کانال تلگرام پزشکی مشاوره آنلاین در تلگرام کانال جنسی در تلگرام

فروردین 15, 1395 از
اضافه شده:
فروردین 15, 1395
سایز فایل:
16.36 kb
کیفیت:
230×219
نظرات:
3
بازدید ها:
22
تا طلاق نگرفتند کتاب ننوشتند

قبل از عید داشتم کتابهای کتابخانۀ کوچکمان را گردگیری می کردم. طبق معمول هر کتاب را برمی داشتم؛ عنوان آنرا نگاه می کردم؛ چند صفحه را ورق می زدم و بعد با دستمال تمیزش می کردم. توجه ام به جمله های "تقدیم و تشکّری" جلب شد که نویسنگان در صفحۀ نخست کتاب ها نوشته اند. احساس کردم به تدریج دارم قاعده ای کشف می کنم. حداقل در کتابخانۀ من اینطور بود. نویسندگان زن به ندرت از همسر خود تشکر کرده یا کتاب خود را به او تقدیم کرده بودند. در مقابل نویسندگان مرد غالبا از صبوری، همراهی و تحمّل همسرشان تشکر کرده بودند! برایم این سوال مطرح شد که چرا تعداد بسیار کمی از نویسندگان زن از همسرشان تشکر می کنند؟ همانجا نشستم و به زنان و مردانی که با واسطه یا بی واسطه می شناختم فکر کردم. برخی شواهد نشان می داد که اکثر زنان زمانی موفق شده اند کتابی بنویسند که مسئولیت های سنگین خانه کمتر شده و از شوهر خود جدا شده اند! و بیشتر مردان هم غالبا زمانی کتاب نوشته اند که همسری بوده که مسئولیت خانه را بر عهده داشته و خیال آنان از امور خانه و حتی امور شخصی شان راحت بوده است.
قبلا در نوشتۀ دیگری با نام « به خانه برمی گردیم » در همین کانال گفتم که در بسیاری از جوامع، مشارکت اجتماعی و اقتصادی زنان در بیرون از خانه موجب آن نشد تا مسئولیت های آنان در خانه کاهش یابد. در واقع وظایف جدید بر وظایف قبلی آنان افزوده شد. لذا زنی که قصد دارد کتابی بنویسد باید نخست مسئولیت های خانه داری و شوهرداری! خود را انجام دهد و پس از آن اگر وقتی و حوصله ای باقی ماند بنشیند و کتاب بنویسد. در مقابل مردان همواره از حمایت و رسیدگی همسرشان برخوردار بوده اند. در این شرایط، دو راه باقی می ماند: یا مردان بخشی از مسئولیت های خانه را بر عهده بگیرند تا خیال زنان راحت شده و کتاب بنویسند یا آنکه جدا شوند و فرصتی برای نوشتن بیابند. گویا کم نیستند زنان نویسنده ای که راه دوم را برگزیده اند!
همزمان با این تأمّلات، ترانه « جانِ مریم » هم به گوش می رسید:
بیا رسید وقتِ درو، مالِ منی از پیشم نرو
بیا سرِ کارمون بریم، درو کنیم گندمارو
با خودم گفتم عشق ورزی ما مردان هم چقدر عجیب و جالب است. به معشوق می گوییم: تو مال من هستی. از پیش من نرو. چون وقت درو رسیده است و باید برویم سر کار و گندم ها را درو کنیم. لطفا بمان و هنگامی که کار درو تمام شد هر کجا خواستی می توانی بروی
فردین علیخواه
سیده اکرم حسینی
چه جالب !!!!!
  • فروردین 22, 1395
  • ·
  • می پسندم
بهرود   قاسمي آذر
چقدر زیبا و متین .خیلی ممنونم دکتر
  • آذر 11, 1397
  • ·
  • می پسندم
بهرود   قاسمي آذر

موفق باشید

  • آذر 11, 1397
  • ·
  • می پسندم
TOP