W3Schools W3Schools

روان شناسی و روانپزشکی

انسان چگونه می تواند با مسئله پیری بدون دغدغه کنار بیاید؟ در حقیقت سوال اصلی این است که اسرار یک زندگی طولانی مدت بدون عیب و نقص در چیست ؟ نت نوشت این بار به مسئله زندگی طولانی مدت و عمر مفید پرداخته است. سن مسئله ایست که در عصر حاضر بسیار جدی و حائز اهمیت می باشد. افزایش سن در هر سبک زندگی با مسائلی از جمله از دست دادن قدرت، افزایش بیماری ها، کاهش مهارت های شناختی و در نهایت یک زندگی سخت و طاقت فرسا همراه است. این مسائل اجتناب ناپذیر در کنار درک مرگ و این که انسان هر روز به مرگ نزدیک و نزدیک تر می شود بسیار مهم و در عین حال سخت است. افراد نادری در جهان پیدا می شوند که بتوانند این مسائل را نادیده گرفته و یا به سهولت آن را قبول کنند. نخستین مسئله ای که در پذیرش این دوره پیش می آید این است که انسان چگونه می تواند با مسئله پیری بدون دغدغه کنار بیاید؟ در حقیقت سوال اصلی این است که اسرار یک زندگی طولانی مدت بدون عیب و نقص در چیست ؟ آیا زندگی طولانی ممکن است ؟اسرار زندگی طولانیما تنها موجوداتی هستیم که تمام عمر خود را صرف شناختن مرگ می کنیم و در نهایت نیز با علمی ناقص دنیا را ترک می گوییم. طول متوسط عمر یک انسان عادی چیزی در حدود ۷۱ سال است که البته این عمر نیز تنها برای یک سری مردم خوش شانس ممکن است اتفاق افتد و این که ممکن است حتی یک انسان بیش از ۱۰۰ سال هم عمر کند و عمر طولانی را تجربه کند.دانش علمی نشان می دهد که هیچ انسانی بیش از ۱۲۲ سال عمر نداشته است. اما تمامی انسان ها دوست دارند کمی سحر و جادو بدانند تا بتوانند اندکی هم که شده به عمر خود اضافه کنند. امید به زندگی در کشورهای مختلف جهان متفاوت است اما تقریبا در بیشتر کشورها در حدود سن ۷۹ سال یا کمتر است. واکسن ها، آنتی بیوتیک ها و سبک های جدید زندگی این میزان را به خودی خود افزایش داده است. درمان های جدید بیماری ها، پیشرفت های ژنتیکی و حتی پیشرفت انسان در درک زوال عقل نیز در افزایش طول عمر تاثیرات مثبتی به جا گذاشته است.زندگی به شرط خوشبختیممکن است مسئله ای وجود داشته باشد که درد پیری و مرگ را کمی کمرنگ کند و آن چیزی نیست جز” عادت به خوشبختی”.درست زمانی که احساس آرامش می کنید، زمانی که در حال بازی کردن هستید و به مسائل اطرافتان فکر نمی کنید، یک وعده غذایی سالم و دوست داشتنی میل می کنید و . . . تمامی این اوقات شما احساس خوشبختی دارید . این گونه احساسات شما را از پیری دور می کند. دانشمندان در مورد پروژه طول عمر این گونه می گویند : ” ما در یک جامعه انسان فریب به مدت طولانی با لیستی از عادت ها زندگی می کنیم” تمامی انسان ها در صدد از دست دادن وزن به باشگاه ها می روند پس چرا تمامی انسان ها سالم نیستند و طولانی مدت عمر نمی کنند ؟ افرادی که طولانی مدت زندگی می کنند و به سختی کار می کنند و به خوبی از زندگی شان لذت می برند آن ها چگونه با این چند مسئله کاملا متضاد کنار می آیند ؟؟؟ در هر صورت می توان گفت که ممکن است این مسئله اتفاق افتد ” یک زندگی طولانی و در عین حال دلنشین ”اگر به زندگی افراد مسنی که از زندگی خود لذت می برند نگاهی بیاندازید متوجه خواهید شد که این افراد به سختی کار نمی کنند، سفرهای آخر هفته شان را خارج از شهر انتخاب می کنند و وقت آزاد خود را برای مطالعه کتاب های قدیمی صرف می کنند، ” با ترس مقابله می کنند و دفاع از خود را می آموزند. طبق گفته چند فرد بالای ۶۰ سال ” ما در بدترین موقعیت ، بهترین وضعیت را داریمشهر در دست افراد پیردر ایالت متحده امریکا ۸۰ درصد افراد بالای ۶۵ سال دارند و در بافت شهری زندگی می کنند. طبق اعلام سازمان بهداشت جهانی تا سال ۲۰۳۰ بیش از ۶۰ درصد از مردم در شهر زندگی می کنند و بسیاری از آن ها بالای ۶۰ سال هستند. این در حالی است که با سرعت بالا راه رفتن در پیاده رو ها را از دست می دهیم، پله های مترو با کندی بیشتری تردد خواهد داشت و قاعدتا در بیشتر مکان های عمومی افراد سرعت کاری کمتری خواهند داشت.در کشورهای پیشرفته و بزرگ بهترین مکان های شهری را جهت افراد سالمند اختصاص خواهند داد. معمولا در این شهر ها ۱۰ نقطه بزرگ شهر به این مکان ها اختصاص خواهد یافت. این مکان ها دارای سیستم بهداشتی قوی، فرصت های آموزشی مستمر و حمل و نقل عمومی گسترده است که در تمام آن ها از فرهنگ و هنر استفاده شده است. البته این به آن معنا نیست که افراد مسن نمی توانند در شهرها زندگی کنند بلکه جهت از بین بردن احساس انزوا و تنهایی این افراد می باشد. طبق آماری که به دست آمده افراد سالخورده نه تنها به خانواده نیازمند هستند بلکه روابط شخصی نیز برای آن ها حائز اهمیت است.در مجموع می توان گفت که زندگی عادی و بدون دردسر در ایام سالخوردگی نیازمند محیطی کاملا مهیا می باشد که نه تنها شامل آرامش فیزیکی می شود بلکه روابط شخصی و اجتماعی را نیز در بر می گیرد. به نحوی که افراد مسن با در نظر گرفتن شرایط روحی روانی می توانند دوران پیری مثمرثمر و همراه با لذتی را بگذارند و از عمر خود به نحو بهتری استفاده کنند....
کلمات کلیدی: اسرار زندگی طولانی
روان شناسی و روانپزشکی

شاید از نظر شما بافندگی فقط نوعی سرگرمی است و راهی برای کمتر پول خرج کردن. اما تحقیقات نشان داده است که بافندگی علاوه بر سرگرمی و هزینه کمتر فواید روانشناسی و اجتماعی نیز دارد که روی سلامت و کیفیت زندگی تاثیر مثبت می گذارد. پس بافندگی به عنوان یک مهارت و خلاقیت خاصیت درمانی نیز می تواند داشته باشد. گفتگویی که با یکی از طرفداران بافندگی که در لحظات سختی به این هنر روی آورده اند شده است را بخوانید.جولیا برای مبارزه با اختلالات ذهنی به بافندگی روی آورده استجولیا یک هنرمند است اما هیچوقت بافندگی نکرده بود. بعد از این که یک مادر خانه نشین شد برای رفع بی حوصلگی و به عنوان سرگرمی شروع به هنر بافندگی کرد. طولی نکشید که عاشق بافندگی و بافتن لباس های گرم و زیبا شد و بافندگی را به عنوان راهی موثر برای مبارزه با مشکلات ذهنی کشف کرد. جولیا اعتراف می کند که بافتن به او آرامش می دهد و کار کردن با کاموا اضطراب را از بین می برد. به علاوه کار کردن با دست به درمان اختلال کم توجهی کمک زیادی می کند.حتی زمانی که بیمارستان ها اجازه کار کردن با نخ و سوزن را نمی دادند دکتر جولیا بافندگی را برای او تجویز کرد و کمک کرد جولیا به زندگی عادی خودش برگردد.جولیا به بافتنی هایی که او را به چالش می اندازد و نیاز به مدل ها و تکنیک های جدید دارد علاقه بیشتری دارد چون تکنیک های جدید برای او مثل حل یک معما می ماند.وقتی غرق در بافندگی می شوید افکار منفی را کاملا فراموش می کنید. بافندگی ذهن را آرام و ترشح هورمون آدرنالین را افزایش می دهد. بافندگی نوعی فرایند یادگیری است و کسانی که سراغ بافندگی می روند کمتر ناامید می شوند و به اشتباهات به عنوان راهی برای پیشرفت نگاه می کنند. وقتی با چنین نگرش مثبتی سراغ بافندگی بروید این هنر به عنوان یک مکانیزم سازنده در لحظات سخت زندگی عمل می کند.بافندگی بهترین راه برای آرامش است. وقتی مشکلات زندگی زیاد می شود قلاب را بردارید و فراموش کنید که چه اتفاقی افتاده است. با بافندگی چیز جدیدی خلق می کنید و این موفقیت باعث می شود درست زمانی که احساس نابودی می کردید به خودتان افتخار کنید ....
کلمات کلیدی: مبارزه با استرس
روان شناسی و روانپزشکی

متاسفانه در بسیاری از محیط‌های کاری، ارگونومی موضوع مطرحی نیست و در نتیجه افراد با مشکلات بلندمدتی مانند کمردرد، سندروم تونل‌کارپ، گردن‌درد، مشکلات بینایی و غیره روبه‌رو می‌شوند. ارگونومی علم مطالعه چگونگی موثر بودن افراد در محیط کاری‌شان است؛ همچنین با عوامل ریز و درشتی مرتبط است که می‌توان آنها را در نظر گرفت تا کارمندان در طول روز بهره‌ورتر باشند«ارگونومی علم مطالعه چگونگی موثر بودن افراد در محیط کاری‌شان است؛ همچنین با عوامل ریز و درشتی مرتبط است که می‌توان آنها را در نظر گرفت تا کارمندان در طول روز بهره‌ورتر باشند. به عبارت ساده‌تر، مطالعه ارگونومیک برای تشخیص این‌ امر طراحی شده که آیا کارمند سودمندی تمام‌ و کمال خود را در محل کارش به اجرا می‌گذارد یا نه. اگر در این بررسی به این نتیجه برسیم که بهره‌وری کارمند افزایش می‌یابد و او از تغییر وسایل کار مانند صندلی، میز، مانیتور و غیره «بهره‌مند» می‌شود، این تغییرات لازم برای مطمئن کردن کارمند است که متحمل آسیب نخواهد شد و قادر است از این پس کارش را با میزان بهره‌وری کامل انجام دهد.متاسفانه در بسیاری از محیط‌های کاری، ارگونومی موضوع مطرحی نیست و در نتیجه افراد با مشکلات بلندمدتی مانند کمردرد، سندروم تونل‌کارپ، گردن‌درد، مشکلات بینایی و غیره روبه‌رو می‌شوند. فواید کار در محیط ارگونومیک بی‌شمار است اما مهم‌ترین فواید آن هم برای روسا و هم برای کارمندان جذاب است؛ مانند کاهش هزینه‌های افزایش بهره‌وری، بهبود روحیه کارمند و تقویت کیفیت کار.هر چه افراد مشغول به کار در محیط ارگونومیک بیشتر باشند در نتیجه عوامل خطر کمتر و کوچک‌تر می‌شوند و در عوض مقدار هزینه خسارت به کارمندان نیز کاهش می‌یابد. فراهم کردن فضایی آرام و راحت برای کارمندان، خطر بروز آسیب هنگام فعالیت را پایین می‌آورد و آنها احساس می‌کنند در شرکت‌شان جایگاه ارزشمندی دارند چرا که از آنها مراقبت می‌شود.آمار و ارقام نشان از آن دارد که بسیاری از بزرگسالان بیش از ٧٠ درصد از ساعت بیداری‌شان را به نشستن می‌گذرانند و در زندگی روزانه آنها فعالیت جسمی جایگاه آنچنانی ندارد. حضور کامپیوتر در زندگی انسان به کاهش فعالیت جسمانی منجر شده است به این دلیل که بسیاری از بزرگسالان در مشاغل دفتری مشغول به کار هستند؛ شغل‌هایی که آنها را ملزم به نشستن پشت میز می‌کند. فراهم کردن محیط کاری ارگونومیک برای کارمندان فقط بر عهده کارفرمایان نیست.در ادامه چهار راهکار برای بهبودی وضعیت محیط کار را پیشنهاد کرده‌ایم:١- وضعیت طبیعی خود را پیدا کنید. وقتی روی صندلی نشسته‌اید پاها را جلوی خود روی زمین بگذارید و دست‌ها را روی ران‌ها، شانه‌ها رها و کمی به عقب تکیه بدهید. این وضعیت باید احساس راحتی به شما بدهد.٢- جای‌گیری موس و کیبوردارتفاع: حدود ٦ سانتیمتر بالاتر از پاها. شیب: شیب‌ کیبورد را تا حد امکان کم کنید و دورتر از خودتان قرار دهید.٣- جای‌گیری مانیتورفاصله: تکیه بدهید و دست‌تان را دراز کنید، انگشتان‌تان باید به مانیتور برسد. ارتفاع: چشمان‌تان را ببندید، آنها را باز کنید. چشم شما باید روبه‌روی آدرس بار صفحه گوگل باشد.٤- تنظیم صندلیشکل: به حالت طبیعی فکر کنید.طول: وقتی راحت نشسته باشید باید به اندازه یک مشت بین صندلی و پای‌تان فضا باشد. ارتفاع: وقتی نشسته‌اید باید پای‌تان روی زمین قرار بگیرد.٥- بلند شوید و راه بروید! انجام فعالیت‌های جسمانی بخش اساسی تداوم زندگی سالم است. پس بلند شدن و کشیدن عضلات‌تان در طول روز را فراموش نکنید!...
کلمات کلیدی: ارگونومی چیست؟
روان شناسی و روانپزشکی

 پارانوئید نوعی اختلال شخصیت است که طی آن فرد دچار بدبینی شده و به هر چه در اطراف او می گذرد، شک دارد. این اختلال در 5/. تا 5/2 درصد کل جمعیت گزارش شده استعلائم و نشانه هااگر فردی چهار معیار از هفت معیار زیر را داشته باشد، مبتلا به اختلال شخصیت پارانوئید است؛ البته این معیارها نباید ناشی از اختلال روانی دیگر مانند اسکیزوفرنی یا اختلال خلقی باشد. همچنین نباید ناشی از تاثیر مستقیم یک اختلال طبی عمومی و مصرف مواد باشد. این هفت معیار عبارتند از:1) بدون دلیل کافی ظن می‌ برد که دیگران از او سو‌ء استفاده می ‌کنند یا فریبش می ‌دهند. 2) بدون دلیل کافی وفاداری و قابلیت اعتماد دوستان و بستگان خود را مورد سوال قرار می ‌دهد. 3) در اعتماد به دیگران مردد است، زیرا می‌ ترسد از اطلاعات او بر علیه خودش استفاده شود. 4) در اشارات و اتفاقات خوش ‌خیم، معانی تحقیرآمیز و تهدید کننده می ‌بیند. 5) مدام کینه می ‌ورزد، یعنی تحقیر و بی‌اعتنائی و اهانت را نمی ‌بخشد. 6) فرد تصور می ‌کند دیگران در حال حمله به رفتار و شخصیت وی هستند؛ در واقع شخصیت وی را زیر سوال می ‌برند. این در حالی است که دیگران این مساله را درک نمی ‌کنند و چه بسا که ممکن است چنین قصدی نیز نداشته باشند. وی ممکن است بر اساس این تصور غلط خود، حمله متقابل سریع داشته باشد و پاسخ پرخاشگرانه و خشمگینانه از خود نشان دهد. 7) سوءظن مکرر و بدون پایه و اساس نسبت به وفاداری همسر یا شریک جنسی ‌اش دارد.علل و عوامل خطرسازعوامل ارثی را در ایـن اختلال دخیل دانسته اند ، اما به نظـر می رسد نقش محیط اولیه پرورش کودک نیز بسیار مهم است.محیط خانوادگی سرد، انزواجو، بی اعتمادی و سوءظن، موقعیت های برانگیزنده حسادت و کاهنده احترام به نفس ، بدرفتاری از سوی والدین و رفتار و گفتار طعنه آمیز و دارای معانی دوگانه از سوی آنان همه در ایجاد شخصیت پارانوئید نقش دارند .درمان بیماریدرمان اختصاصـی اختلال « شخصیت پارانوئید » عبارت است از : روان درمانـی . اما ویـژگی های شخصیتی ایـن بیماران مانع عمده ای در ایجاد رابطه درمانی مناسب است .درمان دارویی بـرای مقابله با اضطـراب و پریشانی بیـمار و یا دوره های آشفتگی شدید و اندیشه های شبه هذیانی او مفید استپیشگیریبهترین راهکاری که برای پیشگیری توصیه می شود این است که از کودکی محیط پرورش کودک خوب، سالم، دوستانه و بامحبت باشد و روابط موجود در خانواده سیری طبیعی داشته باشد. در بین افراد خانواده، "مادر" اولین ناجی است که نیازهای عاطفی کودک را برآورده می کند. او در واقع تغذیه کننده روح و روان کودک می باشد که اگر به درستی وارد عمل نشود و بی اعتمادی را به فرزندش منتقل کند، او را در سراسر زندگی با مشکلات عدیده روبرو ساخته است.ارتباط صمیمانه والدین، رفتار محبت آمیز با فرزندان، آموزش دوست داشتن همکلاسیها و همسن و سالان به بچه ها در مهد کودک و مدرسه و... باعث خواهد شد که کودک کینه توز بار نیامده و همه را دوست داشته باشد. این کودک در بزرگسالی نیز می تواند یک همسر مهربان و یک پدر یا مادر خوب باشد و اختلال شخصیت "بدگمانی" یا پارانوئید را تجربه نکند....
کلمات کلیدی: سوء ظن, پارانوئید
روان شناسی و روانپزشکی

آن قدر به حرف و گفته یا رفتاری فکر می کنیم که مثل خوره به جانمان می افتد. لحظه ای از آن غافل نمی شویم و ذهن مان را با افکار منفی و بیهوده پر می کنیم. ولی انباری ذهن را هر از گاهی باید تمیز و مرتب کرد تا خسته و کلافه نشویم. ذهن پر از آشوب و افکار منفی است. بازار مکاره. هر چه تلاش می کنید ذهنتان از جایی به جای دیگر کشیده می شود و متمرکز نمی شود. از مسائل خانوادگی و گفته این و آن تا کارهایی که باید انجام دهید همه و همه ذهن تان را درگیر می کند. کارهایی که کرده اید و به نظرتان بی حاصل بوده، امیدهایی که داشته اید و عملی نشده است، و هزاران مورد دیگر. گاهی دیگر ذهن تان اصلا متمرکز نمی شود. انگار بازار مسگری است که از هر طرف صدایی چکش وار در می آید و تمرکزتان را به هم می ریزد.مغز که ۲۴ ساعته از همه توانایی آن استفاده می شود از افکار منفی خسته می شود و دیگر به اصطلاح قفل می کنید. ولی می دانستید با یادگرفتن تکنیک بی ذهنی یا فکر کردن به هیچ حتی برای یک تا پنج دقیقه در روز می توانید یک استراحت لذت بخش به وجودتان بدهید و دوباره قدرتمندانه و با نشاط به زندگی ادامه بدهید؟بی ذهنی چیست؟انباری خانه تان را تصور کنید که هر چیز به درد نخور یا وسایلی را که به طور فصلی استفاده می کنید، در آن گذاشته اید. هر از گاهی هم می روید تا وسیله دیگری به آن اضافه کنید و بارها به خودتان می گویید چه قدر درهم ریخته است. حالا یک روز همت می کنید تمام وسایل را بیرون می آورید، انباری را حسابی تر و تمیز و گردگیری می کنید، حتی ممکن است قفسه بندی اش کنید، بعضی از وسایل را که سالهاست استفاده نکرده اید دور می اندازید یا به کسی می دهید که می تواند از آن ها استفاده کند و بقیه را هم مرتب می چینید.این دقیقا اتفاقی است که در ذهن می افتد. یعنی شما ذهن تان را از همه افکار منفی خالی می کنید. درست مثل یک اتاق خالی برای تمیز کردن و پاک کردن غبارها و گردوخاک.تمام مشکلات از این جا شروع می شود که نمی توانید حتی برای چند لحظه ای ذهن تان را خالی کنید.بیشتر ما تجربیات مشابهی داشته ایماز اعضای خانواده که ناچاریم با آن ها ارتباط داشته باشیم، کسی آزامان می دهد حالا یا با گفته اش یا با حرکتش. شما با شخصی دوست بوده اید و انتظاراتی از او دارید که گاهی نمی تواند برآورده کند. طبیعی است. قرار نیست همه به میل شما رفتار کنند. آزردگی و رنجش خاطر هم به همین دلیل است. این فرد طبق میل و خواسته شما رفتار نمی کند. چون شما طرز تفکر دیگری دارید. دو راه بیشتر ندارید، یا او را به همین شکل که هست بپذیرید و بدون آن که رفتار یا گفته هایش را مدام در ذهن تان مرور کنید به راحتی از آن بگذرید. یا با او قطع رابطه کنید. در این صورت به هیچ وجه نباید به گذشته و ارتباطی که با او داشته اید فکر کنید.در ترافیک گیر افتاده اید یا هر جای دیگری که برای کار مراجعه کرده اید، یک صف طولانی. دلتان می خواهد وقتتان را هدر ندهید. ولی ترافیک است دیگر. فقط باید صبر کنید. حرص خوردن جز آن که بیمارتان کند فایده ای ندارد.کسی ناراحتتان کرده است. حالت دفاعی می گیرید یا عصبانی می شوید و هر چه از دهن تان در می آید به او می گویید یا حتی درگیری فیزیکی بوجود می آید. شما مدام به این فکر می کنید که چرا این طور شد؟ چرا این را گفتم؟ چرا این را نگفتم؟ یعنی می چسبید به حادثه و مدام آن را در ذهنتان مرور می کنید.در واقع تمام مشکلات از همین جا شروع می شود که واقعه ناخوشایندی برای تان اتفاق افتاده و شما به جای آن که ذهنتان را از آن خالی کنید مدام به آن می چسبید، در ذهنتان مرور می کنید و چه بسا حتی داستان را بزرگتر و دراماتیک تر هم می کنید. نتیجه این روش برخورد، استرس، خستگی مفرط، کم آوردن، انزوا، تحریک پذیری و حتی صدمات روحی و مالی می شود.چه طور اتفاقات و افکار منفی را از ذهنمان دور کنیمفرض کنید یکی از عزیزان تان به اعتیاد دچار شده است. شما می خواهد به او کمک کنید. ولی استرس و افکار منفی تمام وجودتان را می گیرد. چون مدام در این فکر هستید چگونه به او کمک کنید. حتی ممکن است فکر کنید اصلا شما می توانید این کار را انجام دهید یا نه.فکر کردن مداوم به کمک کردن و روش های مختلف کمک کردن باعث ایجاد استرس در شما می شود، می خواهید شخص دقیقا طبق روش و درخواست شما رفتار کند. شما با علاقمندی و عشق تلاش می کنید او را از ورطه اعتیاد بیرون بیاورید. ولی خودتان دچار رنج می شوید.حتی شخصی که دچار اعتیاد می شود در نتیجه مشکلات ذهنی و چسبیدن به افکار منفی و بیهوده است. به سراغ موادمخدر می رود تا بتواند ذهنش را خالی کند. بار اول احساس خوبی را تجربه می کند و چند ساعتی از دست هجوم افکار منفی و بیهوده رها می شود. درست مثل وقتی که شما یک انباری نامرتب دارید ولی دیگر به آن فکر نمی کنید. بعد از مدتی شخص نیازمند است مواد بیشتری مصرف کند در حالی که دیگر تجربه بار اول استفاده از مواد مخدر را ندارد. در نتیجه مکررا سراغ مواد مخدر می رود.بیشتر اتفاقات زندگی همین طور است. پس کافی است شما فقط با بیان اظهار عشق و علاقه تان به او و این که دل تان می خواهد به او کمک کنید، به شخص این اطمینان را بدهید که می تواند روی کمک شما حساب کند. در صورتی که فرد با گشاده رویی شما برای کمک واکنش مثبت نشان داد آن وقت ایده ها را با او درمیان بگذارید:    مراجعه به مشاور    مراجعه به مراکز پزشکی حرفه ای مثل روانکاوی، روان شناسی    برای فرد معتاد احتمالا بستری کردن او در یک آسایشگاه ترک اعتیادشما کار خود را انجام داده اید. گاهی هم به درد دل هایش گوش می کنید. دیگر نیازی نیست مدام به او و مشکلاتش فکر کنید. چون شما تلاش خود را کرده اید. ولی هر کسی باید ابتدا خودش بخواهد به خودش کمک کند و بعد از کمک دیگران هم استفاده کند.نهادینه کردن این روش در خودمانبه هر حال همه ما آن انباری را در ذهن مان داریم. چه بسا حتی افکار منفی و گفته های چندین ساله پیش را دوباره در ذهن مان زنده می کنیم. چند قطره اشک هم می ریزیم. ولی باید یاد بگیریم چه گونه انباری ذهن مان را هر چند وقت یک بار خانه تکانی کنیم. روش های زیر برای نهادینه کردن این روش به شما کمک می کند:    در اولین قدم ببینید نسبت به چه چیزی حساس هستید و مدام در باره آن فکر می کنید. می تواند مزه غذای تان باشد، یا رفتار همسرتان و خانوداه اش، می تواند رفتار یک همکار یا گفته های یکی از نزدیک ترین اعضا خانواده باشد.    در قدم دوم ببینید وقتی این رفتارها را می بینید یا این گفته ها را می شنوید چه تغییری در فکر و رفتارتان بوجود می آید. کنجکاو می شوید تا بیشتر سر از موضوع در بیاورید، تحریک می شوید تا پاسخ جانانه ای به طرف بدهید، خودخوری می کنید و مدام موضوع را در ذهن تان بررسی می کنید.    در قدم سوم ببینید چه چیزی به شما آرامش می دهد. مثلا خواندن یک کتاب، نگاه کردن یک برنامه تلویزیونی، ورزش، پیاده روی. شما باید یاد بگیرید وقتی به چیزی حساسیت دارید به شکلی و از طریق درست ذهن تان را از آن مشغله فکری مزاحم دور کنید. اگر در محیطی هستید که اتفاق ناخوشایندی افتاده و بارها است که این اتفاق می افتد پس شما امکان تغییر آن را ندارید بهتر است با بهانه ای محیط را ترک کنید و مثلا پیاده روی بروید تا هوای آزاد تنفس کنید.    در مرحله چهارم از مدیتیشن صبحگاهی استفاده کنید. بعد از مدتی به راحتی یاد می گیرید بدون نشان دادن واکنش به گفتار یا رفتارهایی که آزارتان می دهد بگذارید حوادث مثل یک فیلم از جلوی چشم شما رد شود بدون آن که ذهنتان به آن بچسبد و مدام در مورد آن فکر و خودخوری کنید. این روش را در انتهای مقاله آموزش می دهیم.    یاد بگیرید گاهی فقط نظاره گر باشید. درست مانند خداوند که خیلی وقت ها کارهایی می کنیم که مسلما او دوست ندارد. ولی در آن لحظه هم چیزی نمی گوید. به هر حال هر کسی نتیجه رفتارها و گفتارهایش را روزی تجربه خواهد کرد.    وقتی ذهن تان مدام روی نکته های بیهوده و افکار منفی می رود یاد بگیرید دستور توقف به آن بدهید. به خودتان بگویید من سعی خودم را کردم، از خودم راضیم، دیگر هر چه خدا بخواهد.    افکار و دیدگاه خود را گسترش دهید. یاد بگیرید از همه جنبه ها حتی از دیدگاه فردی که نظر و رفتارش مخالف ایده های شما است به زندگی نگاه کنید. چه بسا اگر شما هم در موقعیت او بودید همین کار را می کردید. وقتی شما مدام روی یک موضوع آزار دهنده متمرکز می شوید و مداوم به آن فکر می کنید نشان می دهد متاسفانه دنیای کوچکی دارید و خودتان را مرکز عالم می دانید. در صورتی که هر کدام از ما ذره ای کوچک از جهان بیکران هستی هستیم. تصور کنید شما روی نقطه ای از کره زمین ایستاده اید، حالا با یک سفینه فضایی از نقطه ای که ایستاده اید دور می شوید. کم کم به نقطه ای کوچک تبدیل می شوید، کشورتان هم کوچک تر می شود و فقط شکل اصلی آن را می بینید، باز هم سفینه دورتر می رود دیگر خودتان را که هیچ حتی کشورتان را نمی بینید، فقط کره زمین را می بینید. حالا هر چه دورتر بروید در عالم بیکران هستی شما حتی یک نقطه کوچک هم نیستید. پس از تمرکز روی خودتان و این که همیشه شما درست می گویید دست بردارید و وسعت فکر و دید پیدا کنید.    هیچ کس و هیچ چیز سیاه و سفید نیست. همه موجودات هستی طیفی از خاکستری هستند. کم رنگ یا پررنگ. خوب است که علاوه بر زشتی ها، زیبایی ها را هم ببینیم. خیلی خوب است که برای خودتان ارزش های اخلاقی و رفتاری خلق کنید تا بیشتر به سفیدی و زیبایی ها نزدیک تر شوید. در هر اتفاقی حتی ناخوشایند سعی کنید جنبه های مثبت را هم ببینید.مدیتیشنهر روز صبح به مدت یک ماه بین ۵ تا ۱۰ دقیقه مدیتیشن کنید. می توانید از ۵ دقیقه شروع کنید و به تدریج آن را به ۱۵ دقیقه برسانید. همه ابزارهای الکترونیکی را خاموش کنید. اگر تنها زندگی نمی کنید به آن ها بگویید در این زمان مزاحم شما نشوند. در این مدت سعی کنید به چیزی فکر نکنید. هر فکری که به سراغ تان می آید به آن دستور توقف بدهید. به خودتان بگویید بعد از تمام شدن مدیتیشن دیگر به این موضوع فکر نمی کنم و مساله کاملا حل شده است.ولی نکته کلیدی این است که همیشه در مواجهه با اتفاقات و حوادث ناگوار و افرادی که شما را می رنجانند بگویید رها می کنم. و این هم می گذرد....
TOP