کانال تلگرام پزشکی مشاوره آنلاین در تلگرام کانال جنسی در تلگرام

سعید رئیس زاده

شاید این ادعاها عجیب به نظر برسد، اما هر کدام از آنها نتیجه بیش از 20 سال تحقیقات دانشمندان ایالات متحده روی بیماری سرطان است. این دانشمندان متوجه شدند درصد زیادی از سرطان‌ها بر اثر عوامل بسیار ساده‌ای به وجود می‌آیند که ما هر روز به راحتی و بدون توجه از کنار آنها می‌گذریم. این در حالی است که اگر بیمارانی که امروز بر تخت‌های بیمارستان خوابیده‌اند، این موارد را می‌دانستند شاید هیچگاه در طول عمر خود به سرطان دچار نمی‌شدند.شـاید تعجـب کنیـد اگــر بشــنوید سرماخوردگی‌های مکرر‌ یکی از دلایل ابتلا به سرطان در بین بعضی از مردم به شمار می‌رود. اگر هر روز در یک ساعت مشخص ناهار بخورید، احتمال ابتلا به این بیماری در شما کمتر می‌شود. عجیب‌ ترین چیزهایی که باعث سرطان می‌شوند سرطان,عوامل بیماری,بیماری,علت سرطان دانشمندان بعد از سال‌ها مطالعه روی فعالیت‌ سلول‌های سرطانی در مقیاس مولکولی به این نتیجه رسیدند که واقعا پیشگیری از ابتلا به این بیماری، بهترین روش برای پیروزی بر آن است. واقعیت این است که ما تقریبا به طور دائم با غذاهایی که می‌خوریم و کارهایی که انجام می‌دهیم بدن خود را سرطانی می‌کنیم، یعنی ژن‌های ما به طور مرتب در معرض رشد غیرعادی سلول‌های سرطانی است. اما در یک بدن سالم به سرعت با این تغییرات مقابله شده و از رشد غیرطبیعی سلول‌های سرطانی پیشگیری می‌شود. مشکل اصلی زمانی ظاهر می‌شود که مکانیسم دفاعی بدن ما ضعیف شود و در آن زمان است که سلول‌های سرطانی شروع به رشد در بدن ما می‌کنند. زمانی که ما استرس و فشار زیادی به بدن خود وارد می‌کنیم، برای مثال برنامه خواب منظمی نداریم، ورزش نمی‌کنیم یا بعضی از داروها را مصرف می‌کنیم، سیستم ایمنی بدن را ضعیف کرده و آن را آماده ابتلا به سرطان می‌کنیم. در اینجا به بعضی از عوامل سرطان‌زا اشاره می‌کنیم که در عین اهمیت معمولا بسیاری از مردم آنها را نمی‌دانند.عامل سرطان‌زای شماره 1 :  کفش‌های پاشنه‌بلند پوشیدن کفش‌های راحت و دارای پاشنه کوتاه می‌تواند یکی از عوامل ایجاد تورم‌های غیرضروری در بدن را برطرف کرده و مانع از ابتلای ما به سرطان شود. تورم یکی از فرآیندهای طبیعی بدن برای درمان است و زمانی ایجاد می‌شود که بدن در برابر یک محرک آزاردهنده مانند باکتری‌ها، آسیب‌ها و جراحت‌ها قرار می‌گیرد. اما زمانی که این تورم حالت همیشگی و مزمن به خود بگیرد، بسیار مخرب می‌شود.بخشی از این تورم‌های مزمن بر اثر ابتلا به بیماری‌هایی مانند آلزایمر، دیابت، بیماری قلبی و مانند آن به وجود می‌آیند. برای همین است که در افراد مبتلا به این بیماری خطر ابتلا به سرطان بسیار بیشتر از دیگران است. سرطان در اصل زمانی به وجود می‌آید که ژن‌های بدن دچار نقص یا آسیب می‌شوند. در بسیاری از موارد بعد از وارد شدن این آسیب‌ها، بدن سعی می‌کند آنها را ترمیم کند، اما زمانی که این عوامل مانند تورم حالت دائمی به خود بگیرند، بدن مجبور است وقت زیادی را صرف برطرف کردن آن کند و به همین دلیل از ترمیم ژن‌های آسیب‌دیده اجتناب می‌کند و این درست زمانی است که ما مستعد ابتلا به سرطان می‌شویم. متاسفانه پوشیدن کفش‌های پاشنه بلند یکی از کارهای اشتباهی است یه بسیاری از زنان هر روز انجام می‌دهند و بدن خود را مستعد ابتلا به سرطان می‌کنند. با این کار مفاصل پا به طور مداوم در معرض آسیب و تورم قرار می‌گیرند و توجه بدن را به خود جلب می‌کنند. در این زمان سیستم ایمنی به جای درمان ژن‌های آسیب‌دیده مجبور است بخش زیادی از توجه خود را معطوف به اثرات جانبی کفش‌های پاشنه بلند کند.عامل سرطان‌زای شماره 2 :   سرماخوردگی‌ها یکی دیگر از روش‌های مهم برای پیشگیری از ایجاد تورم در بدن کاهش تعداد ابتلا به سرماخوردگی‌ها و آنفلوآنزاهاست. این بیماری‌ها نه تنها باعث ایجاد تورم زیادی در بدن می‌شوند، بلکه آسیب‌هایی را به وجود می‌آورند که اثرات آنها تا مدت‌ها باقی می‌ماند. برای مثال هنگام ابتلا به سرماخوردگی مقدار زیادی از مواد شیمیایی با عنوان سیتوکین‌ها در بدن ترشح می‌شوند که به سلول‌ها فرمان می‌دهند فعالیت طبیعی خود را متوقف کرده و به جای آن پروتئین‌های خاص را تولید کنند. این فعالیت‌ها می‌توانند باعث ایجاد نقص‌هایی در سلامت ما شوند که تا 10 سال بعد هم اثرات آن باقی می‌ماند. اما در سال 2010 دانشمندان متوجه شدند افرادی که هر سال واکسن‌های سرماخوردگی و آنفلوآنزا می‌زنند نه تنها از ابتلا به این بیماری‌ها پیشگیری می‌کنند، بلکه احتمال ابتلا به بیماری‌های قلبی و سرطان نیز در آنها کاهش پیدا می‌کند.جالب است بدانید اگر سرماخوردگی‌ها و آنفلوآنزاها بیش از 2 هفته طول بکشند خطر ابتلا به بیماری‌هایی مانند چاقی، حمله قلبی، سکته و سرطان را تا آخر عمر زیاد می‌کنند. بنابراین اگر نمی‌توانید از واکسن‌های سرماخوردگی یا آنفلوآنزا استفاده کنید بهتر است حتما بهداشت را رعایت یرده و تا حد امکان از افراد مبتلا فاصله بگیرید.عامل سرطان‌زای شماره 3 :  مکمل‌ها و مولتی‌ویتامین‌ها فقط افراد مبتلا به کمبود ویتامین و مواد معدنی و زنان باردار مجاز به استفاده از مکمل‌ها هستند. در سال 2010 آژانس تحقیقات سلامت ایالات‌متحده با بررسی 63 تحقیق گسترده به این نتیجه رسید که استفاده از مولتی‌ویتامین‌ها هیچ تاثیری در پیشگیری از ابتلا به سرطان و بیماری قلبی در بین اکثر مردم جهان ندارند. در عوض استفاده از بعضی از مکمل‌ها مانند ویتامین E، بتا کاروتین و ویتامین C می‌توانند به سلامت بدن آسیب وارد کرده و خطر ابتلا به بیماری را افزایش دهند. بسیاری از مردم معتقدند آنتی‌اکسیدان‌هایی مانند ویتامین E می‌توانند با رادیکال‌های آزاد و مضر بدن که بر اثر عواملی مانند سیگار کشیدن، نور آفتاب و مصرف غذاهای چرب به وجود می‌آیند، مبارزه کنند.حقیقت این است که از بین بردن کامل این رادیکال‌های آزاد کار درستی نیست. بدن در بعضی موارد این رادیکال‌های آزاد را تولید می‌کند تا با سلول‌های مضر از جمله سلول‌های سرطانی مبارزه کند. اگر شما با مصرف دائمی ویتامین‌ها این مکانیسم را متوقف کنید، بدن توانایی طبیعی کنترل خود را از دست می‌دهد. بنابراین بهتر است به جای آنکه پول خود را صرف خرید مکمل‌های گران‌قیمت کنید، غذاهای سالم و باکیفیت بهتر تهیه کنید.عامل سرطان‌زای شماره 4 :  غذا و خواب نامنظم   افرادی که هر روز در یک ساعت مشخص غذا می‌خورند، به تختخواب می‌روند و صبح‌ها از خواب بیدار می‌شوند، میزان فشار به بدن خود را به حداقل می‌رسانند. یکی از مواردی که بدن‌ ما به شدت به آن نیاز دارد، داشتن برنامه منظم و یکنواخت است. برای همین بهتر است برنامه خواب منظمی داشته باشید و اگر یک شب دیر به تختخواب رفتید، سعی کنید روز بعد در همان ساعت معمول و همیشگی از خواب بیدار شوید. نداشتن برنامه خواب و غذای نامنظم می‌تواند باعث افزایش شدید هورمون استرس به نام کورتیزول در بدن شده که در درازمدت اثرات آن در سراسر بدن قابل مشاهده است.عامل سرطان‌زای شماره 5 :  اجتناب از مصرف بعضی از داروهای خاص استاتین‌ها که پایین‌آورنده کلسترول خون هستند، به افرادی تجویز می‌شوند که در معرض خطر ابتلا به بیماری‌های قلبی هستند. انجام بعضی از تحقیقات نشان داده استفاده از این داروها نقش بسیار مهمی در پایین آوردن میزان تورم بدن دارند و می‌توانند احتمال ابتلا به بسیاری از بیماری‌ها را کاهش دهند. به همین دلیل همه افراد بالای 40 سال که یکی از ریسک‌های خطر برای ابتلا به بیماری قلبی مانند چاقی، سابقه خانوادگی و فشار خون بالا را دارند باید با مشورت پزشک خود استفاده از این داروها را آغاز کنند.مطالعات بیشتر نشان داده یه استفاده از این داروها نه تنها خطر ابتلا به بیماری قلبی را کاهش می‌دهد، بلکه احتمال خطر مرگ در اثر بیماری‌های غیرقلبی مانند عفونت‌ها و بیماری‌های تنفسی را هم کم می‌کند. همچنین افراد بالای 50 سال باید با پزشک خود در مورد استفاده دائمی از آسپیرین مشورت کنند، حتی اگر دچار بیماری قلبی نیستند. تحقیقات زیادی انجام شده که نشان می‌دهد این دارو می‌تواند خطر ابتلا به همه سرطان‌ها را کاهش دهد.عامل سرطان‌زای شماره 6 :  دهان‌شویه‌ها مطالعاتی که از اواخر دهه 70 میلادی انجام شده، نشان می‌دهد دهان‌شویه‌هایی که حاوی اتانول هستند، خطر ابتلا به سرطان دهان را افزایش می‌دهند. به نظر می‌رسد این ترکیب باعث آسیب‌پذیر شدن بافت‌های دهان در برابر عوامل سرطان‌زا مانند دود سیگار می‌شود. هرقدر میزان الکل موجود در این مواد بیشتر باشد، به همان اندازه خطر سرطان‌زا بودن آنها هم بیشتر است. اگر برای استفاده از این محصولات اصرار دارید، بهتر است آنها را همان‌طوری مصرف کنید که روی بسته‌شان ذکر شده و به هیچ وجه دهان‌شویه‌ها را قورت ندهید. افراد سیگاری و اشخاصی که دارای سابقه خانوادگی ابتلا به سرطان دهان هستند، بهتر است حتما نمونه‌های بدون الکل این نوع محصولات را خریداری کنند.عامل سرطان‌زای شماره 7:  استفاده از رنگ موها   زنانی که به طور دائمی از رنگ‌ مو استفاده می‌کنند بیشتر از دیگران در معرض خطر ابتلا به سرطان مثانه قرار دارند. این اولین بار است که دانشمندان متوجه تعداد دفعات استفاده از این محصولات و ارتباط آن با ایجاد سرطان شده‌اند. تحقیقات نشان می‌دهد زنانی که حداقل یک بار در ماه موهای خود را رنگ می‌کنند با احتمال دوبرابر بیشتر از زنان دیگر ممکن است سرطان مثانه را تجربه کنند. اگر استفاده از این محصولات بیش از 15 سال است که ادامه دارد، باید گفت احتمال ابتلا به سرطان تا سه برابر بیشتر می‌شود. حتی آرایشگرانی که خودشان از این محصولات استفاده ‌نمی‌کنند، اما در معرض آنها قرار دارند با احتمال 50 درصد بیشتر ممکن است به سرطان مثانه دچار شوند. البته هر‌چه این رنگ‌ها تیره‌تر باشد، میزان مواد شیمیایی سرطان‌زای موجود در آنها بیشتر از نمونه‌های روشن‌تر است.عامل سرطان‌زای شماره8 :  شبیه های  اجتماعی استفاده از سایت‌های اجتماعی باعث کاهش میزان ارتباطات چهره به چهره شده و در عوض احتمال ابتلا به بیماری‌های بسیار جدی را افزایش می‌دهد. دانشمندان معتقدند فرستادن ای‌میل به دیگران به جای ارتباطات رودررو اثرات بیولوژیک بسیار زیادی روی بدن دارد. منزوی شدن انسان‌ها باعث تغییر شیوه کار ژن‌های بدن، سیستم ایمنی و حتی رگ‌های خونی می‌شود و عملکرد مغز را نیز تحت تاثیر قرار می‌دهد.این عوامل می‌تواند احتمال ابتلا به بیماری‌های خطرناک مانند سرطان، سکته، بیماری قلبی و آلزایمر را افزایش دهد. تحقیقات نشان می‌دهد از 30 سال پیش به بعد، مردم زمان کمتری را برای ملاقات‌های رودررو صرف می‌کنند که دلیل اصلی آن هم افزایش استفاده از تکنولوژی‌های جدید در جامعه است. این کار باعث کاهش ترشح هورمون اکسی‌توسین یا هورمون علاقه می‌شود و فعالیت‌ بعضی از ژن‌های بدن را که در سیستم ایمنی و محافظت از بدن تاثیر دارند، تغییر می‌دهد. در طول 20سال گذشته تعداد افرادی که معتقدند کسی را ندارند که بتوانند با آنها در مورد موضوعات مهم بحث کنند، بیش از سه‌برابر شده است. امروزه والدین زمان کمتری را در مقایسه با 10 سال پیش با فرزندان خود سپری می‌کنند و همسران هم بخش زیادی از ساعات شبانه‌روز در کنار هم نیستند. عامل سرطان‌زای شماره 9: نشستن مداوم شاید عجیب به نظر برسد، اما علت ابتلای درصد زیادی از افراد به بیماری سرطان، نشستن طولانی‌مدت بوده است. نشستن طولانی مدت میزان تری‌گلیسرید، کلسترول، فشار و قند خون را افزایش داده و ترشح هورمون اشتها را بیشتر می‌کند. تحقیقات انجام شده توسط جامعه سرطان ایالات‌متحده در سال 2010 نشان داد، نشستن بیش از 6 ساعت در روز درست به اندازه سیگار کشیدن و حتی بیشتر از آن می‌تواند به سلامت انسان‌ها آسیب وارد کند. البته زنان بیشتر از مردان بر اثر نشستن‌های طولانی‌مدت آسیب می‌بینند که دلیل احتمالی آن هم فعالیت هورمون‌های زنانه مانند استروژن است. برای مثال زنانی که عادت به نشستن طولانی‌مدت دارند با احتمال 37 درصد بیشتر از زنانی که کمتر از 3 ساعت در روز می‌نشینند، ممکن است ظرف 13 سال آینده به سرطان دچار شوند. این آمار برای مردان حدود 18درصد است که نشان می‌دهد میزان خطر برای آنها کمتر است.عامل سرطان‌زای شماره 10: آبمیوه‌ها قبلا تصور می‌شد نوشیدن یک لیوان آبمیوه بهترین روش برای شروع روز است. اما دانشمندان معتقدند مصرف بعضی از آبمیوه‌ها نه تنها مفید نیستند، بلکه خطر مبتلا شدن به سرطان را هم افزایش می‌دهند. آبمیوه‌های صنعتی به قدری شکر دارند که بدن را برای جذب و حتی دفع این مقدار با مشکل مواجه می‌کنند.در حقیقت طی روند تولید و بسته‌بندی آبمیوه‌ها، بخش زیادی از ترکیبات ضدسرطان آنها از بین می‌رود. دانشمندان استرالیایی تصمیم گرفتند تاثیر مصرف میوه‌ها، سبزیجات و انواع مختلفی از آبمیوه‌ها را در پیشگیری از سرطان بررسی کنند. بعد از انجام تحقیقات روی 2 هزار و 200 نفر، آنها متوجه شدند خوردن میوه‌هایی مانند سیب و گلابی و سبزیجاتی مانند کلم بروکلی و  گل کلم احتمال ابتلا به سرطان را کاهش داده و در عوض نوشیدن آبمیوه‌های صنعتی این احتمال را افزایش می‌دهد. این تحقیقات همچنین نشان داد افرادی که بیش از 3 لیوان در روز از این آبمیوه‌ها مصرف می‌کنند با احتمال بیشتری به یکی از انواع سرطان‌های روده دچار می‌شوند. در هنگام تولید آبمیوه‌های صنعتی بخش مهمی از مواد ضدسرطان مانند فیبر، ویتامین C و مواد شیمیایی موسوم به آنتی‌اکسیدان‌ها از بین می‌روند. در عوض شکر زیادی در این نوع آبمیوه‌ها مصرف می‌شود که ممکن است به رشد تومورهای سرطانی کمک کند. البته آبمیوه‌های کاملا طبیعی هم شکر زیادی دارند، اما به دلیل داشتن مواد ضدسرطان استفاده از آنها به انواع صنعتی و دیگر نوشابه‌ها ارجحیت دارد. ...
سعید رئیس زاده

در حال حاضر، شیر A2 که به عنوان یک انتخاب سالم تر از شیر معمول به بازار عرضه شده است. ادعا شده که خواص سلامتی متعدد و دارای هضم راحت تر برای افرادی دچار عدم تحمل لاکتوز می باشد. با این حال، همه دانشمندان اعتقاد ندارند که شیر A2 برای سلامتی بهتر است. در این مقاله در مورد شیر A1 و A2 شرح داده می شود. تعداد کمی از مطالعات نشان می دهد که A1 بتا کازئین ممکن است عوارض جانبی در افراد خاص داشته باشد منظور از A1 و A2 چیست؟بتا کازومورفین 7 ( BCM-7 )خطر دیابت نوع 1خطر بیماری های قلبیسندرم مرگ ناگهانی نوزادخطر ابتلا به اوتیسمسلامت گوارش   منظور از A1 و A2 چیست؟   کازئین شیر بزرگترین گروه از پروتئین های موجود در شیر است و تا حدود 80 درصد از کل پروتئین را تشکیل می دهد.انواع مختلفی از کازئین در شیر وجود دارد و بتا کازئین اغلب دوم است. بتا کازئین حداقل 13 شکل مختلف وجود دارد. بتا کازئین A1 : شیر از نژادهای گاوی که منشاء آنها از شمال اروپا است و به طور کلی در بتا کازئین A1 بالا است. شیر A1 از نژاد مانند هولشتاین، Friesian، Ayrshire و نژاد شمال انگلیس می باشد.بتا کازئین A2 : شیری که در بتا کازئین A2 بالا است و عمدتاً سرچشمه نژاد آنها در کانال ایسلند و جنوب فرانسه می باشد. این شامل نژادهای Guernsey, Jersey, Charolais Limousin است.شیر معمولی شامل هر دو بتا کازئین A1 و A2 است اما شیر A2 تنها حاوی بتا- کازئین A2 است.برخی مطالعات نشان می دهد که A1 بتا کازئین ممکن است مضر باشد و این که بتا کازئین A2انتخاب مطمئن تری است. به این دلیل A1 و A2 مورد بحث است.شیر A2 تولیدی که به بازار عرضه شده و بتا کازئین A1ندارد.در انتها: شیر A1 و A2 حاوی انواع مختلف پروتئین به نام بتا کازئین است. برخی مطالعات نشان می دهد که شیر A2 ممکن است سالم از این دو باشد.   بتا کازومورفین 7 (BCM-7 )   اعتقاد بر این است که BCM-7 در شیر معمول دلیل سلامت کمتر از شیر A2 است.BCM-7 یک پپتید مواد مخدر است که در طول هضم بتا کازئین A1آزاد می شود. گروه تحقیقاتی چندی پیشنهاد کرده اند که BCM-7 ممکن است مضر باشد.مطالعات نشان داد در خون افراد بزرگسال و سالم پس از نوشیدن شیر گاو BCM-7 در انها یافت نشده است اما تعداد کمی از مطالعات نشان می دهد که BCM-7 ممکن است در نوزادان وجود داشته باشد.BCM-7 به طور گسترده مورد مطالعه قرار گرفته است اما ارتباط داشتن آن با سلامت هنوز نامشخص باقی مانده است.در زیر یک بررسی با شواهد علمی ارتباط شیر A1 و BCM-7 با دیابت نوع 1، بیماری های قلبی، مرگ نوزادان، اوتیسم و مشکلات گوار   خطر دیابت نوع 1   دیابت نوع 1 معمولاً در کودکان تشخیص داده شده و با فقدان انسولین در بدن مشخص می شود.مطالعات متعددی نشان می دهد که نوشیدن شیر A1در دوران کودکی ممکن است خطر ابتلا به دیابت نوع 1 را افزایش دهد.با این حال، این مطالعات مورد مشاهده در طبیعت هستند.آنها نمی تواند ثابت کند که بتا کازئین A1 باعث دیابت نوع 1 است تنها کسانی که بیشتر از آن استفاده کردند در معرض خطر بالاتری از ابتلا به این بیماری بودند.مطالعات حیوانی دارای نتایج متناقضی است.برخی مطالعات تفاوت بین بتا کازئین A1 و A2 پیدا کرده اند. دیگر مطالعات نشان داده اند که بتا کازئین A1 اثرات سوء یا محافظتی بر دیابت نوع 1 دارند.تا کنون، هیچ کارآزمایی بالینی اثر بتا کازئین A1 را در دیابت نوع 1 در انسان بررسی نکرده است.در انتها: چند مطالعات مشاهده ای ارتباط بین مصرف شیر A1 در دوران کودکی و افزایش خطر ابتلا به دیابت نوع 1 را پیدا کرده اند. با این حال، شواهد مخلوط شده و تحقیقات بیشتری مورد نیاز است.   خطر بیماری های قلبی   دو مطالعات مشاهده ای مصرف شیر A1 را با افزایش خطر بیماری های قلبی مرتبط دانسته اند.این با یک آزمایش در خرگوش پشتیبانی می شود. این نشان داد که مصرف بتا کازئین A1 سبب ترویج تجمع چربی و آسیب رگ های خونی می شود. هنگامی که خرگوش بتا کازئین A2 مصرف کرد این تجمع چربی بسیار پایین تر بود. تجمع چربی ممکن است به طور بالقوه سبب مسدود کردن رگ های خونی و باعث بیماری های قلبی شود. تا کنون، دو کارآزمایی انسان اثرات شیر A1 بر عوامل خطر بیماری های قلبی را بررسی کرده است. با این حال، اثرات طولانی مدت مطالعه نشده است.یکی از آن مطالعات شامل 15 مرد و زن که در معرض خطر بالای بیماری قلبی بودند. این مطالعه هیچ عوارض جانبی قابل توجهی بر عوامل خطر برای بیماری های قلبی را پیدا نکرد. در مقایسه با بتا کازئین A2، نوع A1 اثرات مشابه روی عملکرد رگ های خونی، فشار خون، چربی خون و شاخص های التهابی داشت.مطالعه دیگر تفاوت قابل توجهی در اثر کازئین A1 و A2 بر کلسترول خون پیدا کرده است.   سندرم مرگ ناگهانی نوزاد   سندرم مرگ ناگهانی نوزاد (SIDS) شایع ترین علت مرگ و میر در نوزادان کمتر از یک سال سن است.SIDS به عنوان مرگ غیر منتظره از یک نوزاد تعریف شده است و بدون علت مشخص استبرخی از پژوهشگران بر این باورند که BCM-7 ممکن است در برخی از موارد در SIDS نقش دارند.یک مطالعه سطوح بالایی از BCM-7 در خون نوزادانی پیدا کرده است که به طور موقت توقف تنفس در طول خواب داشته اند. این وضعیت، به عنوان آپنه خواب شناخته شده است و با افزایش خطر ابتلا به SIDS مرتبط است.این نتایج نشان داد که برخی از کودکان ممکن است به بتا کازئین A1 موجود در شیر گاو حساسیت داشته باشند. با این حال، قبل از بدست آوردن هر گونه نتایج قطعی، مطالعات بیشتری مورد نیاز است.شواهد محدودی وجود دارد که شیر A1 ممکن است خطر مرگ ناگهانی در نوزادان را افزایش دهد. با این حال تحقیقات بیشتری مورد نیاز است.   خطر ابتلا به اوتیسم   اوتیسم یک بیماری روانی است که با تعامل اجتماعی ضعیف و رفتار تکراری مشخص می شود.در تئوری، پپتید مانند BCM-7 ممکن است نقش مهمی در توسعه اوتیسم را بازی کند. با این حال، مطالعات از مکانیسم های پیشنهادی پشتیبانی نمی کند.یک مطالعه نوزادان با سطوح بالاتری از BCM-7 را در کسانی که از شیر گاو تغذیه شده بودند در مقایسه با کسانی که با شیر مادر تغذیه شدند نشان داد. با این حال، سطح BCM-7 به سرعت در برخی از نوزادان کاهش یافته است در حالی که آنها در دیگران باقی مانده است.در کسانی که این سطوح بالا باقی ماند BCM-7 به شدت با توانایی اختلال در برنامه ریزی و انجام اقدامات مرتبط بود. مطالعه دیگری نشان داد که نوشیدن شیر گاو ممکن است علائم رفتاری در کودکان مبتلا به اوتیسم را بدتر کند.از سوی دیگر، برخی از مطالعات عوارضی بر رفتار در بر نداشت.تا کنون، هیچ آزمایشات انسانی به طور خاص اثر شیر A1 و A2 را بر علائم اوتیسم بررسی نکرده است.   سلامت گوارش عدم تحمل لاکتوز به عنوان ناتوانی کامل در هضم قند (لاکتوز) موجود در شیر تعریف شده است. این یک علت شایع نفخ، گاز و اسهال است.میزان لاکتوز موجود در شیر A1 و A2 همان است. با این حال، برخی از مردم احساس می کنند که شیر A2 باعث نفخ کمتر از شیرA1 می شود.حمایت از این، مطالعات نشان می دهد که اجزای تشکیل دهنده شیر از لاکتوز ممکن است سبب ناراحتی های گوارشی می شود.دانشمندان پیشنهاد کرده اند که پروتئین های شیر خاص ممکن است مسئول عدم تحمل شیر در برخی از مردم باشد.یک کارآزمایی در 41 مرد و زن نشان داد که شیر A1 ممکن است سبب مدفوع نرم تر از شیر A2 در برخی از افراد شود.علاوه بر این، مطالعات نشان می دهد که در جوندگان بتا کازئین A1 ممکن است به طور قابل توجهی، التهاب در دستگاه گوارش را افزایش دهد....
سعید رئیس زاده

ودک وحشی، به کودکی اطلاق می‌شود که از سنین بسیار پایین، دور از اجتماع انسانی زیسته است و از مراقبت و عواطف انسانی، رفتارهای اجتماعی و از همه مهم‌تر زبان بشری، چیزی نمی‌داند (یا تجربه بسیار کمی از آن‌ها دارد).       بعضی از این کودکان وحشی، توسط دیگران (معمولاً والدین خودشان) زندانی بوده‌اند؛ گاه، والدینی که نمی‌توانند از پس اختلالات جسمی و ذهنی کودکان‌شان بربیایند، آنان را به حال خود رها می‌کنند. کودکان وحشی پیش از آن که به حال خود رها شوند یا از خانه فرار کنند، ممکن است مورد سوء‌استفاده شدیدی قرار گرفته باشند یا آسیب‌های روانی جدی بر آن‌ها وارد آمده باشد. طبق گزارش‌ها، برخی از این کودکان، توسط حیوانات، بزرگ می‌شوند و برخی دیگر، به تنهایی در طبیعت وحشی، روزگار می‌گذرانند. بیش از صد مورد کودک وحشی گزارش شده است. ما ده نفر از آن‌ها را که در زمان خود معروف شده‌اند، در این‌جا می‌آوریم.   10) دینا سانیچار، پسر گرگی هند     تاریخ پیدا شدن: 1867   سن هنگام پیدا شدن: 6   محل: سکندرا   مدت زمان زندگی در طبیعت: 6 سال   حیوانات: گرگ‌ها   گفته می‌شد «دینا سانیچار»، یکی از پسرهایی که در پرورشگاه سکندرا زندگی می‌کرد، دچار معلولیت‌های ذهنی است. او را در سال 1867، هنگامی که شش سال سن داشت، از غار گرگ‌ها بیرون آوردند. چند شکارچی در جنگل‌های «بلندشهر» از دیدن پسری که روی چهار دست و پا دویده و به دنبال یک گرگ، وارد لانه گرگ‌ها شد، در شگفت ماندند. این چنین بود که دینا سانیچار پیدا شد. آن‌ها با استفاده از دود، گرگ و همراهش را بیرون آوردند و گرگ را با شلیک گلوله کشتند.   دینا، در ابتدا، عادات یک حیوان وحشی را از خود بروز می‌داد؛ او جامه‌هایش را می‌درید و از زمین غذا می‌خورد. دینا سرانجام غذای پخته را با غذای خام جایگزین ساخت؛ اما هرگز صحبت کردن نیاموخت. ظاهراً دینا به تنباکو هم معتاد شد. وی در سال 1895 مُرد.   9) کامالا و آمالا، دختران گرگی میدناپور     تاریخ پیدا شدن: 1920   سن هنگام پیدا شدن: 8 (کامالا)، 1.5 (آمالا)   محل: میدناپور، هند   مدت زمان زندگی در طبیعت: 8 سال ، 1سال   حیوانات: گرگ‌ها   شاید یکی از مشهورترین و بحث‌برانگیزترین ماجراهای مربوط به کودکان وحشی، ماجرای «کامالا» و «آمالا» باشد. کامالا و آمالا، دو تن از جالب‌ترین افراد، در میان کودکان وحشی هستند. این دختران گرگی، کنار هم، در لانه گرگ‌ها پیدا شدند. در آن زمان، آمالا هیجده ماهه بود و کامالا هشت سال داشت. با این حال، گفته می‌شد این دو، خواهر نیستند؛ بلکه در سال‌های متفاوتی، به حال خود رها شده‌اند یا این که گرگ‌ها آن‌ها را برداشته‌اند.   در همان سال، کشیش «جوزف سینگ»، یک مبلغ مذهبی که اداره پرورشگاهی در شمال هند را بر عهده داشت، شایعاتی شنید درباره دو موجود شبح‌مانند، که در جنگل بنگال، در نزدیکی «میدناپور»، دسته‌ای از گرگ‌ها را هم‌راهی می‌کنند. روستاییان محلی از این ارواح می‌ترسیدند؛ اما بر اساس عرف منطقه، حق نداشتند به گرگ‌ها آسیبی برسانند. سینگ که کنجکاو شده بود، بر بالای یک درخت مخفیگاهی ساخت مشرف به لانه دسته گرگ‌ها. لانه، در واقع، یک پشته قدیمی ده پایی موریانه‌ها بود که با گذشت زمان، گود و میان‌تهی شده بود. با بالا آمدن ماه، سینگ، گرگ‌ها را دید که یکی‌یکی بیرون می‌آیند. سپس، دو موجود خمیده و ترسناک ظاهر شدند. این دو موجود، سرهای خویش را کمی بیرون آوردند، هوای شبانه را بو کشیدند و آن‌گاه به بیرون جهیدند. این «اشباح» بر اساس توصیفات سینگ در دفتر خاطراتش، موجوداتی بودند «…بسیار مخوف و ترسناک…دست، پا و بدنی هم‌چون انسان داشتند، اما سرهایشان، جسم گردی بود از چیزی که شانه‌ها و قسمت فوقانی بالاتنه‌شان را می‌پوشاند…چشم‌هایشان، درخشان و نافذ بود و شباهتی به چشم انسان‌ها نداشت…هر دوی آن‌ها روی چهار دست و پا می‌دویدند».   ظاهرا،ً در این دخترها، اثری از رفتار و افکار انسانی نبود. گویی آن‌ها ذهن یک گرگ را داشتند. هر لباسی که به تنشان پوشانده می‌شد را پاره می‌کردند. فقط گوشت خام می‌خوردند. هنگام خواب به صورت دایره‌ای و خمیده به هم می‌چسبیدند. در خواب تکان‌های ناگهانی می‌خوردند و خرناس می‌کشیدند. تنها بعد از طلوع آفتاب بیدار می‌شدند، زوزه می‌کشیدند و می‌خواستند دوباره آزاد شوند. کامالا و آمالا آن‌قدر چهار دست و پا راه رفته بودند که تاندول‌ها و مفاصلشان کوتاه شده بود، به همین دلیل قادر نبودند پاهایشان را راست نگه دارند یا حتی برای راه رفتن روی دو پا، کوششی نشان دهند. آن‌ها هرگز لبخند نزدند و علاقه‌ای به ارتباط با انسان‌ها نشان ندادند. تنها احساسی که در چهره‌شان دیده می‌شد، ترس بود. حتی حواس این دو نیز هم‌چون حواس گرگ‌ها شده بود. به گفته سینگ، شب‌‌هنگام، چشمان آنان بینایی خارق‌العاده‌ای داشت و مثل چشم گربه‌ها می‌درخشید. قدرت شنوایی آن‌ها نیز بسیار قوی بود. اما به نظر می‌رسید صدای انسان‌ها برای گوش‌هایشان غریب و غیر قابل شنیدن است.   سینگ، به عنوان مردی فقیر اما تحصیل‌کرده، تمام تلاش خود را کرد تا وظیفه خود مبنی بر بهبود حال کامالا و آمالا را به بهترین نحو ممکن انجام دهد. وی که به نظریه رشد گیاه‌وار کودکان اعتقاد داشت، این‌طور نتیجه گرفت که عادات گرگی کامالا و آمالا، به نحوی مانع از بروز آزادانه خصایل انسانی آن‌ها می‌شود. سینگ احساس می‌کرد وظیفه دارد (حداقل به دلایل مذهبی) که این دو دختر را از روش زندگی گرگ‌وارشان جدا کند و زمینه ظهور انسانیت دفن‌شده آنان را فراهم آورد. متأسفانه، پیش از آن که کار پژوهشی وی پیشرفت کند، دختر کوچک‌تر، آمالا، بیمار شد و جان داد. این واقعه، برای کامالا که تازه ترسش از انسان‌های دیگر و محیط پرورشگاه ریخته بود، ضربه مهلکی محسوب می‌شد. کامالا مدت زیادی عزا گرفت و سینگ، می‌ترسید او هم جانش را از دست بدهد. اما سرانجام کامالا بهبود یافت و سینگ برنامه بهبودی بیمار را آغاز کرد.   8) دانیل، پسر بزی آند     تاریخ پیدا شدن: 1990   سن هنگام پیدا شدن: 12   محل: آند، پرو   مدت زمان زندگی در طبیعت: 8 سال   حیوانات: بزها   پسر بزی آند در سال 1990 در آندِ پرو پیدا شد و گفته می‌شود که هشت سال توسط بزها بزرگ شده است. وی با خوردن شیر آن‌ها و تغذیه از ریشه‌ها و دانه‌ها زنده مانده بود. دانیل در طبیعت و با مشخصه‌های بارز زندگی وحشی بزرگ شده بود.   او روی چهار دست و پا راه می‌رفت و دست‌ها و پاهایش آن‌قدر زخم شده بودند که سفت شده و برایش حکم سم را پیدا کرده بودند. وی می‌توانست با بزها ارتباط برقرار کند، اما نتوانست زبان بشر را یاد بگیرد.   پسر بزی آند، پس از پیدا شدن، توسط تیمی از دانشگاه پزشکی «کانزاس» تحت بررسی و آزمایش قرار گرفت. نام او را «دانیل» گذاشتند.   7) پسر- آهوی کوهی سوریه‌ای     تاریخ پیدا شدن: 1946   سن هنگام پیدا شدن: تقریباً 10   محل: صحرای سوریه   مدت زمان زندگی در طبیعت: 9 سال   حیوانات: آهوان کوهی   پسری که حدوداً ده سال سن داشت، در میان گله‌ای از آهوان کوهی در صحرای سوریه پیدا شد. او را به کمک یک جیپ عراقی گرفتند؛ چون می‌توانست با سرعت پنجاه کیلومتر در ساعت بدود! اگرچه وی به طرز وحشتناکی لاغر بود، اما می‌گفتند بسیار سالم و تن‌درست است و عضلاتی پولادین دارد. این پسر را گرفتند و دست و پایش را بستند.   به گفته آرمن، پسر- آهوی کوهی سوریه‌ای در سال 1955 هنوز زنده و سعی کرده بود از وضعیت نامطلوبی که در آن زندانی شده بود، فرار کند. من احساسات شما را با بیان کارهایی که برای جلوگیری از این اقدام او انجام گرفت، جریحه‌دار نمی‌کنم.   آن‌چه Magazine Life در نهم سپتامبر1946 نوشته بود، تا حد زیادی با گزارش‌های دیگر مطابقت دارد. این گزارش می‌گوید یک ماه پیش، گروهی از شکارچیان، پسری پیدا کرده‌اند که وحشی و آزاد در میان گله‌ای از آهوان کوهی، در دشت سوریه می‌دویده است. گویا وی که در زمان پیدا شدن ده تا چهارده سال داشت، در کودکی به حال خود واگذاشته شده بود. بعد از پیدا شدن، او را به آسایشگاه بیماران روانی انتقال داده بودند. Sunday Express نیز گزارش مشابهی ارائه کرده، با این تفاوت که سرعت پسر را پنجاه متر در ساعت قلمداد کرده است، نه پنجاه کیلومتر در ساعت.   6) بلو، پسر شامپانزه‌ای نیجریه‌ای     تاریخ پیدا شدن: 1996   سن هنگام پیدا شدن: 2   محل: نیجریه   مدت زمان زندگی در طبیعت: 1 سال   حیوانات: شامپانزه‌ها   «بلو»، پسر شامپانزه‌ای نیجریه‌ای را هنگامی که دو سال داشت، در سال 1996 پیدا کردند. والدینش احتمالاً وی را که دچار معلولیت جسمی و ذهنی بود، در شش ماهگی رها کرده بودند. کاری که معمولاً چادرنشینان «فولانی»، ساکنان بخش عمده‌ای از منطقه‌ی «ساحل» در غرب آفریقا، با کودکان معلول‌شان انجام می‌دهند و امری عادی محسوب می‌شود.   بلو که گفته می‌شود توسط شامپانزه‌ها سرپرستی و بزرگ شده بود، میان یک خانواده شامپانزه، در 150 کیلومتری جنوب «کانو» واقع در شمال نیجریه پیدا شد. شش سال بعد (2002) که این ماجرا به چند خبرگزاری رسید، بلو در خانه بی‌سرپرستان Tudun Maliki Torrey در کانو ساکن شده بود.   بلو، زمانی که تازه پیدا شده بود، مثل یک شامپانزه راه می‌رفت. او از پاهایش بهره می‌گرفت، اما دست‌هایش را روی زمین می‌کشید. وی شب‌ها در خوابگاه به این سو و آن سو می‌پرید، بچه‌های دیگر را آشفته می‌کرد و همه‌چیز را پرت می‌کرد و می‌شکست. شش سال بعد، بلو بسیار آرام‌تر شده بود؛ اما همچنان مثل شامپانزه‌ها به این سو و آن سو می‌پرید، صداهای شامپانزه‌وار در‌می‌آورد و چند بار با مشت به سرش می‌زد. بلو در سال 2005 از دنیا رفت.   5) جان سبونیا، میمون- پسر اوگاندایی     تاریخ پیدا شدن: 1991   سن هنگام پیدا شدن: 6   محل: اوگاندا   مدت زمان زندگی در طبیعت: 3 سال   حیوانات: میمون‌ها   «جان سبونیا» در اوایل دهه 1980 به دنیا آمده بود. وی بعد از مشاهده قتل مادرش به دست پدر خودش، از خانه فرار کرده بود (احتمالاً در آن زمان حدود سه سال داشته). باور عام و پذیرفته بر این است که میمون‌های سبز آفریقایی (green African vervet monkeys) حداقل تا اندازه‌ای مراقبت از او را در جنگل بر عهده گرفته‌اند. جان، در سال 1991، وقتی در درختی پنهان شده بود، توسط یک زن یا دختر قبیله (به نام میلی) پیدا شد. «میلی» با اهالی روستا بازگشت و در این مورد، نه تنها خود "جان" در برابر اسیر شدن مقاومت کرد - چیزی که معمولاً اتفاق می‌افتد - بلکه خانواده‌ای که سرپرستی‌اش را بر عهده گرفته بودند نیز، با پرتاب چوب به سمت روستاییان، به دفاع از او برآمدند.   گزارشات اولیه حاکی است که تمام بدن جان با موهایی موسوم به هایپرتریکوسیس پوشیده شده بود. در مدفوع وی، کرم‌هایی به طول نیم‌متر وجود داشت. وقتی او را گرفتند و تمیزش کردند، معلوم شد تمام تنش پر از شکاف و خراش است و زانوهایش به دلیل چهار دست و پا راه رفتن، زخمی است. هویت جان سبولینا در همین زمان مشخص شد. میلی، جان را به «پل و مولی واسوا»، مدیران یک مؤسسه خیریه، سپرد.  جان در ابتدا نمی‌توانست حرف بزند یا گریه کند، اما بعدها یاد گرفت صحبت کند. این بدان معناست که وی پیش از زندگی در طبیعت، تا حدی حرف زدن را یاد گرفته بود.   او حالا نه تنها حرف می‌زند، بلکه آواز نیز می‌خواند و همراه گروه کر کودکان «مروارید آفریقا» به سفر می‌رود. بی‌بی‌سی، مستندی از ماجرای جان ساخت به نام «گواه زنده» (Living Proof). این مستند در 13 اکتبر 1999 به نمایش درآمد.   4) ترایان کالدارار، پسر سگی رومانیایی     تاریخ پیدا شدن: 2002   سن هنگام پیدا شدن: 7   محل: براشوف، رومانی   مدت زمان زندگی در طبیعت: 3 سال   حیوانات: سگ‌ها   «ترایان کالدارار»، پسری رومانیایی بود که سه سال، دور از خانواده‌اش، یک زندگی وحشی در پیش گرفته بود. گفته می‌شود او به دلیل خشونت‌های خانوادگی، خانه‌اش را ترک کرده بود. مادرش، «لینا کالدارار»، گفت که پسرش را دوست می‌داشته، اما همسرش مرد خشنی بوده و همواره لینا را کتک می‌زده. وقتی او ترایان را گم کرد، بسیار آزرده‌خاطر شد و این امید را در خود پرورش داد که شاید خانواده دیگری، سرپرستی ترایان را بر عهده گرفته‌اند. او گفت: «وقتی فرار کردم، ارتباطم با ترایان قطع شد. با این حال سعی کردم او را پس بگیرم. هر کاری کردم، او (پدر ترایان) اجازه نداد بچه‌ام را پس بگیرم. او گفت بچه مال خودش است».   اگرچه ترایان کالدارار وقتی پیدا شد، هفت‌ساله بود، اما جسم یک بچه سه‌ساله را داشت. او نمی‌توانست صحبت کند، لخت بود و در یک جعبه مقوایی پوشیده با پلی‌اتیلن زندگی می‌کرد. وی از نرمی استخوان شدیدی رنج می‌برد، زخم‌های عفونی داشت و جریان خونش احتمالاً به دلیل سرمازدگی، بسیار ضعیف بود. به اعتقاد دکترها، امکان نداشت ترایان به تنهایی زنده مانده باشد. آنان این‌طور نتیجه گرفتند که تعداد زیادی از سگ‌های ولگرد حومه شهر ترانسیلوانیا به او یاری رسانده‌اند. وقتی ترایان پیدا شد، جسد سگی در کنارش بود که ظاهراً وی از آن تغذیه می‌کرده.   ترایان کالدارار، بعد از آن ‌که اتومبیل یک چوپان به نام «مونالسکو یوان» از کار افتاد، پیدا شد. آقای یوان مجبور شده بود پیاده از مرتع خود بازگردد. در این زمان او کودک را پیدا کرده، به پلیس خبر داده بود. پلیس کمی بعد ترایان را گرفت. ترایان همچون یک شامپانزه راه می‌رفت و خوابیدن زیر تخت را به خوابیدن روی آن ترجیح می‌داد. به گزارش دکتر "مرسیا فلوریا" «او را در وضعیتی حیوانی یافته بودند و حرکات او نیز حیوان‌گونه است. این شواهد نشان می‌دهند که وی در یک محیط اجتماعی رشد نیافته. وی در نبود غذا، بسیار آشفته می‌شود. در تمام مدت به دنبال غذاست. وی بعد از خوردن غذا می‌خوابد».   3) راچام پنگینگ، دختر جنگل کامبوج     تاریخ پیدا شدن: 2007   سن هنگام پیدا شدن: 29   محل: جنگل کامبوج   مدت زمان زندگی در طبیعت: 19 سال   حیوانات: حیوانات مختلف   دختر جنگل کامبوج، زنی کامبوجی است که در سیزده ژانویه 2007، در جنگل «ایالت راتانکیری» پیدا شد. خانواده‌ای در یک روستای نزدیک به محل، ادعا کردند که این زن، دختر آن‌ها، «راچام پنگینگ» است که 29 یا 30 سال دارد (متولد 1979) و هیجده یا نوزده سال پیش ناپدید شده است. ماجرای راچام، به عنوان یک کودک وحشی که سال‌های زیادی از عمر خود را در جنگل گذرانده است، پوشش خبری وسیعی داشت.   راچام، پس از آن که در سیزده ژانویه 2007، ژولیده، لخت و وحشت‌زده، در جنگل‌های انبوه ایالت راتانکیری واقع در دورترین نقطه شمال شرقی کامبوج پیدا شد، مورد توجه بین‌المللی قرار گرفت. وقتی یک روستایی متوجه شد از غذای موجود در جعبه ناهار خبری نیست، آن ناحیه را تحت نظر گرفت، چشمش به این زن افتاد و چند تن از دوستانش را برای گرفتن او گرد آورد.   پدر راچام، افسر پلیس، کسور لو لانگ، او را از روی زخمی که روی پشتش داشت، شناسایی کرد. وی اظهار داشت راچام پنگینگ در هشت سالگی، هنگامی که همراه خواهر شش‌ساله‌اش، گله گاوها را هدایت می‌کرد، ناپدید شده بود (خواهرش نیز همین‌طور). یک هفته بعد از پیدا شدن، راچام در تطبیق خود با زندگی متمدن، دچار مشکل شد. به گزارش پلیس محلی، او تنها می‌توانست سه کلمه بگوید: «پدر»، «مادر» و «شکم‌درد». یک روان‌شناس اسپانیایی که این دختر را دیده بود، گفت او «می‌تواند چند کلمه بگوید و با دیدن بازی‌هایی که در آن‌ها آیینه و اسباب‌بازی‌هایی به شکل حیوانات وجود دارد، لبخند می‌زند» اما راچام هرگز به زبانی که قابل درک باشد، صحبت نکرد. او هنگام گرسنگی و تشنگی، به دهانش اشاره می‌کرد و ترجیح می‌داد به جای این‌که به صورت قائم قدم بردارد، روی چهار دست و پا راه برود. خانواده راچام مجبور بودند تمام مدت مراقبش باشند تا به جنگل فرار نکند. راچام پنگینگ بارها سعی کرده بود به جنگل بازگردد. مادرش مرتب ناچار بود لباس‌های راچام را را تنش کند، زیرا او می‌خواست آن‌ها را از تنش بیرون بیاورد. بر اساس اظهارات خبرنگار «گاردین»، خانواده راچام، مراقبت فراوانی از وی به عمل می‌آوردند و این زن غمگین و بی‌توجه می‌نمود؛ هرچند شب‌ها بی‌قرار می‌شد. در ماه مه 2010، راچام پگینگ به جنگل فرار کرد. علی‌رغم جست‌و‌جوها، کسی نتوانسته او را پیدا کند.   2) پسر پرنده‌ای روسی     تاریخ پیدا شدن: 2008   سن هنگام پیدا شدن: 7   محل: ولگوگراد، روسیه   مدت زمان زندگی در طبیعت: 7 سال   حیوانات: پرندگان   در سال 2008، مددکاران روسی، یک «پسر پرنده‌ای» پیدا کردند که مادرش او را در لانه پرندگان بزرگ کرده بود. این پسر تنها می‌توانست از طریق جیک‌جیک کردن ارتباط برقرار کند. به گفته مقامات، این بچه وانهاده‌شده را در یک آپارتمان کوچک دو اتاقه در حالی یافته بودند که با قفس‌هایی پر از پرنده، غذای پرندگان و مدفوع آنان، احاطه شده بود.   به گزارش روزنامه روسی «پراودا» پسر پرنده‌ای از زبان انسانی چیزی نمی‌فهمید و با جیک‌جیک کردن و تکان دادن بازوانش، ارتباط برقرار می‌کرد. "گالینا ولسکایا" ـ فعال اجتماعی ـ که در نجات کودک از خانه‌اش در «کروسکی» ولگوگراد شرکت داشت، اظهار کرد مادر 31 ساله این پسر، با او هم‌چون سایر حیواناتش رفتار می‌کرده و هرگز با وی سخن نمی‌گفته است. خانم ولسکایا گفت: «وقتی با او حرف می‌زنیم، جیک‌جیک می‌کند».   مقامات روسی اعلام کردند که کودک از لحاظ جسمی آسیبی ندیده است، اما از «سندروم ماگلی» رنج می‌برد و قادر به برقراری ارتباط عادی با انسان‌ها نیست. نام این سندروم، از شخصیت «کتاب جنگل» گرفته شده؛ ماگلی در این داستان، پسربچه‌ای است که توسط حیوانات وحشی بزرگ می‌شود.   پراودا این‌گونه نوشت: «(مادر وی) از پرندگان خانگی نگهداری می‌کرد و به پرندگان وحشی غذا می‌داد. هرگز نه پسرک را زده بود و نه بدون غذا رهایش کرده بود؛ اما هیچ‌وقت با او صحبت نکرده بود. این پرندگان بودند که با وی ارتباط برقرار کرده، زبان پرنده‌ای یادش داده‌اند. او فقط جیک‌جیک می‌کند و وقتی می‌فهمد کسی منظورش را متوجه نشده، دست‌هایش را مثل پرنده‌ها تکان می‌دهد». این مادر، بعد از آن‌‌که پسرک پیدا شد، یک فرم رضایت امضا کرد. براساس این فرم، وی باید کودکش را آزاد می‌کرد تا تحت مراقبت قرار گیرد. گزارش‌ها حاکی از آن هستند که پسر پرنده‌ای موقتاً به یک آسایشگاه روانی منتقل شده بود؛ اما بعد از مدت کوتاهی، او را به مرکز مراقبت‌های روان‌پزشکی فرستاده‌ بودند.   1) اکسانا مالایا، دختر سگی اوکراینی     تاریخ پیدا شدن: 1991   سن هنگام پیدا شدن: 8   محل: بلاگوشچنکا، اوکراین   مدت زمان زندگی در طبیعت: 5 سال   حیوانات: سگ‌ها   «اوکسانا مالای» نه یک کودک وحشی بود، نه یک کودک محبوس؛ بلکه کودکی بود وانهاده که بیشتر دوران طفولیت خود را از سه تا هشت سالگی، در لانه سگ‌ها، پشت باغچه خانه خانوادگی خود در «نوایا بلاگوشچنکا»ی اوکراین، گذرانده بود. هر چند گاهی به خانه می‌آمد و والدین الکلی و اهمال‌گر خویش را ملاقات می‌کرد.   والدین دائم‌الخمر اکسانا، نمی‌توانستند از او نگهداری کنند و به همین دلیل اکسانا در سه سالگی از خانه‌اش تبعید شد. آنان در منطقه‌ای فقیرنشین زندگی می‌کردند و سگ‌های وحشی بسیاری در آن خیابان‌ها پرسه می‌زدند. اکسانا در یک کپر که محل زندگی این سگ‌ها بود و پشت خانه‌اش قرار داشت، پناه جست. وی تحت مراقبت سگ‌ها قرار گرفت و حرکات و رفتارهای آنان را آموخت. رابطه اکسانا با سگ‌ها آن‌قدر قوی بود که وقتی مقامات برای نجاتش آمدند، در ابتدا توسط سگ‌ها رانده شدند. اعمال و صداهای او تقلیدی از سرپرستانش بود. دختر سگی خرناس می‌کشید، پارس می‌کرد، روی چهار دست و پا راه می‌رفت، مثل یک سگ وحشی قوز می‌کرد، پیش از خوردن غذا آن را بو می‌کشید و دارای حواس بسیار قوی بینایی، شنوایی و بویایی بود. وقتی اکسانا را نجاتش دادند، او تنها کلمات «بله» و «خیر» را می‌دانست.   اکسانا، بعد از پیدا شدن، کسب مهارت‌های عادی اجتماعی و عاطفی انسانی را دشوار یافت. وی محروم از هرگونه محرک اجتماعی و فکری، تنها از حمایت عاطفی سگ‌های همراهش برخوردار شده بود. از آن‌جایی که اکسانا در محیط اجتماعی از زبان استفاده نکرده بود، وی در بهبود مهارت‌های زبانی با مشکل مواجه می‌شد.   اوکسانا در سال 2010، 26 ساله است. او در محل نگهداری معلولین ذهنی نگهداری می‌شود و در مراقبت از گاوهای مزرعه کلینیک کمک می‌کند. وی گفته است وقتی کنار سگ‌هاست، از همیشه خوشحال‌تر است. منبع: وبلاگ جهان عجایب...
سعید رئیس زاده

کارکرد ساعت زیستی بدن تحت تاثیر عوامل مختلفی مانند شب کاری یا تغییر در ناحیه زمانی مختل می شود. «جت لگ» همان تغییر در ناحیه زمانی است که در اثر مسافرت های طولانی مدت هوایی از کشوری به کشور دیگر یا قاره ای به قاره دیگر رخ می دهد؛ مثلا فرض کنید که قصد سفر از کشور خودتان به سمت کشوری دوردست را دارید. حالا اگر ساعت ۶ صبح از خانه خارج شوید و به وقت و ساعت خودتان رأس ساعت ۱۰ شب به مقصد مورد نظر برسید، چه اتفاقی می افتد؟ بدیهی است که خواب تان می گیرد. اما اگر در کشور مقصد ساعت ۱۰ صبح باشد، چه؟ باز هم بدیهی است که چرخه خواب و بیداری تان تا چند روز مختل می شود، یعنی حداقل ۳ تا ۴ روز طول می کشد تا بدن تان به وضع جدید عادت کند. در اثر جت لگ، چرخه خورد و خوراک تان هم به هم می ریزد و شما بیشتر دچار دردسر می شوید. اگر می خواهید بدانید که بعد از یک سفر طولانی هوایی به جت لگ مبتلا شده اید یا نه، ببینید این علایم را دارید: خستگی، تهوع، اسهال یا شاید یبوست، سردرد، تحریک پذیری و بدن درد. راستی حواس تان باشد که جت لگ تنها در اثر پروازهای طولانی در هر مسیری رخ نمی دهد. شما تنها زمانی به این بیماری مبتلا می شوید که از شرق به غرب یا برعکس سفر کنید و پروازهای شمال به جنوب خیلی برایتان مشکل ساز نیستند. برای اینکه کمتر از عوارض جت لگ رنج ببرید، می توانید از ۳ تا ۴ روز قبل از سفر ساعت خواب و بیداری و خورد و خوراک تان را به ساعت کشور مقصد نزدیک کنید. در ضمن از خوردن آب زیاد در طول سفر هم غافل نشوید. در چه ساعتی، چه اتفاقی در بدن می افتد؟ با توجه به تمامی نکاتی که تا به حال ذکر شد، حتما متوجه شده اید که هر فعالیتی در بدن، ساعت خاصی دارد. حالا اگر می خواهید ساعت فعالیت های بدنی تان را بدانید و کارهای روزمره تان را طبق آنها تنظیم کنید، این بخش را خوب بخوانید:ساعت ۶ تا ۷ صبح: دمای بدن زیاد می شود، سطح هورمون های جنسی به اوج خود می رسد و سرعت سوخت و ساز بدن به بالاترین حد خود نزدیک می شود.ساعت ۱۰ تا ۱۱ صبح: سطح هوشیاری افزایش پیدا می کند. بنابراین این ساعات بهترین زمان برای به خاطر سپردن مطالب در حافظه کوتاه مدت است. پس شما به عنوان یک دانش آموز یا دانشجو می توانید این ساعات را برای مرور درس هایتان انتخاب کنید. راستی یک هشدار هم به بیماران قلبی! تقریبا ساعت ۹ تا ۱۰ صبح مقاومت قلب نسبت به شرایط موجود کم و احتمال حملات قلبی افزایش می یابد. بنابراین هیجان صبحگاهی به هیچ وجه برای بیماران قلبی خوب نیست.ساعت ۱۲ تا ۱ بعدازظهر: درجه حرارت بدن کاهش می یابد. سطح آدرنالین خون کم می شود و خواب آلودگی به سراغ افراد می آید. برای بهبود این وضعیت بهتر است ناهارتان را در این ساعت بخورید و ۱۰ تا ۱۵ دقیقه هم استراحت کنید. در ضمن، پیش از ظهر (ساعت ۱۲ تا ۱۳) زمان مناسبی برای مصرف داروهاست چون ترشحات معده در این ساعت به حداکثر خود می رسد.ساعت ۳ بعدازظهر: دمای بدن و سطح آدرنالین خون افزایش می یابد و این ساعات بهترین زمان برای تقویت حافظه بلندمدت و به یاد سپردن مطالب در آن است. ضمن اینکه اگر شما بین ساعت ۲ تا ۴ بعدازظهر یک چرت کوتاه زده باشید، بهتر می توانید از حافظه تان در این زمان استفاده کنید.ساعت ۵ تا ۷ بعدازظهر: سطح آدرنالین و دمای بدن به بالاترین حد خود می رسد و شما می توانید این ساعات را برای انجام فعالیت های بدنی مثل ورزش کردن انتخاب کنید.ساعت ۹ شب: با افزایش سطح ملاتونین، میزان سوخت و ساز بدن هم کاهش می یابد.ساعت ۱۱ شب: خواب آلودگی به اوج خود می رسد.ساعت ۳ تا ۵ صبح: دمای بدن کاهش می یابد، سطح هورمون ها کم می شود و افراد در این ساعت عمیق ترین خواب را تجربه می کنند .  دکتر محمدرضا واعظ مهدوی دانشیار دانشگاه شاهد...
سعید رئیس زاده

درمان بدون جراحی دیسک کمر - درمان کمردرد ورزش پیلاتس چیست؟  تقریبا همه انسان ها در دوران کودکی از نعمت رشد جسمانی طبیعی برخوردارند، اما با شروع دوران  بلوغ، جسم افت کرده و شانه ها خمیده می شوند، عضلات شل و آویزان شده و نیروی حیاتی به شدت تحلیل می رود. پس چه باید کرد؟ برای جلوگیری از این روند، ورزش کردن مفید است و یکی از بهترین ورزش ها، پیلاتس می باشد. پیلاتس (کنترولوژی) ، عبارت است از ایجاد هماهنگی کامل بین جسم، ذهن و روح. پیلاتس (Pilates) ، ورزشی است که تمام تمرکز خود را بر روی پیشرفت بدن بر اساس توازن معطوف می کند و این توازن از طریق استحکام ماهیچه ها، انعطاف پذیری و آگاهی لازم به منظور پشتیبانی از  حرکات موثر و دلپذیر انجام می شود. پیلاتس یکی از معروف ترین سیستم های ورزشی در کشور است. به نظر می رسد که همه افراد یا در  حال انجام پیلاتس هستند و یا علاقه دارند که برنامه ورزشی پیلاتس را شروع کنند. در حقیقت یکی از بهترین نقاط مثبتی که برای پیلاتس وجود دارد این است که گستره وسیعی از افراد را در بر می گیرد. مهم ترین فواید این ورزش عبارتند از : قوی تر شدن، بلندتر شدن، لاغر شدن و توانایی بالاتر برای انجام هر کاری به آسانی. افراد ابتدا با روشی هدفمند، کنترل کامل جسم خود را در دست می گیرند و سپس از راه تکرار  کامل حرکات آن به شیوه تدریجی ولی پیشرفت کننده به یک نوع هماهنگی طبیعی دست پیدا می کنند. کنترولوژی باعث پرورش هماهنگ اجزای بدن می شود، حالت ها و حرکات نادرست بدن را اصلاح  می کند، نیروی حیات را به بدن بازمی گرداند و توان ذهنی را افزایش می دهد. انجام این ورزش، پرورش جسمانی را به ایده آل نزدیک می کند. این ورزش بین مغز و بدن، هارمونی فیزیکی ایجاد کرده و توانایی بدن افراد را در هر سنی بالا می برد. از آنجا که این ورزش در حالت های ایستاده، نشسته و خوابیده بدون طی مسافت و پرش و جهش انجام  می گیرد، آسیب های ناشی از صدمات مفصلی را کاهش می دهد، زیرا حرکات این ورزش با اجرای تنفس عمیق و انقباض های عضلانی انجام می گیرد. پایه گذار ورزش پیلاتس پیلاتس روشی از تمرینات ورزشی بود که در سال 1920 توسط ژوزف پیلاتس به وجود آمد. لازم به ذکر است که این رشته ورزشی از سال 1385 توسط سرکار خانم بهاره عطری وارد ایران شد.  ایشان هم اکنون رییس و بنیانگذار انجمن ورزشی پیلاتس است.  قوای بدنی در پیلاتس زمانی که از طریق پیلاتس ورزش کنید، هسته ماهیچه ها قوی می شود و کارها را به خوبی و آسان تر  انجام می دهند. آنها پشت سر هم با ماهیچه های سطحی بالاتنه کار می کنند تا ستون فقرات و حرکت ناشی از آن را هدایت کنند. زمانی که هسته ماهیچه ها را توسعه می دهید، میزان پایداری از کمر به بالا را  نیز افزایش می دهید. لذا پیلاتس برای افرادی که از درد کمر رنج می برند، می تواند مفید باشد. زمانی که ستون فقرات به طور مناسب پایدار باشد، فشار روی کمر از بین می رود و بدن قادر خواهد بود که به طور آزادانه با حرکات موزون، حرکت کند.  اصول مهم در پیلاتس اصول مهم پیلاتس برای رسیدن به نتیجه مطلوب عبارتند از : مرکز گرایی، کنترل، جریان داشتن، تمرکز و تنفس. ورزش پیلاتس همیشه تمامی تکیه خود را بر روی کیفیت گذاشته نه کمیت. شما این موضوع را درخواهید  یافت که این ورزش بر عکس ورزش های دیگر، دارای تکرار بیش از حد هر حرکت ورزشی نیست.  انجام هر کدام از حرکات به طور کامل و با دقت در این ورزش باعث می شود که نتیجه دلخواهتان را در مدت زمان کوتاه تری به دست آورید. پیلاتس یک روش منحصر به فرد ورزشی است و تا زمانی که  اصول اولیه آن رعایت شود، متمایز از  دیگر ورزش ها خواهد بود. کسانی در ورزش کردن موفق می شوند که بتوانند هسته ماهیچه هاشان را به کار بیندازند و در پیلاتس  این کار صورت می گیرد.   فواید تمرینات پیلاتس * تقویت سیستم ایمنی بدن  * بالا بردن قوای بدن و آزاد سازی افکار منفی از ذهن و فکر * کاهش دهنده دردهای مهره ای و کمر * ایجاد کشیدگی در ظاهر اندام * به وجود آورنده شکم صاف و کمر باریک * انعطاف پذیری و ایجاد تعادل * افزایش تحرک مفاصل * حجیم کردن فضای ریه و افزایش قابلیت تنفس * تقویت سیستم قلبی -عروقی  * افزایش دامنه حرکات مفاصل و عضلات * از بین بردن درصد جراحت و آسیب پذیری * داشتن خواب بهتر * کاهش استرس و عصبانیت و خستگی   پیلاتس برای چه کسانی مفید است؟ - برای تمام خانم ها و آقایانی که به تناسب اندام و وضعیت عمومی جسمانی خود علاقه دارند. - ورزشکاران، به خصوص افرادی که به علت داشتن حرکات یک جانبه صدمه دیده اند. - افرادی که دارای دردهای پشت مداوم هستند. - افرادی که پس از یک دوره نقاهت می خواهند، دوباره زندگی پرنشاطی داشته باشند. - سالخوردگانی که می خواهند زندگی فعالی داشته باشند. - افرادی که می خواهند از پوکی استخوان جلوگیری کنند. - افرادی که دچار بیماری های روحی- روانی و خستگی های ناشی از آن هستند. - افراد چاق و اصولا افرادی که با وزن خود مشکل دارند.  ...
TOP