلند شدم و رفتم طرفش , اول بوسش كردم و بهش تبريك گفتم و بعد بهش گفتم ما قبلا غذا مون رو سفارش داديم و مزاحم شما نميشيم, اما بلاخره با اسرار زياد پول غذاي ما و اون زن و شوهر جوان و اون پيره زن پيره مرد رو حساب كرد و با غذاي خودش كه سفارش داده بود از رستوران خارج شد , ,,,خب اين جريان تا اين جاش معمولي و زيبا بود , اما اونجايي خيلي تعجب كردم كه ديشب با دوستام رفتيم سينما كه تو صف براي گرفتن بليط ايستاده بوديم , ناگهان با تعجب همون پسر جوان رو ديدم كه با يه دختر بچه 4-5 ساله ايستاده بود تو صف ,,, از دوستام جدا شدم و يه جوري كه متوجه من نشه نزديكش شدم و باز هم با تعجب ديدم كه دختره داره اون جوان رو بابا خطاب ميكنه ,,ديگه داشتم از كنجكاوي ميمردم , دل زدم به دريا و رفتم از پشت زدم رو كتفش ,, به محض اينكه برگشت من رو شناخت , يه ذره رنگ و روش پريد ,, اول با هم سلام و عليك كرديم بعد من با طعنه بهش گفتم , ماشالله از 2-3 هفته پيش بچتون بدنيا اومدو بزرگم شده,, همينطور كه داشتم صحبت ميكردم پريد تو حرفم گفت ,, داداش او جريان يه دروغ بود, يه دروغ شيرين كه خودم ميدونم و خداي خودم,,ديگه با هزار خواهشو تمنا گفت ,,,,, اون روز وقتي وارد رستوران شدم دستام كثيف بود و قبل از هر كاري رفتم دستام رو شستم ,, همينطور كه داشتم دستام رو ميشستم صداي اون پيرمرد و پير زن رو شنيدم البته اونا نميتونستن منو ببينن كه دارن با خنده باهم صحبت ميكنن , پيرزن گفت كاشكي مي شد يكم ولخرجي كني امروز يه باقالي پلو با ماهيچه بخوريم ,, الان يه سال ميشه كه ماهيچه نخوردم ,,, پير مرده در جوابش گفت , ببين امدي نسازيها قرار شد بريم رستوران و يه سوپ بخريم و برگرديم خونه اينم فقط بخاطر اينكه حوصلت سر رفته بود ,, من اگه الان هم بخوام ولخرجي كنم نميتونم بخاطر اينكه 18 هزار تومان بيشتر تا سر برج برامون نمونده ,,همينطور كه داشتن با هم صحبت ميكردن او كسي كه سفارش غذا رو ميگيره اومد سر ميزشون و گفت چي ميل دارين ,, پيرمرده هم بيدرنگ جواب داد , پسرم ما هردومون مريضيم اگه ميشه دو تا سوپ با يه دونه از اون نوناي داغتون برامون بيار ,,من تو حالو هواي خودم نبودم همينطور اب باز بود و داشت هدر ميرفت , تمام بدنم سرد شده بود احساس كردم دارم ميميرم ,,رو كردم به اسمون و گفتم خدا شكرت فقط كمكم كن ,, بعد امدم بيرون يه جوري فيلم بازي كردم كه اون پير زنه بتونه يه باقالي پلو با ماهيچه بخوره همين ,,ازش پرسيدم كه چرا ديگه پول غذاي بقيه رو دادي ماهاكه ديگه احتياج نداشتيم ,, گفت داداشمي ,, پول غذاي شما كه سهل بود من حاضرم دنياي خودم و بچم رو بدم ولي ابروي يه انسان رو تحقير نكنم ,, اين و گفت و رفت ,,يادم نمياد كه باهاش خداحافظي كردم يا نه , ولي يادمه كه چند ساعت روي جدول نشسته بودم و به دروديوار نگاه ميكردم و مبهوت بودم ,,,, واقعا راسته كه خدا از روح خودش تو بدن انسان دميد....
پاسخ گوی سایت

با توجه به اینکه مقوله پزشکی بحث بسیار حساسی بوده و با زندگی انسانها ارتباط دارد و علاوه بر آن با اعتمادی که بیمار به پزشک می کند و برخی مطالب محرمانه را با ایشان در میان می گذارد، و از طرف دیگر برخی از افراد بدون داشتن هیچ تخصصی و البته با داشتن علاقه شدید به پزشک شدن خود را دکتر معرفی می کنند لذا لزوم اعتبار سنجی و درستی آزمایی ادعاهای صورت گرفته از طرف اعضا امری بدیهی به نظر می رسد. البته این امر نباید مایه ناراحتی پزشکان عزیز باشد زیرا با این کار پزشکان حقیقی از مدعیان پزشکی تشخیص داده می شوند. مطالب بالا در دنیای حقیقی نیز صدق می کند . چه بسیار مطب هایی که توسط پزشکان قلابی دایر گردیده و بعد از شکایت افراد جعلی بودن مدارک انها مشخص می گردد. در دنیای مجازی جعل هویت بسیار راحت تر بوده و چه بسا کسی با نام و مشخصات یک پزشک حیقیقی در سایت عضو شود و بجای ایشان با سایرین ارتباط برقرار کند. در فیس بوک هم صفحات بسیاری با نام افراد مشهور توسط طرفداران یا اشخاص دیگر ایجاد شده که خود شخص از وجود چنین صفحاتی خبر نداشته و مطالب منتشر شده را تکذیب می کند. برای همین از شما درخواست مینمایم روشهایی که به نظر شما ممکن است استفاده شود تا به اعتبار سنجی و اعتماد سازی بیشتر کمک کند را پیشنهاد دهید.بعنوان نمونه من چند روش زیر را پیشنهاد می کنم: 1- الزامی نمودن الصاق عکس حقیقی و اعلام آدرس و شماره تماس و وارد نمودن شماره نظام پزشکی و تطابق آن با سایت نظام پزشکی و اعطای نشان تایید نظام پزشکی 2- تایید 3 پزشک دیگرکه شرایط بند 1 را داشته باشند و اعطای نشان تایید هویت 3- حضور نماینده طب بوک در مطب یا کلینیک و مذاکره مستقیم با شخص پزشک...
دکتر زهرا عباس زاده

خود‌شیفته به‌ کسی گفته می‌شود که خیلی‌ عاشق خودش باشد تعریف لغت خود شیفته ترجمه لغت Narcissism (نارسیسیسم) است که از یک افسانه یونانی گرفته شده است. خودشیفتگی تعریف لغت خود شیفته ترجمه لغت Narcissism (نارسیسیسم) است که از یک افسانه یونانی گرفته شده است. در این افسانه مرد جوانی به نام نارسیوس عاشق عکس خود که در آب افتاده بود شد. و وقتی به آب پرید تا آن را که فکر می‌کرد حوری دریایی است بگیرد، غرق شد. بعد‌ها با استعمال عمومی، این اصطلاح در روان‌شناسی برای توصیف طبقه‌ای از اختلالات شخصیت مورد استفاده قرار گرفت. اگر می‌خواهید چنین افرادی را در برخوردهای ابتدایی بشناسید و در روابطتان با آنها با شناخت بهتر و بیشتری رفتار کنید، خواندن این نوشتار را از دست ندهید. خود‌شیفته در‌ اصطلاح به‌ کسی گفته می‌شود که خیلی‌ عاشق خودش باشد. اگرچه «دوست داشتن خود»، ویژگی مطلوبی است ولی زیاده‌روی در «دوست داشتن خود»، باعث به‌وجود‌آمدن مشکلاتی می‌شود که این نه‌تنها خود فرد بلکه اطرافیان او را هم می‌آزارد. خودشیفتگی(نارسیسیسم) می‌تواند یک مانع‌جدی در‌روابط و مناسبات میان فردی باشد. ویژگی‌های یک شخصیت خودشیفته می‌تواند به‌عنوان یک عامل‌منفی به‌هر ارتباطی ضربه بزند. اگرچه همه افراد تا‌حدی ویژگی‌های خودشیفتگی را دارند و گاهی آن را بروز می‌دهند اما افرادی هم به‌طور خاص مبتلا به‌خودشیفتگی هستند، یعنی خودشیفتگی به یک‌رفتار بارز یا ویژگی شخصیتی در آنها بدل شده است، بیماران خود شیفته (narcissistic personality disorder) با احساس عمیق «اهمیت خود، خود بزرگ بینی و نوعی بی‌نظیر بودن» مشخص می‌شوند. این افراد خود را آدمهای خاصی می‌پندارند، درباره توانایی‌های خود اغراق و غلو می‌کنند، محتاج توجه و تایید، شعف، تعجب، مهربانی زیاد هستند و انتظار دارند بطور خاصی نیز با آن‌ها رفتارشود. تحمل انتقاد بر ایشان سخت است و در مقابل آن خشمگین شده، فرد مورد نظر را به «نادانی، حماقت و عدم درک واقعیت» متهم می‌کنند. خود را قوی، مشهور، دانا‌ترین و … قلمداد کرده، انتظار اطاعت و پیروی دیگران را دارند. چون دیگران نمی‌توانند خواسته‌های آن‌ها را برآورده سازند. چون بزرگ بینی او در تضاد با واقعیت است، روابط اجتماعیشان شکننده بوده و مسائل بین فردی، شغلی و فقدانهای زیادی دارند که با رفتارخود آن‌ها را بوجود می‌آورند، در حالی که هیچ بینش و آگاهی نسبت به آن‌ها ندارند. ویژگی افراد خودشیفته: دیگران را نادیده می‌گیرند: از نظر فردی که مبتلا به‌اختلال خودشیفتگی یا نارسیسیسم است دیگران تنها وسیله و ابزاری هستند که به او کمک می‌کنند تا به اهدافش برسد. بنابراین طرز تفکر افراد خودشیفته به دیگران این است که چگونه می‌توانند از آنها استفاده و برای هدفی که دارند از حمایت آنان بهره‌برداری شخصی کنند. شخصی که به‌خواسته‌های این‌گونه افراد تن ندهد، کسی‌که موافق این‌گونه افراد نباشد یا کسی‌که آنها را آن‌گونه که خود می‌پندارند برتر و خاص ندارند، از نظر آنها افراد وجود خارجی ندارند و به‌قول معروف به چشم‌شان نمی‌آید. به همین دلیل خودشیفته‌ها گاهی با مردم بی‌ادبانه یا نامناسب رفتار می‌کنند زیرا از نظرشان دیگران تنها ابزاری هستند که باید مورداستفاده قرار گیرند و چنان‌چه دیگر به‌کارشان نیایند یا بعد از آن‌که به واسطه آنها به هدفشان رسیدند، طوری با آنها رفتار می‌کنند که انگار‌نه‌انگار این افراد زمانی یار غار و همنشین قافله آنها بوده‌اند. حیا را قورت داده‌اند: شخصی‌که تا‌حد بیمارگونه مبتلا به خودشیفتگی(نارسیسیسم) است کم‌کم احساس شرم و حیا را از دست می‌دهد یا کمتر از دیگر افراد احساس شرم‌و‌حیا می‌کند. به عبارت دیگر رفتارهایی که باعث می‌شود دیگران به‌طور‌طبیعی از انجام آنها احساس شرمساری کنند بر‌این افراد تاثیر مشابه ندارد. بنابراین بازی با احساسات دیگران، سوءاستفاده از سایر افراد و دست انداختن آنها هیچ‌گونه عذاب وجدان یا ناراحتی برای خودشیفته‌ها به همراه ندارد و احساس شرمساری نمی‌کنند. برای آنها به‌بازی گرفتن احساسات طرف مقابل باعث شرمساری نیست زیرا آنها همیشه خود را بالاتر از دیگران می‌بینند. آنها چیزی را می‌خواهند، پس آن را به‌دست می‌آورند، صرف‌نظر از این که این کار چه تاثیری بر دیگران دارد. از خودشان تصویر ذهنی تحریف شده دارند: فرد سالم از نظر شخصیتی قادر به‌درک‌ و ‌شناخت عیوب‌و‌ایرادهای خود هست، هرچند ممکن است پذیرش این عیوب برایش ساده نباشد. مثلا ممکن است بداند که باید قدری صبورتر باشد چون زود عصبانی می‌شود یا باید تواضع بیشتری داشته باشد چون خودخواه است یا قدری مودبانه‌تر صحبت کند چون کمی بی‌ملاحظه است و باعث ناراحتی دیگران می‌شود، اما به‌هر‌حال به‌این‌عیوب واقف است. در حالی‌که افراد خودشیفته، به‌حدی خودشان را کامل می‌بینند که تصور ایراد را هم از خود دور می‌دانند. به‌دلیل‌کامل دانستن خود، این افراد هیچ انگیزه‌ای برای بهبود ندارند و هرگونه تغییر در رفتار دور از انتظار آنان است. تحقیر دیگران برایشان عادی است: معمولا افراد خودشیفته احساس برتری و فوق‌العاده بودن می‌کنند لذا اگر ارزش و اعتبارشان به‌خطر بیفتد به قیمت نابود‌کردن و حتی متلاشی‌کردن زندگی دیگران سعی در اصلاح ‌امور خود دارند. آنها دیگران را لگد مال می‌کنند، مقام و منزلت آنها را تنزل می‌دهند و آنها را پست و زبون می‌کنند تا خود احساس برتری کنند. این موضوع به‌خصوص در ارتباطات مشترک نیز دیده می‌شود. اگر شما با یک شخص خودشیفته ازدواج کنید، اولا باید بدانید که همسرتان هیچ ایرادی ندارد، پس نباید ایرادی از او بگیرید، ثانیا این فرد به‌طور مرتب با تضعیف اعتماد‌به‌نفس شما و خوار و حقیر‌کردن شما خودش را خشنود خواهد کرد و این یعنی این‌که شما باید سال‌ها با این تفکر که موجودی پست و بی‌ارزش هستید و تنها هدف شما ارایه خدمات و سرویس به همسر خودشیفته‌تان است، با او زندگی کنید. از همه طلبکار هستند: افراد خودشیفته خودشان را افرادی خاص و برتر تصور و احساس می‌کنند، باید خواسته‌هایشان به‌خودی‌خود و بدون‌هر‌گونه پرسشی برآورده شود. آنها نسبت به چنین رفتاری احساس طلبکارانه، حق به‌جانب و مدعی دارند لذا هنگامی‌که این‌امر محقق نشود به عصبانیت‌های بی‌دلیل یا خشم و غضب خودپسندانه‌ای دچار می‌شوند. از آن‌جایی که تصور تحریف شده‌ای درباره اهمیت خود دارند و فکر می‌کنند همیشه حق با آنهاست، چنان‌چه‌ کسی خواسته‌های آنان را برآورده نکند، تمام تلاش خود را برای تحقیر همه‌جانبه آن شخص، بدون هیچ احساس عذاب‌وجدانی، به‌کار می‌گیرند. نوچه پرور هستند: همیشه دور و بر این افراد‌کسانی وجود دارند که خودشیفتگی آنها را تقویت می‌کنند. همیشه کسانی هستند که جذب این افراد می‌شوند و با رفتارهای خود در کوره خودشیفتگی آنها می‌دمند. معمولا افرادی جذب یک فرد خودشیفته می‌شوند که اعتماد‌به‌نفس کمی دارند، خود را حقیر می‌دانند و در ارتباط با یک خودشیفته تمایلات خودآزارانه یا مازوخیسمی خود را برآورده می‌کنند. از طرف دیگر، خودشیفته‌ها نیز با تحقیر مداوم این افراد هم برتری خود را حفظ می‌کنند و هم ناخواسته با این‌کار باعث اطاعت‌پذیری آنها می‌شوند. روش درمان خودشیفتگی(نارسیسیسم( 1. روان درمانی اختلال شخصیت خود شیفته بی‌‌‌نهایت مشکل است. چون برای پیشرفت درمان این افراد باید دست از تمایلات خود شیفتگی بردارند تا بتوانند با درمانگر رابطه برقرار نمایند. و این مستلزم بینش و آگاهی بیمار نسبت به رفتار وتفکر خود است. این بینش در اصل وجود ندارد و اگر هم به مشکل خود بینش پیدا کنند به دنبال آن تصویر متلاشی شده خود باعث می‌شود که دوباره رفتار و تفکر خود بزرگ بینی را در پیش بگیرند. 2. دارو درمانی همراه با روان درمانی استفاده از ضد افسردگی‌ها و کربنات لیتیوم برای تحمل بهتر احساس طرد شدن و نوسانات خلقی مفید است. http://www.beytoote.com/psychology/khanevde-m/love3-it.html...
کلمات کلیدی: شخصیت خودشیفته
پاسخ گوی سایت

لطفا جمله ، پیام ، شعار ، یا متنی یا عکس که به نظر شما با شنیدن یا دیدن آن، در جامعه هدف ( پزشکان ، داروسازان ، کلینیک ها- بیمارستانها و ...) انگیزه ای برای پیوستن به طب بوک ایجاد می شود را بیان فرمایید. به بهترین جمله یا عبارت جایزه ویژه لینک طب بوک ای در نظر گرفته خواهد شد.( می توانید جایزه را خود شما پیشنهاد کنید)...
غضنفر   قاسمي آذر

هوميوپاتي توسط پزشك آلماني حدود 250 سال قبل ابداع گرديد و سازمان بهداشت جهاني آن را بعنوان بزرگترين سيستم درماني پس از پزشكي رايج به رسميت شناخته است و بر اساس اصل مشابهت (مشابه مشابه را درمان ميكند ) پايه گذاري شده و عبارت است از : هر ماده اي كه بتواند موجب بروز علائمي در انسان سالم گردد ميتواند همان علائم را در انسان بيمار درمان نمايد بشرطيكه اين دارو طبق روش دكتر هانمن رقيق سازي و آماده شود. هوميوپاتي ميتواند به عنوان پيشگيري و درمان بيماريها در انسانها و حيوانات مورد استفاده قرار گيرد مخصوصا بيماريهاي مزمن (مثل افسرگي،  مشكلات ناشي از ازدست دادن عزيزان، مشكلات سايكوسوماتيك IBS يا روده تحريك پذير و بيماريهاي جسمي مثل روماتيسم، ميگرن، آسم، آكنه و ...).يك سيستم سالم مثل يك كارخانه داروسازي طبيعي است كه ميداند كدام دارو در چه زماني و تا چه اندازه اي مورد نياز بدن مي باشد كه بتواند موجب تعادل بدن شود. هوميوپاتي تحريك خود سيستم دفاعي و ايمني بدن جهت ساختن دارو در زمان لزوم وبه مقدار معين بكار ميرود.داروهاي هوميوپاتي از منابع گوناگوني كه اغلب طبيعي است مثل گياهان ، حيوانات و مواد معدني گرفته ميشود. سپس تا درجه اي رقيق ميشوند كه هيچ مولكول شيميايي در آن موجود نباشد واين محلولهاي رقيق شده شامل اثر ماده اوليه مي باشد. قانون مشابهت:طبق قانون مشابهت، هر آنچه كه بتواند در انسان سالم مشكلي ايجاد كند، مي‏تواند همان مشكل را در يك فرد بيمار درمان كند. براي مثال اگر دارويي در افراد سالم حالت اضطراب ايجاد كند، افراد مضطرب را مي‏تواند درمان كند. اين قانون كه در نگاه اول بسيار عجيب به نظر مي‌رسد پايه تجويز دارو در هوميوپاتي است و تجربه و مطالعات متعدد و گسترده نشان داده است كه با استفاده از اين قانون مي‌توان بيماري‌هاي مختلف جسمي، رواني و ذهني را به خوبي درمان نمود. لغت «هوميوپاتي» نيز به معناي «مشابه بيماري» است كه با توجه به قانون مشابهت انتخاب شده است....
TOP