Categories
user Name

جستجوی پزشک در سازمان نظام پزشکی

جراحی چاقی لاپاروسکوپیک

متخصص پوست و مو

کلینیک فوق تخصصی گوارش اطفال

لیپوماتیک

    Add To Your Category
      Posted: 2017-01-14 13:02:00
      www.salamatnews.com
      سلامت نیوز: آنچه امروز بعد از گذشت قریب به 4 سال مشاهده می شود اجرای یک طرح فرسایشی و بی بازده است که هزینه های هنگفتی را بر بدنه وزارت بهداشت وارد کرده است بدون آنکه اهداف سیاست گذاری شده را عملی کند. همچنین نظرسنجی های انجام شده، عدم رضایت مردم از اجرای این طرح را نشان می دهد. به گزارش سلامت نیوز، روزنامه تعادل نوشت: آنچه سازمان بهداشت جهانی از نظام سلامت تعریف می کند، عبارت است از: مجموعه فعالیت هایی که هدف اصلی آن حفظ، ارتقا و بازگرداندن سلامت به سطح جامعه است. در دنیای پیشرفته و پیچیده امروز به سختی می توان تعریفی واحد از نظام سلامت ارائه داد اما آنچه سازمان بهداشت جهانی از نظام سلامت بیان می دارد عبارت است از: مجموعه فعالیت هایی که هدف اصلی آن حفظ، ارتقا و بازگرداندن سلامت به سطح جامعه است. دو شیوه مدیریت در نظام سلامت در دنیا وجود دارد: -در نخستین شیوه مدیریتی که به آن سیستم تعاون همگانی گفته می شود همه عناصر کشور به نحوی در ارائه خدمات بهداشتی و درمانی شرکت دارند و همچنین بیمار این حق را دارد که به هر مرکز درمانی مراجعه کند. -شیوه دوم، خدمات ارائه شده توسط نظام سلامت و حرکت بیمار برای دریافت این خدمات را در سطوح مختلفی تعریف کرده و نظام مند ساخته است. به این سازوکار نظام مند، نظام ارجاع گفته می شود. فواید سیستم تعاون همگانی مدیریت با شیوه اول نتایجی همچون عدم دریافت پاسخ لازم به دلیل عدم شناخت بیمار و پزشک، ارائه خدمات تکراری و بی اثر، عدم ثبت سوابق درمانی و اطلاعات بیماری، اتلاف امکانات پیچیده برای امراض ساده یا بالعکس، عدم امکان پیگیری بیمار توسط تیم سلامت، مصرف بی رویه و خودسرانه دارو به دلیل تکرار درمان از سوی پزشکان و خستگی بیمار از عدم دریافت پاسخ صحیح و همچنین اتلاف خدمات پاراکلینیکی و افزایش هزینه واردشده به اقتصاد خانواده و دولت به دلیل عدم دریافت درمان مناسب را به دنبال دارد. از محسنات این شیوه مدیریتی می توان به آزاد بودن بیمار برای مراجعه به پزشک دلخواه، انتخاب آزادانه شغل و فعالیت توسط تیم سلامت، عدم نیاز به فرهنگ سازی در بطن جامعه و تیم سلامت و عدم فعالیت سلیقه یی بیمه ها اشاره نمود. اما در شیوه مدیریت دوم، حرکت بیمار جهت دریافت خدمات سلامت را پزشک خانواده تعیین می کند. پزشک خانواده، پزشکی عمومی است که خدمات سلامت را بدون در نظر گرفتن شرایط جنسیتی، اقتصادی، اجتماعی و میزان ریسک بیماری در اختیار افراد تحت پوشش و مدیریت خود قرار می دهد و در صورت نیاز، بیمار را به پزشک متخصص ارجاع می دهد. پزشک خانواده جمعیتی مشخص و تعریف شده توسط وزارت بهداشت و درمان را تحت پوشش خود دارد. بدین منظور در این شیوه مدیریتی بیمار به پزشک خانواده مراجعه می کند و در صورت نیاز به پزشک متخصص ارجاع داده می شود و بیمارستان و مراجع درمانی نیز موظف هستند پیرامون اقدامات انجام شده و خدمات ارائه شده به بیمار، پزشک خانواده را مطلع کند. بیان مساله طرح پزشک خانواده و نظام ارجاع از مهم ترین برنامه های راهبردی برای نظام سلامت یک کشور به شمار می آید. یکی از مهم ترین اصول حاکم بر سیستم سلامت، برتری و اولویت بهداشت بر درمان است، حال آنکه در زمان کنونی، ما شاهد آن هستیم که تمام سیاست گذاری های انجام شده در حوزه سلامت بر اساس درمان است و کمتر به امر مهم بهداشت و پیش گیری اهمیت داده می شود، حتی آموزش دانشجویان نیز درمان محور بوده و کمتر مشاهده می شود که مبانی و اساس آموزش ها سلامت محور باشند. با این حال، جامعه کنونی ما نیازمند دریافت خدمات بهداشتی و پیش گیرانه به منظور ارتقای سطح کیفی سلامت در جامعه است. در این میان، پزشک خانواده و نظام ارجاع راهکاری ضروری برای اصلاح زیرساخت های نظام سلامت کنونی محسوب می شود، بدیهی است در صورت اجرای صحیح و عدم مصادره به مطلوب سیاست های درمانی توسط سکان داران سلامت، استفاده بهینه و برنامه ریزی شده از منابع درمانی و ارتقای سطح سلامت در جامعه، شاهد افزایش سیاست های سلامت محورانه و خودمراقبتی با تکیه بر مشاوره های صحیح در بطن جامعه و نیز رفع معضل بیکاری جامعه پزشکی باشیم. در این سیستم درمانی به هر پزشک عمومی لیستی از افراد تحت پوشش توسط شرکت بیمه طرف قرارداد داده می شود و بیماران موظف می شوند به پزشک معرفی شده رجوع کنند. یا آنکه خودشان پزشک دلخواه خود را انتخاب نمایند و تحت پوشش پزشک خانواده قرار بگیرند. سه بخش از خدمات رسانی طبق تعاریف پزشک خانواده، مخارج درمان بیمار به عهده پزشک خانواده است و مبلغی به صورت تخمینی توسط شرکت بیمه گر در اختیار پزشک خانواده قرار می گیرد. خدمات پزشکی شامل کلیه اقدامات درمانی سرپایی، تجویز داروهای موردنیاز و آزمایش های تشخیص طبی و همچنین خدمات توان بخشی پایه توسط پزشک خانواده و تیم سلامت ارائه می شود. خدمات در سه سطح داده می شود: 1. سطح اول: در این سطح بیمار به پزشک خانواده مراجعه کرده و تمام خدمات لازم در این سطح اعم از سرپایی یا بستری را دریافت می کند. اما چنانچه خدمات در این سطح پاسخگوی نیاز درمانی مراجعه کننده نباشد، پزشک خانواده بیمار را به سطح دوم ارجاع می دهد. همچنین پزشکان علاوه بر ارائه خدمات درمانی، وظایف کلیدی دیگری هم دارند از جمله ترویج سلامت محوری و اندیشه خودمراقبتی، جلب حمایت سازمان ها و نهادهای خصوصی برای ارتقای سلامت و برنامه های سلامت و اجرای برنامه های حفظ سلامت (health maintenance) که شامل اقدامات پیشگیرانه و بهداشتی است. 2. سطح دوم: در این سطح پزشکان متخصص ارجاع شدگان از سوی پزشک خانواده را می پذیرند و تمام اقدامات لازم را برای ارجاع شدگان به عمل می آورند و در نهایت نتیجه اقدامات و خدمات ارائه شده و وضعیت بیمار را به پزشک خانواده اطلاع می دهند. 3. سطح سوم: در این سطح پزشکان فوق تخصص در رشته های مختلف، خدماتی را به ارجاع شوندگان از سطح دوم ارائه می دهند. دلیل اصلی سطوح بندی خدمات در نظام ارجاع و پزشک خانواده افزایش کیفیت سلامت و بهبود دریافت درمان و صرفه جویی در زمان دریافت درمان مناسب است. اجرای مناسب این سطوح می تواند از هزینه های واردشده به بیمار و همچنین دولت بکاهد و مانع اتلاف امکانات کلینیکی و پاراکلینیکی به دلیل کاهش درمان های تکراری شود. نتایج اجرای طرح نظام ارجاع طرح نظام ارجاع در ایران از ابتدای سال 84 فعالیت خود را در مناطق روستایی و شهری زیر 20000 نفر آغاز کرد. اما اجرای سیاست های آن با مشکلاتی همراه بوده است. نمونه یی از اجرای طرح پزشک خانواده در مناطق شهری استان فارس است. حدود 4 سال از اجرای طرح پزشک خانواده شهری به صورت آزمایشی و پایلوت در استان فارس می گذرد؛ طرحی که در صدر سیاست های کلان آن جایگزینی سلامت محوری و ارتقای بهداشت به جای درمان محوری بود تا بدین وسیله از هزینه های درمانی کاسته شود و به جای آن ارزیابی های بهداشتی و پیش گیرانه بسترسازی شود. اما آنچه امروز بعد از گذشت قریب به 4 سال مشاهده می شود اجرای یک طرح فرسایشی و بی بازده است که هزینه های هنگفتی را بر بدنه وزارت بهداشت وارد کرده است بدون آنکه اهداف سیاست گذاری شده را عملی کند. همچنین نظرسنجی های انجام شده، عدم رضایت مردم از اجرای این طرح را نشان می دهد که دلایل مختلفی دارد از جمله: -عدم فرهنگ سازی مناسب در بطن جامعه پیش از اجرای طرح پزشک خانواده -همزمانی طرح تحول سلامت با نظام ارجاع که سبب سردرگمی در میان مردم شده است -عدم رضایت تیم درمان از پرداختی های صورت گرفته، به نحوی که گردابی بزرگ میان دریافتی های پزشکان خانواده و سیاست های شرکت های بیمه یی ایجاد شده و در مواردی مشاهده شده که کسوراتی غیرقانونی توسط بیمه ها صورت گرفته است که موجب نارضایتی عمیق پزشکان شده است. از طرف دیگر بعضی پزشکان در میزان ارجاعاتی که می دهند با هم رقابت کرده و برخی دانشگاه های علوم پزشکی و بیمارستان های تابعه با وجود دریافت اعتبارات هنگفت به دلیل عدم وجود سازوکار مناسب و عدم اقدامات زیربنایی با کسری بودجه مواجه شده اند. - جمعیت قابل توجهی از پزشکان عمومی در این طرح شرکت نکرده اند که همین مساله ناهماهنگی گسترده یی را در اجرای خدمات ایجاد کرده است. توسعه و موفقیت هر طرحی به میزان رضایت مندی دریافت کنندگان آن طرح بستگی دارد و میزان رضایتمندی نیز باید از طریق پایش و ارزشیابی های منظم برآورد شود اما متاسفانه شاهد آن هستیم که در طرح پزشک خانواده و نظام ارجاع هیچ گونه پایش و ارزیابی مشخصی توسط سیاست گذاران و سرمایه گذاران این طرح صورت نگرفته است و نه تنها به اهداف طراحی شده نائل نشده اند بلکه دل زدگی و بی تدبیری فاحشی را در بین ارجاع شوندگان ایجاد کرده اند. حال این سوال مطرح می شود که آیا زمان آن فرانرسیده است که برای طرح نظام ارجاع و پزشک خانواده تدبیری صورت گیرد؟ موفقیت طرح منوط به خرد جمعی و مشارکت مسوولان و جامعه درمانگر و مردم است که متاسفانه در این رابطه هیچ اقدامی از جانب سازمان های مربوطه صورت نگرفته است و به این صورت باز هم به علت عدم وجود فرهنگ سازی و بسترسازی زیرساخت های لازم، رفته رفته شاهد آن خواهیم بود که نظام ارجاع و پزشک خانواده که فی نفسه طرحی کارآمد است و در اکثر کشورهای پیشرفته دنیا در حال انجام است در ایران به یک بحران مدیریتی تبدیل گردد و مردم و جامعه پزشکی را نسبت به هرگونه اصلاحات زیرساختی دلسرد کند و باز هم بودجه هنگفتی را تلف کند. تاکنون هزینه یی چشم گیر را به این طرح اختصاص داده اند بی آنکه اثری از تحقق اهداف سلامت محورانه دیده شود. این وضعیت ناشی از عدم مدیریت صحیح و فقدان بسترسازی فرهنگی، طولانی و فرسایشی شدن طرح قبل از تعمیم به سایر نقاط کشور، عدم آموزش صحیح تیم سلامت برای تصدی گری در نظام ارجاع و پزشک خانواده و در نهایت عدم پایش سازمان های ذی ربط است. همچنین در این طرح ایرادات قانونی نیز وارد است که در آن انتخاب آزادانه شغل سلب شده است و پزشکان را وادار به شرکت در طرح نظام ارجاع و پزشک خانواده کرده است که این خود با اصول آزادی در انتخاب شغل مغایرت دارد. همچنین طبق عدالت اجتماعی و قوانین حاکم بر کار، چنانچه کارفرما قرارداد کاری موجود را ملغی کند، به طرف دیگر قرارداد، حق بیمه و سنوات تعلق می گیرد اما در این طرح چنانچه کارفرما قرارداد فیمابین را منتفی کند هیچ گونه حق بیمه یا سنواتی به پزشکان تعلق نمی گیرد که از ایرادات قانونی وارد بر طرح است. نتیجه گیری همان طور که ذکر شد، طرح نظام ارجاع و پزشک خانواده فی نفسه طرحی کارآمد و مترقی محسوب می شود. در قانون اساسی بندی با این مضمون آمده است: تامین نیازهای اساسی: مسکن، خوراک، پوشاک، بهداشت، آموزش وپرورش و امکانات لازم برای تشکیل خانواده. طبق این بند، قانون اساسی بر این مهم تاکید می کند که باید طرح ها و ضوابطی حاکم شود که تامین بهداشت و درمان یکی از محورهای اصلی آن باشد و به نظر می رسد، نظام ارجاع و پزشک خانواده کلیدی مهم در رسیدن به تحقق این مهم است. این طرح درصورتی که به دقت و با سیاست گذاری صحیح انجام گیرد، می تواند به ایجاد بستری مناسب در جهت ترویج فرهنگ استفاده مطلوب و بجا از خدمات پاراکلینیکی و دارویی کشور و کاهش اتلاف منابع درمانی کمک شایانی کند. همچنین می تواند مانع از مراجعات مکرر و غیرضروری به پزشک شود و بیماری ها در اسرع وقت با برنامه ریزی و پشتیبانی تیم سلامت تشخیص داده شود و باعث ارتقای شاخص های سلامت محورانه شود و از تخلفات پزشکی موجود در سیستم درمانی جلوگیری کند. این طرح کاهش هزینه های جاری درمان را نیز به دنبال دارد و با اجرای صحیح، بعضی از خدمات نیز رایگان ارائه می شوند. آنچه امروز از طرح پزشک خانواده در حال اجراست یک خطای مدیریتی و عدم وجود سیاست گذاری متناسب با شرایط اقتصادی و اجتماعی و اقلیمی ایران است که این طرح کارآمد را به یک طرح فرسایشی و بی بازده تبدیل کرده است. لازمه اجرای هر طرح موفقی فرهنگ سازی، برنامه ریزی مدون و ارزیابی و پایش طرح حین اجراست که طرح در حال اجرا در زمان کنونی فاقد همه موارد بالاست و نیازمند رسیدگی و مدیریت مسوولان سلامت کشور در اسرع وقت است.
      Posted: 2017-01-14 12:59:00
      www.salamatnews.com
      سلامت نیوز-*راحله فلاح: اسم بگومگوهای زن و شوهری را گذاشته اند نمک زندگی. اما آیا این نمک واقعاً به زندگی مشترک طعم مناسبی می دهد؟ به گزارش سلامت نیوز به نقل از تبیان، وقتی دو نفر وارد زندگی مشترک می شوند و زیر یک سقف قرار می گیرند، به تدریج تفاوت هایشان خودی نشان می دهند. اغلب اوقات، این تفاوت ها نه آنقدر شدیدند که بلافاصله به طلاق منجر شوند و نه آنقدر ضعیف که به این سادگی ها دست از سر آنها بردارند. در نتیجه تعارض هایی بینشان ایجاد می شود که توجه آنها به تشابهات و اشتراکات را تحت تأثیر منفی خود قرار می دهند. به همین دلیل لازم است زوج ها با راهکارهایی برای مدیریت کردن این قبیل تعارض ها آشنا شوند. کنترل بحث را در دستانتان بگیرید مدیریت کردن تعارضات زناشویی، آنقدرها هم که به نظر می رسد سخت نیست. البته نه اینکه کار آسانی هم باشد اما بیشتر از اینکه سخت و پیچیده باشد نیازمند انگیزه و تمرین است. برای موفقیت در این هدف از چند راهکار زیر می توانید استفاده کنید: آرامش تان را حفظ کنید موقعی که بین شما و همسرتان بگومگویی ایجاد می شود، حالت خُلقی شما از شکل آرامش و تعادل خارج می شود و به عصبانیت و احساس تهدید تغییر می کند. پس سعی کنید در این موقعیت ها آرامشتان را حفظ کنید و تسلیم عصبانیت ناشی از شرایط نشوید. وجود تعارض را به شیوه های سالم ابراز کنید مهارت های ارتباط برقرار کردن با همسر، گوش کردن، اشتراک نظر و حل مسئله به شما کمک می کنند تا بتوانید خشم تان را به شیوه های سالم تری نشان بدهید. در زمان ابراز خشم سعی کنید روی همان موضوع خاصی که بابت آن از دست همسرتان دلخور هستید، تمرکز کنید و از گفتن حرف های کلی درباره او و یا پیش کشیدن بحث های گذشته جداً پرهیز کنید. در آرامش با هم گفتگو کنید وقتی عصبانی هستید وارد بحث نشوید. چند دقیقه ای وقت بخرید و وقتی آرام شدید وارد صحبت و بحث شوید آن هم بدون طعنه، سرزنش و تحقیر. علامتی برای آتش بس تعیین کنید با همسرتان صحبت کنید و روی این موضوع توافق کنید که هر کدام از شما هر وقت که از صحبت های مطرح شده احساس ناراحتی کردید می توانید آن را متوقف کنید. کاری برای انجام دادن داشته باشید وقتی صحبت و یا بحث متوقف شد به سراغ کاری بروید که قبل از شروع بحث تصمیم داشتید آن را انجام بدهید. و آن را انجام بدهید. تعارض را حل کنید اگر آتش بس را موقعی اعلام کردید که هنوز بین شما و همسرتان مقداری تعارض باقی مانده بود، با توافق هم در فرصت دیگری که برای هر دو مناسب باشد، در مورد آن صحبت کنید و سعی کنید هر چه زودتر آن را حل کنید. محدودیت زمانی در نظر بگیرید یکی از دلایل بی سرانجام ماندن و دردسر آفرین شدن بحث ها و صحبت ها این است که زن و شوهرها ساعت های متمادی درباره یک مسئله بحث می کنند. برای مدیریت بگو مگویتان، قانونی درباره محدوده ای زمانی برای بحث کردن تعیین کنید. برای مثال توافق کنید که هر بار بحث بیشتر از سی- چهل دقیقه طول نکشد و به این قانون پایبند بمانید. بحث و تبعات آن را به رختخواب نکشانید با حالت عصبانیت به رختخواب نروید چون هم خواب تان را مختل می کند و در نتیجه احتمال دارد که به تداوم بیشتر بحث بینجامد و هم اینکه به صمیمیت شما و همسرتان در رختخواب آسیب می زند. اگر لازم بود عذرخواهی کنید خیلی از اوقات، یک عذرخواهی ساده و به جا می تواند آب سردی باشد بر آتش تعارضات زن و شوهری. عذرخواهی همسرتان را بپذیرید وقت تلف کردن یا سختگیری زیاد در پذیرفتن عذرخواهی از جانب همسر، می تواند موجب شود که او کمتر برای عذرخواهی پا پیش بگذارد. عذر او را بپذیرید و سعی کنید واقعاً او را ببخشید. *کارشناس ارشد روانشناسی
      Posted: 2017-01-14 12:53:00
      www.salamatnews.com
      سلامت نیوز: اگرچه خبر کشف گونه های جدیدی از ماهی در اکوسیستم های آبی ایران در چند ماه اخیر منتشر شد اما کارشناسان معتقدند رهاسازی گونه های مهاجم غیربومی، تخریب زیستگاه و صید بی رویه و بدون آگاهی و آلودگی های اکوسیستم های آبی سبب شده برخی گونه های ماهی در معرض خطر انقراض قرار داشته باشند. به گزارش سلامت نیوز، روزنامه فرهیختگان در ادامه می نویسد: آسیب های وارد شده به محیط زیست در سال های اخیر محدود به زیستگاه گروه خاصی از جانوران نبوده است. تفاوتی ندارد یوزپلنگ یا فک خزری، گوزن زرد ایرانی یا گروه های در حال انقراض پرندگان. تخریب محیط زیست بر اثر مداخلات انسانی و طبیعی تمامی زیستگاه ها را دربرمی گیرد. در این میان رده های متفاوت ماهی ها را می توان بی صداترین گروه از جانورانی دانست که زیستگاه شان در معرض عوامل متعدد مورد تخریب قرار می گیرد و کمتر از سایر گونه های جانوری قرار دارند. عوامل تهدیدکننده اکوسیستم های آبی کشور بسیارند اما صابر وطن دوست، ماهی شناس و عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد بابل و همچنین عضو هیات مدیره انجمن علمی ماهی شناسی کشور مهم ترین آنها را تخریب زیستگاه، خشکسالی های اکوسیستم های آبی، ورود آلاینده ها و گونه های مهاجم غیربومی و صید بی ضابطه می داند و می گوید: به طور کلی عواملی که مطرح شد سبب از بین رفتن بسیاری از گونه های ماهی شده اما در این میان گونه های خوراکی به دلیل صید بی رویه و برخی گونه های دیگر به دلیل تخریب زیستگاه های تولید مثلی از بین می روند. موانع انسان ساخت مانند سدها و پایه پل ها سبب شده تا ماهی ها در مسیر مهاجرت برای تولید مثل با مشکل روبه رو شوند. او افزود: از طرفی در اکوسیستم های آبی شمال و جنوب کشور عوامل دیگری هم وجود دارد که خاص آن مناطق است. در خلیج فارس و دریای عمان کشند سرخ یکی از عوامل مهم از بین رفتن شرایط طبیعی است و در دریای خزر هم از سال 1379 ورود گونه جانوری شانه دار که یک گونه غیربومی است شرایط را برای برخی از ماهی ها دشوار کرده است. این گونه با تغذیه از زئوپلانکتون ها و صدمه رساندن به لارو ماهی هایی نظیر کیلکا جمعیت گونه های بومی را کاهش داده است. از طرفی کیلکا در چرخه غذایی ماهی های خاویاری و گوشت خوار خزر جایگاه ویژه ای دارد که این موارد هم مزید بر علت شده تا جمعیت این نوع ماهی کم شود. ردپای گونه های مهاجم در انقراض بومی ها وطن دوست با تاکید بر ورود گونه های غیربومی به چرخه آبی کشور و خطر آنها برای ادامه حیات گونه های بومی بیان کرد: رهاسازی قزل آلای رنگین کمان و گونه مهاجم تیلاپیا از جمله مواردی است که در سال های اخیر محل بحث فراوانی میان کارشناسان بوده است. برخی معتقدند حضور این گونه ها توجیه اقتصادی دارد اما این گونه های مهاجم زندگی را برای ماهی های بومی دشوار کرده است. قزل آلای رنگین کمان در رودخانه هراز که زیستگاه اصلی قزل آلای خال قرمز است برای این ماهی رقیب غذایی شده و از نظر فضای تولید مثل با او رقابت می کند. تیلاپیا هم در برخی تالاب های جنوب کشور تخم، لارو و غذای گونه های بومی را مصرف می کند. از طرفی این گونه چون زود به بلوغ می رسد و تولید مثل می کند ماهی های بومی را با انزوا می برد و اقتصاد جوامع محلی را از بین می برد. سهم ایران از رده بندی ماهی های دنیا عضو هیات مدیره انجمن علمی ماهی شناسی کشور، درباره گونه های ماهی که در ایران شناسایی شده است، گفت: تاکنون پنج رده ماهی در دنیا شناسایی شده که از این پنج رده سه رده غضروفی، دهان گرد و شعاع باله در ایران وجود دارد. به صورت عمده اکوسیستم های آبی ایران به دو دسته داخلی و آزاد تقسیم می شود. اخباری که از گونه های تازه کشف شده منتشر می شود مربوط به آب های داخلی بوده که ارتباطی با آب های آزاد ندارد بنابراین می توان گفت این گونه ها متعلق به ایران هستند. اما درباره اینکه چرا تاکنون این گونه ها شناخته نشده بود هم باید گفت برخی از آنها تاکنون دیده نشده بودند و زیستگاه شان تازه کشف شده اما برخی دیگر ماهی هایی هستند که در اکوسیستم آبی وجود داشته اند اما به اشتباه محققان تصور می کردند از گونه های توصیف شده پیشین هستند.
      Posted: 2017-01-14 12:52:00
      www.salamatnews.com
      سلامت نیوز: وقتی دستی به سمت شما دراز می شود، فرقی نمی کند دستی کوچک و ریزنقش و جمع شده و در هم رفته باشد یا دست های پینه بسته و خردشده زیر یوغ این زندگی سخت و گاهی هم نامرد، هر چه باشد بنا بر نیاز است؛ نیازی که یا واقعا نیاز مبرم به تهیه یک وعده غذاست یا خانواده ای قرار است سیر شوند یا نیاز به یک ورق قرص نشئه کننده یا یک عدد سرنگ! علت همه این موارد نیاز است؛ نیازی که انسان ها را وا می دارد در مقابل دیگران دست دراز کنند و برای برطرف کردن و تهیه نیازمندی های شان از دیگران طلب پول یا هر چیز دیگری کنند. به گزارش سلامت نیوز، روزنامه جهان صنعت می نویسد: رسم و معنای این داستان تکدی گری است. به آن گدایی هم می گویند که بیشتر امروزه در اصطلاح عامیانه از آن استفاده می شود. در داستان های کهن چنان نشانه های سرسختی از وجود و کثرت افراد متکدی وجود دارد که بی هیچ بحث و نشانه ای می توان پی به کثرت افراد متکدی در دوره های مختلف و نیز مسایل حاشیه ای برد. حاشیه اما نه به معنای مساله ای جزیی بلکه به معنای وجود مسایل بسیار متعدد و تاسفبار که در نهایت می توانند برای سلامت ذهنی و تصویری افراد جامعه بسیار مضر و مشکل ساز باشند. این نفس نامانوس تکدی گری است که به خصوص با ساماندهی شهرها بر اساس مناسبات جدید باعث شده این فعل به عنوان یک کار یا حتی شغل نکوهیده مورد توجه قرار گیرد و دیگر نه مانند گذشته دلایل محدودی دارد و نه می توان به آن به عنوان یک شرایط فردی حاد نگاه کرد. دقیقا به این دلیل که امروز تکدی گری بنیان های فکری و اجتماعی یک ساختار شهری را تحت تاثیر قرار می دهد به همان دلیل هم باید مورد آسیب شناسی دقیق و اثرگذار قرار گیرد چرا که باید با صراحت گفت یک متکدی، گدا و هر لفظ دیگری که مناسب این فرآیند و معضل اجتماعی به کار می رود، امکان نداشته و ندارد که علت اولیه یا وجوهات فعلیت یافته اش از تزلزل ساختار مهم و واجب برای اجتماع نشات نگرفته باشد. بر این مبنا می توان به خوبی دید که گدایان نه تنها می توانند در ارتقای سطح سلامت جامعه تاثیرگذار باشند بلکه شکل ظاهری و تعریفی از یک اجتماع را در عرصه ها و تعاریف جهانی تحت تاثیر قرار می دهند. برای مثال امروزه بسیاری از تورهای مسافرتی از کشورهای جهان برای گردشگرانی که جهت سیاحت عازم کشور هند هستند، مهم ترین توصیه ها و نحوه برخورد با گدایان را به این افراد آموزش می دهند. متکدی اگر فقیر است باید ریشه ها و علل فقرش مورد مطالعه و درمان قرار گیرد. گدایی اگر شغل است باید بیماری های عمومی اجتماعی موجود در یک ساحت تحلیلی را مورد کنکاش قرار داد که چرا و چگونه یک جامعه به مرزی از فساد و تباهی اقتصادی و مالی رسیده است که حضور افراد در خیابان ها و معابرش به منظور دریافت کمک از دیگران به عنوان یک قاعده پذیرفته شده است. بدتر و شرم آورتر زمانی است که اختلافات طبقاتی چنان مشهود و جدی جامعه را فرا گرفته باشد که یک طبقه اقتصادی دست نیاز به سمت و سوی طبقه دیگر دراز کند یا روستایی که زمانی خودش تولیدکننده بود و ابزارهای تولید برایش کار می کردند و دست شهر به سویش دراز بود و حتی مهم تر آنکه خودش با توجه به تولید طبقه پیله ور صنعتی باعث رشد و گسترش شهر شده بود، حالا در شرایطی بخواهد زندگی و ادامه حیات خود را در گرو کمک های مالی شهرنشینان ببیند و در همان جنوب شهر در زاغه ای به نام خانه، روزگار سپری کند. بر این اساس است که تکدی گری را به عنوان یک شرم اجتماعی مطرح می کنند. در شارع مقدس اسلام و به خصوص در طریقت شیعی کمک به مستمندان به عنوان یک واجب تلقی می شود و هرکس به هر نوعی که احساس کند به تاسی از بزرگان دین اسلام، کمک به مستمندان و نیازمندان را سرلوحه کارهایش قرار می دهد. اگرچه این امر نیز می تواند در کاهش مستمندان تاثیرگذار تلقی شود اما باز وضعیت گدایی و تکدی گری گویا قصد قرار گرفتن در یک مقوله و تعریف خاص مناسبی را ندارد. این قسمت از آسیب شناسی تکدی گری در ایران که حتی زبانه های دردناک آن به روستاها و بخش های کم جمعیت نیز کشیده شده است، دقیقا از همین بخش از معضل بزرگ تکدی گری شکل و انسجام نامانوس خودش را پیدا کرده است چرا که هیچ وقت تکدی گری ریشه یابی درست و صحیح نشده است. در جامعه ایرانی بی هیچ اکراهی تکدی گری و گدایی همیشه معضل بوده و هست ولی هیچ گاه این معضل مورد مطالعه ریشه ای قرار نگرفته و نیز اقدامی درست و مهم در راستای تغییر این وضعیت به صورت محسوس صورت نگرفته است. از قضا در مدل سایر کشورها بالاخص کشورهای توسعه یافته غربی نوع مواجهه افراد و تشکل های خیریه با وضعیت تکدی گری در بسیاری جهات مناسب و درست بوده است آن هم صرفا به این دلیل که بسیاری از بی خانمان ها و متکدیان در کشورهای غربی از روی اختیار به این نوع زندگی تن می دهند و غیر آنکه مزاحمت های بسیار جدی برای مردم به وجود نمی آورند، سعی می کنند خودشان را محق دریافت حمایت های مدنی قرار دهند. به تعبیر دیگر مرز میان متکدی و بزهکار اجتماعی تا حد بسیار زیادی مشخص است. حتی در وضعیت قانونی دستگاه های مشارکت اجتماعی اعم از دولتی و خصوصی و عام المنفعه در راستای تغییر سبک زندگی متکدیان تلاش بسیار زیادی می شود که بی خانمان ها و متکدیان پس از دوره ای به دستگاه های تولیدی و نهادهای کار برای امرار معاش و گذران زندگی تبدیل شوند. در این راستا بسیاری از متکدیان و گدایان ما چون در چارچوب نابسامانی و نابهنجاری های اجتماعی جای می گیرند، پس علنا هرگونه کمک یا در اختیار گذاشتن خدمات محق و بهینه اجتماعی برای آنها تحت تاثیر مشکلات اداری و قانون های سختگیرانه قرار می گیرد. ما رفتار فردی و اجتماعی مناسبی با متکدیان نداریم و از این رو شناخت و سرمایه گذاری فکری و اجرایی برای حل این معضل بسیار سخت می تواند ریشه دوانده و ثمربخش باشد. از این رو به دلیل نداشتن چنین تعریف مناسبی از گدایان و متکدیان، با چرخه بسیار متداول و مرسومی از واقعیاتی مواجه هستیم که علنا بر سر راه سامان دهی متکدیان و گدایان وجود دارند و به هیچ نحو نه قادر به حل مسایلش هستیم و نه می توانیم طرح تدوینی مناسبی در راستای بهبود وضعیت متکدیان در نظر بگیریم. چراکه بسیاری از متکدیان ما در شهرهای بزرگ، از مناطق کوچک به شهرهای بزرگ سرازیر می شوند و این، نحوه پایش و حتی تجمیع و شمارش آنها را بسیار سخت می کند. در این راستا نباید فراموش شود آینه ای که متکدیان کلانشهرهایی نظیر تهران و اصفهان، مشهد و ... از خودشان در انظار عمومی و رسانه های جمعی گذاشته اند، تصویرهایی بحق نامناسب است. وجود باندهای قوی و پرتعداد در پس آنها، افرادی که آنها را هم برای تکدی گری و هم برای کارهای ناشایست دیگری نظیر جیب بری و پخش مواد مخدر تعلیم می دهند، همه و همه می توانند از کمترین نمونه هایی باشند که هم وضعیت رسیدگی به امور متکدیان را دشوار می کند و هم نوع ابزار برخورد و کنترل آنها را تغییر می دهد. بالطبع نیز با سلاح زور و تحکم به هیچ عنوان نمی توان به وضعیت اجتماعی انسان ها رسیدگی کرد. اما در پس همین وضعیت نابسامانی که گاه با تحکم و حتی درگیر شدن عوامل انتظامی و قضایی با این قشر از افراد اجتماع می شود، بسیاری از مناسبات به درستی انجام نمی شوند یعنی به همان اندازه که متکدیان روانه جامعه می شوند و مورد ارزیابی قرار نمی گیرند، به همان میزان نیز از چرخه آسیب های اجتماعی بیرون نمی روند بلکه در شرایط بسیار نامناسبی دوباره وارد اجتماع و چرخه آسیب های اجتماعی و مشکلات اجتماعی می شوند. از سویی دیگر نبود تعریف مناسب از این قشر یا طبقه نامتعادل اجتماعی نیز باعث ادامه دار شدن این آسیب اجتماعی می شود. برای مثال یک متکدی باید چه تعریف و جایگاهی در اجتماع داشته باشد که متکدی تلقی شود. وظیفه کدام سازمان یا ارگانی رسیدگی به شرایط این افراد است و از سوی دیگر مهم ترین مساله این است که وضعیت و شرایط متکدی با ایجاد شغل و درآمد و کمک های اجتماعی حل می شود یا متکدی دوباره به چرخه آسیب ها و معضلات اجتماعی بازمی گردد. در این وضعیت میدانی حتی رسیدگی به متکدیان نیز تعریف مناسبی ندارد. برای مثال بسیاری از روستاییان حوالی شهرهای بزرگ به هردلیل ممکن، شهر را الگویی برای کسب درآمد از راه گدایی قلمداد می کنند. در شرایطی که روستایی یا شهرنشینی که محل کسب درآمدش به هر دلیلی دچار اختلال شده باشد و تنها راه بقا در دنیا و زندگی را منوط به دراز کردن دست به سوی مردم بداند، به هرنحوی باید مورد حمایت های اجتماعی قرار گیرد که شرایط تنزل شخصیت و شرف انسانی اش تا این حد دچار اختلال نشود، در صورتی که این اتفاقات هیچ گاه این گونه تمام نمی شوند. از طرف دیگر اقشار حاشیه نشین و حتی مرکز نشین شهر که توالد فرزند یا انتقال کودکان از مناطق خارج از شهر را در راستای افزایش متکدیان و گدایان شهری انجام می دهند، بالقوه قادرند این اقدام را در مناطق دیگر نیز گسترش دهند اما در این راستا هیچ اقدامی برای کاهش این معضلات اجتماعی نمی شود. از هر منظری که به مقوله گدایان و متکدیان نظرکنیم، مشخص می شود که این چرخه جمع آوری، آمارگیری، کنترل متکدیان و ثبت و ضبط آنها به هیچ نحو تا مرحله اتمام پیش نمی رود. گویا درجایی این افراد مجددا به حال خود رها می شوند و باز طریق تکدی گری به عنوان یکی از راحت ترین راه های کسب درآمد را در پیش می گیرند و این مساله دوباره آنها را تبدیل به معضلات اجتماعی می کند. از سوی دیگر نیز مدام افرادی جدید، وارد این چرخه می شوند که این نیز به نوبه خود تصویر موجود اجتماعی از تکدی گری را نشان می دهد. متکدیان اگر احساس کنند که به الزام باید به اجتماع و هنجارهای آن پاسخگو باشند و در راستای اهداف و اولویت های قانونی و مدنی کشور باید پس از کنترل آنها دوباره به چرخه یک زندگی طبیعی بازگردند و تبدیل به افرادی تولیدکننده و خالق سرمایه های ملی شوند، طبیعی است که اینچنین بی محابا به تکدی گری روی نمی آورده و نخواهند آورد. در حال حاظر به گفته مقامات دست اندرکار امر اقدامات مهم مناسبی در راستای کنترل وضعیت متکدیان و گدایان شده است اما متاسفانه هیچ اقدامی در ریشه یابی امر و همچنین عدم بروز شرایط به اصطلاح متکدی زا و گدا محوری صورت نپذیرفته است. اینکه صرفا متکدیان شناسایی شوند و پس از آن وارد یک سیبل اداری و قانونی و حتی استفاده از مددکاران اجتماعی در راستای عدم بازگشت به این سو شوند، اگرچه به نوبه خود امر مهم و شایسته تقدیری است، اما به هیچ وجه هیچ نویدی را در راستای کنترل و ریشه کن شدن متکدیان یا باندهای تولیدکننده متکدیان به جامعه نمی دهد. هیچ معیار ضابطه ای در راستای توسعه بازار کار و حتی حمایت از روستاییان کشاورز در این راستا صورت نگرفته که بنا را بر نبود یا افزایش متکدیان و حتی بزهکاران در این خط سیر اجتماعی بدانیم. اگرچه فعالیت های صورت گرفته در راستای تحقق روستا به عنوان جامعه ای مناسب برای زندگی و امرار معاش ارزشمند در حال آغاز و تبیین بنیان های اجرایی در این مسیر است اما به نظر می رسد که مقوله تکدی گری باید از آن بخش که مربوط به روستاها می شود، بسیار جدی و با نظم بسیار هدفمندی وارد مراحل اجرایی شود تا شاید دست کم بتوان بخش مهم و در واقع شرافتمند متکدیان را از گردونه بزه کاری به نام تکدی گری جدا کرد. به نظر می رسد در این راه، الگوهای موجود یا همان روال گذشته تاثیرات کم یا حتی ناچیزی در راه کنترل معضل تکدی گری داشته اند. اگر دستگاه های اجتماعی و اجرایی بتوانند به عنوان گونه ای از بحران های موجود در جامعه فعلی همچون بحران های آب و هوا و آلودگی های زیست محیطی با مقوله گدایی و تکدی پروری برخورد کنند و به نوعی بسیج اجتماعی و آگاهی های شهروندی را در این راستا به کمک بگیرند، بی شک می توان بحران تکدی گری را از چرخه و گردونه تکراری خارج کرد و در مسیر هدفمند کاهش معضل و افزایش میزان آسیب های آن قرار داد.
      Posted: 2017-01-14 12:07:00
      www.salamatnews.com
      سلامت نیوز:معاون عملیات سازمان امداد و نجات جمعیت هلال احمر با اعلام گزارش عملیات امداد در ۷۲ ساعت گذشته، گفت: در این مدت در ۲۱۸ مورد ماموریت خدمات امدادی به ۷۴۱ تن ارائه شده و ۱۷۴ تن از هموطنان از حوادث نجات داده شدند. به گزارش سلامت نیوز به نقل از ایسنا، شاهین فتحی با اشاره به ارائه خدمات امدادی به ۷۴۱ تن از هموطنان در ۷۲ ساعت گذشته، اظهار کرد: بر این اساس ۱۷۴ تن از حادثه دیدگان از حوادث نجات داده شده و ۱۲۶ تن به مراکز درمانی منتقل شدند. بنابر اعلام روابط عمومی جمعیت هلال احمر، وی با اشاره به انجام ۲۷ مورد عملیات رهاسازی، عنوان کرد: ۱۷۰ تن از خدمات درمان سرپایی، ۵ تن از اسکان اضراری و ۵ تن از خدمات اسکان موقت استفاده کردند.
TOP