monir

کانال تلگرام پزشکی مشاوره آنلاین در تلگرام کانال جنسی در تلگرام

(آنلاین)

منیری

ساکن قوچان, استان خراسان رضوي ایران ·
توضییح در مورد تخصص و مدارک
مامایی
آدرسها و راه های تماس
خراسان رضوی قوچان روبروی اورژانس بیمارستان شهدا مطب مامایی منیر کبیری
منیری
منیری
منیری
طب بوکی های عزیز سال نو مبارک
مریم
مرسی عزیزم سال نو شماهم مبارک
  • فروردین 1, 1393
  • ·
  • می پسندم
منیری
منیری
منیری
منیری
زن خوش اخلاق مرد بداخلاق
اصمعی (وزیر مامون) می گوید: روزی برای صیادی به سوی بیابان روانه شدیم. من از جمع دور شدم و در بیابان گم شدم، در حالی که تشنه و گرسنه بودم به این فکر بودم که کجا بروم و چکار کنم. چشمم به خیمه ای افتاد. به سوی خیمه روان شدم، دیدم زنی جوان و با حجابی در خیمه نشسته. به او سلام کردم او جواب سلامم را داد و تعارف کرد و گفت بفرمایید. بالای خیمه نشستم و آن زن هم در گوشه دیگر خیمه نشست. من خیلی تشنه بودم، به او گفتم: یک مقدار آب به من بده: دیدم رنگش تغییر کرد، رنگش زرد شد. گفت: ای مرد، من از شوهرم اجازه ندارم که به شما آب دهم (یکی از حقوقی که مرد بر زن دارد این است که بدون اجازه اش در مال شوهر تصرف نکند) اما مقداری شیر دارم. این شیر برای نهار خودم است و این شیر را به شما می دهم. شما بخورید، من نهار نمی خورم. شیر را آورد و من خوردم. یکی – دو ساعت نشستم دیدم یک سیاهی از دور پیدا شد. زن، آب را برداشت و رفت خارج از خیمه. پیرمردی سیاه سوار بر شتر آمد. پاها و دست و صورتش را شست و او را برداشت و آورد در بالای خیمه نشانید. پیرمرد، بداخلاقی می کرد و نق می زد، ولی زن می خندید و تبسم می کرد و با او حرف می زد. این مرد از بس به این زن بداخلاقی کرد من دیگر نتوانستم در خیمه بمانم و آفتاب داغ را ترجیح دادم. بلند شدم و خداحافظی کردم. مرد خیلی اعتنا نکرد، با روی ترشی جواب خداحافظی را داد، اما زن به مشایعت من آمد. وقتی آمد مرا مشایعت کند، مرا شناخت که اصمعی وزیر مامون هستم.
من به او گفتم: خانم، حیف تو نیست که جمال و زیبایی و جوانی خود را به پای این پیرمرد سیاه بد اخلاق فنا کردی؟ آخر به چه چیز او دل خوش کردی، به جمال و جوانیش؟! ثروتش؟! تا این جملات را از من شنید، دیدم رنگش تغییر کرد. این زنی که این همه با اخلاق بود با عصبانیت به من گفت: حیف تو نیست می خواهی بین من و شوهرم اختلاف بیندازی. چون زن دید من خیلی جا خوردم و ناراحت شدم، خواست مرا دلداری دهد و گفت: اصمعی دنیا می گذرد، خواه وسط بیابان باشم، خواه در قصر، خواه در رفاه و آسایش، خواه در رنج و سختی. اصمعی، امروز گذشت. من که دربیابان بودم گذشت و اگر وسط قصر هم می بودم باز می گذشت. اصمعی، یک چیز نمی گذرد و آن آخرت است. اصمعی من یک روایت از پیامبر اکرم (ص) شنیدم و می خواهم به آن عمل کنم. آن حضرت فرمود: ایمان نصفه الصبر و نصفه الشکر. اصمعی، من در بیابان به بداخلاقی و تند خویی و زشتی شوهرم صبر می کنم و به شکرانه جمال و جوانی و سلامتی که خدا به من عنایت فرمود، به این مرد خدمت می کنم که ایمانم کامل شود.
  و  این را می پسندند
حسین عابدی
خیلی جالب بود....ممنون
  • دی 6, 1392
  • ·
  • می پسندم
منیری
راهکار برای افزایش انگیزه
1. جملاتی را بر رویِ دیوار بچسبانید که به شما انگیزه بدهند.
این جملات را جایی بچسبانید که معمولاً در آن کار می‌کنید. برخی از جملاتِ محبوب می‌توانند این‌ها باشند: «برای داشتنِ زندگی آسان دعا نکنید، برای قوی‌تر بودن دعا کنید؛ دعا نکنید که کار‌ها با نیروی‌تان برابر باشند، آنوقت انجامِ دادنِ کارتان معجزه به حساب نمی‌آید، در صورتی که باید معجزه کنید» (فیلیپس بروکز، نویسنده).
  , و  این را می پسندند
مریم
بسیارعالی.....تشکر
  • دی 1, 1392
  • ·
  • می پسندم
منیری
منیری
این میوه غریبه را از دست ندهید
باید بدانید که این میوه‌ی خوشمزه سرشار از ویتامین E نیز می‌باشد. این ویتامین محافظ سلول‌های پوستتان است و اجازه نمی‌دهد پیری به این زودی‌ها به سراغ‌تان بیاید.

سارا
درسته ولی عملا اکثر غریب به اتفاق میوه فروشی ها ندارند من که اصلا تا حالا تو میوه فروشی های شهرم ندیدم!
  • آذر 29, 1392
  • ·
  • می پسندم
کیان داوودی
عجب میوه ای
  • آذر 29, 1392
  • ·
  • می پسندم
منیری
منیری
منیری
سکينه وطن دوست
مرسی تامل برانگیز و زیباست
  • آذر 8, 1392
  • ·
  • می پسندم
کیان داوودی
زیبا بود مرسی
  • آذر 8, 1392
  • ·
  • می پسندم
صبیحه
مرسی فوق العاده بود
  • آذر 8, 1392
  • ·
  • می پسندم
هديه
عالی بود
  • اسفند 15, 1392
  • ·
  • می پسندم
منیری
روزی که انیشتین از آن می ترسید
اجتماعی - روزی که آلبرت انیشتن از آن می ترسید احتمالاً بالاخره رسیده است.

منیری
مادران تازه‌کار یا زنانی که قصد مادر شدن دارند، همیشه این نگرانی را دارند که چگونه نوزاد تازه به دنیا آمده خود را حمام کنند. معمولا یک مادربزرگ مهربان و دلسوز هست که با استفاده از تجربه بزرگ کردن چندین فرزند، با عشق و علاقه نوه کوچک خود را حمام می‌کند. با این حال مادران تازه‌کار هم باید حمام کردن نوزادشان را یاد بگیرند و بی‌ترس از لیز خوردن بچه یا آسیب رساندن به او، دلبندشان را حمام کنند و از این کار لذت ببرند. پس به جای نگرانی و ترسیدن، قلق‌های حمام کردن نوزادتان را یاد بگیرید. دکتر مهتا فاطمه بصیر درباره حمام کردن نوزاد توضیح می‌دهد.
شروع با آرامش
کار را با آرامش شروع کنید. اگر شما مضطرب و نگران باشید علاوه بر اینکه روی کار مسلط نیستید، نوزادتان هم متوجه وخامت اوضاع می‌شود و این ممکن است او را هم نگران کند و خاطره ناخوشایندی از حمام کردن در ذهن او باقی بگذارد. این موضوع کار شما را برای حمامهای بعدی سخت می‌کند.
مریم
ممنون اطلاعات خیلی خوبی بود...
  • آذر 7, 1392
  • ·
  • می پسندم
سکينه وطن دوست
مرسی از اطلاعات مفیدتان
  • آذر 8, 1392
  • ·
  • می پسندم
منیری
مراحل زایمان طبیعی زنان:

زایمان طبیعی زن به سه مرحله کلی تقسیم می شود :
  , ,  و 15 بقیه این را می پسندند
neda
همه مراحل زایمان طبیعی یه طرف .....قسمت آخر که مربوط به بخیه زدنه یه طرف اما در اخر نتیجه شیرینه
  • آذر 8, 1392
  • ·
  • می پسندم
منیری
بله این نظرواکثر مریضا دارن ولی همکاری مادر در حین بخیه زدن میتونه تا حدی دردو کاهش بده.
  • آذر 8, 1392
  • ·
  • می پسندم
سعید
نمیدونم چرا از اینجور عکسا که می بینم حالت تهوع بهم دست میده
  • آذر 8, 1392
  • ·
  • می پسندم
منیری
منیری
چطور ورم بدن را در حاملگی کم کنیم؟
چه کار می توانم کنم ؟
برای کاهش یا از بین بردن ورم بدن در دوران حاملگی، به توصیه های زیر عمل کنید:
نمایش 2 پست بیشتر از منیری
منیری
مردان در کار خانه کمک کنند تا شاد شوند
- مردانی که زمان بیش‌تری را در خانه سپری می‌کنند و در انجام کارهای خانه به همسرشان کمک می‌کنند شادترند و کم‌تر به افسردگی دچار می‌شوند.

سکينه وطن دوست
کاملا موافقم
  • آبان 29, 1392
  • ·
  • می پسندم
منیری
منیری
10 راه برای شاد شدن فوری
1. در خانه تان تاب ببندید. هیچ چیز مفرح تر از داشتن یک تاب در حیاط خانه نیست. دوستان، همسایه ها و حتی غریبه ها ممکن است بیایند و بخواهند با شما بازی کنند. یک روز مادری با دو بچه کوچکش وارد خانه ما شدند. نمی توانستند من را ببینند اما من صدای زن را شنیدم که به بچه هایش می گفت، "نگاه کنید اینجا خانه همان زنی است که تاب دارد. اون خیلی زن باحالیه!"

پاسخ گوی سایت
پاسخ گوی سایت
برای استفاده به عنوان کاور. اگر مورد پسند نبود بفرمایید تا تغییر داده شود
  • آبان 26, 1392
  • ·
  • می پسندم
منیری
منیری
خاطره طنز از یک پزشگ
مریضهای درمانگاه تمام شدن و از مطب میام بیرون یه هوائی بخورم.

نمایش 1 پست بیشتر از منیری
منیری
مردی به مطب پزشك رفت و گفت: «آقای دكتر! چند وقتی است كه بیماری فراموشی گرفته ام. چه كار كنم؟» پزشك:« اول بهتر است تا فراموش نكرده ای، ویزیت مرا بدهی.»
پاسخ گوی سایت
پیشنهاد می کنم یه صفحه طنز ایجاد کنید یا در صفحه طنزی که موجود هست این مطالب را بنویسید تا با مطالب تخصصی شما قاطی نشه
  • آبان 26, 1392
  • ·
  • می پسندم
منیری
یه روزی روزگاری یه خانواده ی سه نفری بودن. یه پسر کوچولو بود با مادر و پدرش، بعد از مدتی خدا یه داداش کوچولوی خوشگل به پسرکوچولوی قصه ی ما میده، بعد از چند روز که از تولد نوزاد گذشت .
پسرکوچولو هی به مامان و باباش اصرار می کنه که اونو با نوزاد تنها بذارن.پدر و مادرش تصمیم گرفتن اینکارو بکنن اما در پشت در اتاق مواظبش باشن.
پسر کوچولو که با برادرش تنها شد … خم شد روی سرش و گفت : داداش کوچولو! تو تازه از پیش خدا اومدی ……….
نمایش بیشتر
TOP