58
داستان بيمار باانصاف
بعضي اتفاقات در زندگي هرکس يکبار روي ميدهد و اين حادثه که براي شما تعريف ميکنم بعد از 17 سال کار پزشکي، برايم روي داده که چون خيلي بهندرت اتفاق ميافتد برايتان تعريف ميکنم...
اينجانب يک پزشک عمومي هستم که به مدت 17 سال و چند ماه است به ويزيت بيماران بهصورت جنرال مشغولام. از بين تمام بيماراني که ويزيت و معاينه کردهام رفتار يکي از آنها با بقيه تفاوت داشت و اين تمام ماجراست.
بيماراني که به پزشک عمومي مراجعه ميکنند به گروههاي مختلفي تقسيم ميشوند و امروز درمورد گروهي صحبت خواهيم کرد که اساسا شما نميتوانيد يا دلتان نميخواهد تشخيص جديدي براي آنها بگذاريد چون اصلا بيمار نيستند يا طريقه درماني که مشغول انجام آن هستند درست بوده و داروهايشان هم تمام نشده تا شما حداقل داروها را تکرار کنيد و عملا هيچ کاري نداريد جز اينکه به بيمارتان بگوييد بيماري شما و تشخيص پزشک قبلي درست بوده و داروها نيز درست است و به مصرف آنها ادامه دهيد.
حالا ميخواهيم در مورد واکنش بيماران پس از اين جملات صحبت کنيم.
اين بيماران به چند گروه تقسيم ميشوند.
گروهي پس از شنيدن اين پاسخ که شما اقدام خاص و جديدي نياز نداريد معمولا منتظر پس گرفتن ويزيت و خداحافظي از شما هستند که من کمال همکاري را با اين افراد دارم و با برگرداندن ويزيت و عذرخواهي از آنها به غائله خاتمه ميدهم.
گروه دوم نيز با شنيدن اينکه پزشک قرار نيست نسخهاي بدهد با تشکر از دکتر خداحافظي و از پس گرفتن ويزيت خودداري ميكنند و آن را حق پزشک ميدانند و مطب را ترک ميکنند.
گروهي هم هنگام خداحافظي ميگويند يک برگ دفترچه را نيز بايد برداريد ولي من هميشه ميگويم اصلا نيازي نيست و در مراجعه بعدي يا اتمام داروها يا درخواست آزمايش چکاپ اين برگهها را برميدارم و بيمار محترم نيز راضي و خشنود با خداحافظي مطب را ترک ميکند.
ولي ديروز برايم اتفاق جديدي افتاد که در نوع خود و در 17 سال گذشته بيسابقه بوده است.
بيمار محترمي با بيماري سرماخوردگي به من مراجعه كرد. وي قبلا به پزشک مراجعه کرده و در حال استفاده از دارو هم بود ولي باتوجه به اينکه 2 روز از بيماري گذشته بود و احساس بهبود نداشت به اينجانب مراجعه کرد.
پس از معاينه به ايشان گفتم تشخيص همکار قبلي درست بوده و داروهايي را که داريد، ادامه دهيد و نيازي به اقدام خاص و جديدي نيست!
ايشان با کمال تشکر هنگام خداحافظي گفتند يک برگه بيمه حق شماست و برداريد و من تمام توضيحات فوقالذکر را براي ايشان تکرار کردم. وي با کمال خونسردي و در عين متانت توضيحات اينجانب را نپذيرفته و فرمود اگر شما برگه بيمه را جدا نکنيد من بايد معادل ريالي آن را به منشي شما بپردازم و حتما نيز اين کار را خواهم کرد. اين جملات را با تحکم خاصي بيان کرد و چون اين اولينبار بود چنين جملهاي را ميشنيدم بلافاصله تسليم شدم و براي اينکه ايشان دچار هزينه مضاعف نشود دفترچه را برداشتم تا يک برگه سفيد را پيدا كنم و بردارم.
در دلم ادب، شعور، انصاف و دقت در سنجش واقعيت اين بيمار را ستودني يافتم و اصلا دنبال علت اين همه منطقي بودن اين بيمار نازنين نبودم که ناگاه صفحات قبلي نوشته شده دفترچه بيمار شوکهام کرد.
بيمار با تشخيص سايکوز تحت درمان با داروهاي روانپزشکي بود و اين تشخيص، نسخهها و داروها مرتب تکرار شده بود!
علت اين همه واقعگرايي شايد داروهايي بود که مصرف ميکرد.
کاش همه ما حداقل چند دوره اين داروها را امتحان ميکرديم.
اگر همه ما اين درمان لازم و بايسته را انجام ميداديم، شايد جامعهمان اينگونه نبود!
اين چند سطر را نوشتم تا حداقل به بيماريمان خودآگاهي داشته باشيم. وقتي بدانيم بيماريم از خيلي رفتارها پرهيز ميکنيم.
دكتر يدالله عمادي-هفته نامه سپید
بعضي اتفاقات در زندگي هرکس يکبار روي ميدهد و اين حادثه که براي شما تعريف ميکنم بعد از 17 سال کار پزشکي، برايم روي داده که چون خيلي بهندرت اتفاق ميافتد برايتان تعريف ميکنم...
اينجانب يک پزشک عمومي هستم که به مدت 17 سال و چند ماه است به ويزيت بيماران بهصورت جنرال مشغولام. از بين تمام بيماراني که ويزيت و معاينه کردهام رفتار يکي از آنها با بقيه تفاوت داشت و اين تمام ماجراست.
بيماراني که به پزشک عمومي مراجعه ميکنند به گروههاي مختلفي تقسيم ميشوند و امروز درمورد گروهي صحبت خواهيم کرد که اساسا شما نميتوانيد يا دلتان نميخواهد تشخيص جديدي براي آنها بگذاريد چون اصلا بيمار نيستند يا طريقه درماني که مشغول انجام آن هستند درست بوده و داروهايشان هم تمام نشده تا شما حداقل داروها را تکرار کنيد و عملا هيچ کاري نداريد جز اينکه به بيمارتان بگوييد بيماري شما و تشخيص پزشک قبلي درست بوده و داروها نيز درست است و به مصرف آنها ادامه دهيد.
حالا ميخواهيم در مورد واکنش بيماران پس از اين جملات صحبت کنيم.
اين بيماران به چند گروه تقسيم ميشوند.
گروهي پس از شنيدن اين پاسخ که شما اقدام خاص و جديدي نياز نداريد معمولا منتظر پس گرفتن ويزيت و خداحافظي از شما هستند که من کمال همکاري را با اين افراد دارم و با برگرداندن ويزيت و عذرخواهي از آنها به غائله خاتمه ميدهم.
گروه دوم نيز با شنيدن اينکه پزشک قرار نيست نسخهاي بدهد با تشکر از دکتر خداحافظي و از پس گرفتن ويزيت خودداري ميكنند و آن را حق پزشک ميدانند و مطب را ترک ميکنند.
گروهي هم هنگام خداحافظي ميگويند يک برگ دفترچه را نيز بايد برداريد ولي من هميشه ميگويم اصلا نيازي نيست و در مراجعه بعدي يا اتمام داروها يا درخواست آزمايش چکاپ اين برگهها را برميدارم و بيمار محترم نيز راضي و خشنود با خداحافظي مطب را ترک ميکند.
ولي ديروز برايم اتفاق جديدي افتاد که در نوع خود و در 17 سال گذشته بيسابقه بوده است.
بيمار محترمي با بيماري سرماخوردگي به من مراجعه كرد. وي قبلا به پزشک مراجعه کرده و در حال استفاده از دارو هم بود ولي باتوجه به اينکه 2 روز از بيماري گذشته بود و احساس بهبود نداشت به اينجانب مراجعه کرد.
پس از معاينه به ايشان گفتم تشخيص همکار قبلي درست بوده و داروهايي را که داريد، ادامه دهيد و نيازي به اقدام خاص و جديدي نيست!
ايشان با کمال تشکر هنگام خداحافظي گفتند يک برگه بيمه حق شماست و برداريد و من تمام توضيحات فوقالذکر را براي ايشان تکرار کردم. وي با کمال خونسردي و در عين متانت توضيحات اينجانب را نپذيرفته و فرمود اگر شما برگه بيمه را جدا نکنيد من بايد معادل ريالي آن را به منشي شما بپردازم و حتما نيز اين کار را خواهم کرد. اين جملات را با تحکم خاصي بيان کرد و چون اين اولينبار بود چنين جملهاي را ميشنيدم بلافاصله تسليم شدم و براي اينکه ايشان دچار هزينه مضاعف نشود دفترچه را برداشتم تا يک برگه سفيد را پيدا كنم و بردارم.
در دلم ادب، شعور، انصاف و دقت در سنجش واقعيت اين بيمار را ستودني يافتم و اصلا دنبال علت اين همه منطقي بودن اين بيمار نازنين نبودم که ناگاه صفحات قبلي نوشته شده دفترچه بيمار شوکهام کرد.
بيمار با تشخيص سايکوز تحت درمان با داروهاي روانپزشکي بود و اين تشخيص، نسخهها و داروها مرتب تکرار شده بود!
علت اين همه واقعگرايي شايد داروهايي بود که مصرف ميکرد.
کاش همه ما حداقل چند دوره اين داروها را امتحان ميکرديم.
اگر همه ما اين درمان لازم و بايسته را انجام ميداديم، شايد جامعهمان اينگونه نبود!
اين چند سطر را نوشتم تا حداقل به بيماريمان خودآگاهي داشته باشيم. وقتي بدانيم بيماريم از خيلي رفتارها پرهيز ميکنيم.
دكتر يدالله عمادي-هفته نامه سپید