W3Schools W3Schools

user Name

جستجوی پزشک در سازمان نظام پزشکی

جراحی چاقی لاپاروسکوپیک

متخصص پوست و مو

کلینیک فوق تخصصی گوارش اطفال

لیپوماتیک

    متخصص سکس تراپیست و زوج درمانگر    
پاسخ گوی سایت

با توجه به اینکه مقوله پزشکی بحث بسیار حساسی بوده و با زندگی انسانها ارتباط دارد و علاوه بر آن با اعتمادی که بیمار به پزشک می کند و برخی مطالب محرمانه را با ایشان در میان می گذارد، و از طرف دیگر برخی از افراد بدون داشتن هیچ تخصصی و البته با داشتن علاقه شدید به پزشک شدن خود را دکتر معرفی می کنند لذا لزوم اعتبار سنجی و درستی آزمایی ادعاهای صورت گرفته از طرف اعضا امری بدیهی به نظر می رسد. البته این امر نباید مایه ناراحتی پزشکان عزیز باشد زیرا با این کار پزشکان حقیقی از مدعیان پزشکی تشخیص داده می شوند. مطالب بالا در دنیای حقیقی نیز صدق می کند . چه بسیار مطب هایی که توسط پزشکان قلابی دایر گردیده و بعد از شکایت افراد جعلی بودن مدارک انها مشخص می گردد. در دنیای مجازی جعل هویت بسیار راحت تر بوده و چه بسا کسی با نام و مشخصات یک پزشک حیقیقی در سایت عضو شود و بجای ایشان با سایرین ارتباط برقرار کند. در فیس بوک هم صفحات بسیاری با نام افراد مشهور توسط طرفداران یا اشخاص دیگر ایجاد شده که خود شخص از وجود چنین صفحاتی خبر نداشته و مطالب منتشر شده را تکذیب می کند. برای همین از شما درخواست مینمایم روشهایی که به نظر شما ممکن است استفاده شود تا به اعتبار سنجی و اعتماد سازی بیشتر کمک کند را پیشنهاد دهید.بعنوان نمونه من چند روش زیر را پیشنهاد می کنم: 1- الزامی نمودن الصاق عکس حقیقی و اعلام آدرس و شماره تماس و وارد نمودن شماره نظام پزشکی و تطابق آن با سایت نظام پزشکی و اعطای نشان تایید نظام پزشکی 2- تایید 3 پزشک دیگرکه شرایط بند 1 را داشته باشند و اعطای نشان تایید هویت 3- حضور نماینده طب بوک در مطب یا کلینیک و مذاکره مستقیم با شخص پزشک...
پاسخ گوی سایت

لطفا جمله ، پیام ، شعار ، یا متنی یا عکس که به نظر شما با شنیدن یا دیدن آن، در جامعه هدف ( پزشکان ، داروسازان ، کلینیک ها- بیمارستانها و ...) انگیزه ای برای پیوستن به طب بوک ایجاد می شود را بیان فرمایید. به بهترین جمله یا عبارت جایزه ویژه لینک طب بوک ای در نظر گرفته خواهد شد.( می توانید جایزه را خود شما پیشنهاد کنید)...
saeed

از
عکس محرم ۹۲ عکس محرم ۹۲ عکس محرم ۹۲ عکس محرم ۹۲ عکس محرم ۹۲ عکس محرم ۹۲ عکس محرم ۹۲ عکس محرم ۹۲ عکس محرم ۹۲ عکس محرم ۹۲ عکس محرم ۹۲ عکس محرم ۹۲ عکس محرم ۹۲ عکس محرم ۹۲ عکس محرم ۹۲ ...
سارا

از
در اولین جلسه دانشگاه استاد، خودش را معرفی نمود و از ما خواست كه كسی را بیابیم كه تا به حال با او آشنا نشده ایم، برای نگاه كردن به اطراف ایستادم، در آن هنگام دستی به آرامی شانه‌ام را لمس نمود، برگشتم و خانم مسن كوچكی را دیدم كه با خوشرویی و لبخندی كه وجود بی‌عیب او را نمایش می‌داد، به من نگاه می‌كرد . او گفت: "سلام عزیزم، نام من رز است، هشتاد و هفت سال دارم، آیا می‌توانم باتو آشنا شوم؟" پاسخ دادم: "البته كه می‌توانید". پرسیدم: "چطور شما در چنین سنی به دانشگاه آمده اید؟" به شوخی پاسخ داد: "من اینجا هستم تا یك شوهر پولدار پیدا كنم، ازدواج كرده یك جفت بچه بیاورم، سپس بازنشسته شده و مسافرت نمایم." پرسیدم: "نه، جداً چه چیزی باعث شده؟" كنجكاو بودم كه بفهمم چه انگیزه‌ای باعث شده او این مبارزه را انتخاب نماید. به من گفت: "همیشه رویای داشتن تحصیلات دانشگاهی را داشتم و حالا، یكی دارم." پس از كلاس به اتفاق تا ساختمان اتحادیه دانشجویی قدم زدیم و در یك كافه گلاسه سهیم شدیم،‌ ما به طور اتفاقی دوست شده بودیم، ‌برای سه ماه ما هر روز با هم كلاس را ترك می‌كردیم، او در طول یكسال شهره كالج شد و به راحتی هر كجا كه می‌رفت، دوست پیدا می‌كرد، او عاشق این بود كه به این لباس درآید و از توجهاتی كه سایر دانشجویان به او می‌نمودند، لذت می‌برد، او اینگونه زندگی می‌كرد. در پایان آن ترم ما از رز دعوت كردیم تا در میهمانی ما سخنرانی نماید، من هرگز چیزی را كه او به ما گفت، فراموش نخواهم كرد، وقتی او را معرفی كردند، در حالی كه داشت خود را برای سخنرانی از پیش مهیا شده‌اش، آماده می‌كرد، به سوی جایگاه رفت، تعدادی از برگه‌های متون سخنرانی‌اش بروی زمین افتادند، آزرده و كمی دست پاچه به سوی میكروفون برگشته و به سادگی گفت: عذر می‌خواهم، من بسیار وحشتزده شده‌ام بنابراین سخنرانی خود را ایراد نخواهم كرد، اما به من اجازه دهید كه تنها چیزی را كه می‌دانم، به شما بگویم او گلویش را صاف نموده و‌ آغاز كرد: ما بازی را متوقف نمی‌كنیم چون كه پیر شده‌ایم، ما پیر می‌شویم زیرا كه از بازی دست می‌كشیم، تنها یك راه برای جوان ماندن، شاد بودن و دست یابی به موفقیت وجود دارد، شما باید بخندید و هر روز رضایت پیدا كنید. ما عادت كردیم كه رویایی داشته باشیم، وقتی رویاهایمان را از دست می‌دهیم، می‌میریم، انسانهای زیادی در اطرافمان پرسه می‌زنند كه مرده اند و حتی خود نمی‌دانند، تفاوت بسیار بزرگی بین پیر شدن و رشد كردن وجود دارد، اگر من كه هشتاد و هفت ساله هستم برای مدت یكسال در تخت خواب و بدون هیچ كار ثمربخشی بمانم، هشتاد و هشت ساله خواهم شد، هركسی می‌تواند پیر شود، آن نیاز به هیچ استعداد خدادادی یا توانایی ندارد، رشد كردن همیشه با یافتن فرصت ها برای تغییر همراه است. متأسف نباشید، یك فرد سالخورده معمولاً برای كارهایی كه انجام داده تأسف نمی‌خورد، بلكه برای كارهایی كه انجام نداده تاسف می خورد. او به سخنرانی اش با ایراد «سرود شجاعان»پایان بخشید و از فرد فرد ما دعوت كرد كه سرودها را خوانده و آنها را در زندگی خود پیاده نماییم. در انتهای سال، رز دانشگاهی را كه سالها قبل آغاز كرده بود، به اتمام رساند، یك هفته پس از فارغ التحصیلی رز با آرامش در خواب فوت كرد، بیش از دو هزار دانشجو در مراسم خاكسپاری او شركت كردند، به احترام خانمی شگفت‌انگیز كه با عمل خود برای دیگران سرمشقی شد كه هیچ وقت برای تحقق همه آن چیزهایی كه می‌توانید باشید، دیر نیست. پ.ن: کپی برداریه اما منبعش رو نمیدونستم. خیلی برام جالب بود، حداقل برای حال حاضرم واقعا مفید بود. یه تلنگر واقعی!...
TOP