طبابت همچون قضاوت احتیاج به دید بازو فکرواندیشه مستقل دارد، وهرتصمیم پزشک برحسب شرایط موجود، امکانات دردسترس و.....دیگراست. بگذریم ازاینکه درمان یک بیمار علاوه برتشخیص به موقع وصحیح، دردسترس بودن داروها ی مناسب، همکاری بیمار دررعایت نحوه تجویز وهمیاری همراهان بیمار و....دارد.
سال های جنگ بود ومن انترن یکی ازبیمارستانهای آموزشی که تمام اقدامات تشخیصی ودرمانی بعهده انترنها بودوهنوز دانشگاهمان دانشجوی رزیدنتی نداشت. تقریباً تمام کارهای مربوط به بیمار وحتی انجام آزمایش خون وخلط و...بعهده خودمان بود ونهایتاً باید هرروز درmorning report جوابگو نحوه تشخیص ودرمان و... بودیم.
آن زمان از نخهای بخیه البته بارعایت استریل بارها وبارها استفاده میشد دقیقاً مثل مداد های دوران کودکی که اونقدرکوتاه میشد که گاهی بسختی میشد لای انگشتان حفظش کرد ولی علاقه بسیاری داشتیم که اصراف نکنیم؟!
اونروز هم مثل هرروز اورژانس بیمارستان شلوغ بود وفرصت کمی برای درمان بیماران.
بین مریضهام دختربچه ریز اندام 6-5 ساله بود، بریدگی ناحیه مچ دستش حدود یک سانتی متربود ومثل همه ی بچه های دیگه از آمپول میترسید، ازطرفی نخ بخیه هائی که داشتیم قطرشون بیشتراز اندازه بود وزمخت وفقط یک نخ بخیه مناسب بود با طول 5-4سانت، باخودم فکرکردم این بچه طاقت نداره تا بیحسی روخوب انجام بدم چون باید دردویاسه جهت آمپول بیحسی رومیزدم ولی اگرمیتونستم بدون بیحسی یک بخیه بزنم کودک درد کمتری متحمل میشد. تازه مطمئن نبودم اگربرفرض بیحسی رو درست واصولی انجام میدادم ، علی رغم بیحسی بازهم کودک وحشت زده اجازه بخیه زدن را میداد یاخیر؟ اصلا ً بهتره بخیه نشه؟
یک لحظه تصمیم گرفتم وبدون بی حسی تنها بخیه لازم روزدم با همون نخ کوتاهی که داشتم.کودک گویا خودش رو برای درد بیشتری آماده کرده بود تا خواست گریه کند وقتی فهمید دیگه کاری ندارم وفقط بانداژمیکنم، آرام گرفت.
کسی بهم آفرین گفت ، همون موقع سرم روبلند کردم ، استادم بود که بطور اتفاقی به اورژآنس سرزده بود.
استاد گفت چطور با این نخ کوتاه بخیه زدی وچرابدون بی حسی؟ تمام دلائلم روتوضیح دادم که طی کسری از زمان چطور به همه چیز فکرکردم و چون دختربچه ضعیفی بود سعی کردم نخ مناسبتری انتخاب کنم.
استادم توضیح داد که قضاوت بالینی هدف نهائی آموزشهای پزشکی است وهمین مطلب یک پزشک رو از کسی که مطالعه مختصری درزمینه بیماریها ودرمان داره ، متمایز میکنه.
این روزها با خود می اندیشم اگر این خاطره درزمان حال پیش می آمد ورسانه ای میشد بسته به شرائط روز واینکه کسی بخواهد مرابه عرش اعلا برساند یا برعکس کسی بخواهد مرا به زمین بزند ( به هردلیل) رسانه ها به گونه ای متفاوت عمل میکردند.
درصورت اول تیتر میزدند:
یک پزشک جوان ایرانی روش نوینی را درتاریخ پزشکی بنیاد نهاد وازاین پس یکی از اندیکاسیونهای بخیه بدون بی حسی، بریدگی کمتراز یکسانت میباشد.
درصورت دوم تیتر میزدند:
پزشک ظالم دست کودک بی نوا را بدون بی حسی بخیه زد. وی به دورازهرگونه حس انساندوستی حتی ازنخ بخیه مستعمل استفاده کردو....