دکتر زهرا عباس زاده
۱۳۹۵/۰۱/۲۹ ۰۰:۲۵
باعرض سلام وارادت،
مشورت باپزشک معالج ایشان ودرصورت صلاحدید بررسی شنوائی ایشان توسط اودیومتری میتواند در نوع صدابیزاری ودرمان آن موثرباشد.
استفاده از گوشیهای عایق صدا، گوش دادن به موسیقی یا نویز سفید برای مواجهه با محرکها معمول است. در حال حاضر تحقیقات روی روشهای درمانی مانند درمانِ شناختی رفتار و درمان تمرین با وزوز گوش ادامه دارد.
حساسيت بيش از حد شنوايی :
Oversensitive Hearing
( Hyperacusis, Misophonia , Phonophobia and Recruitment )
******************************************************************************
اصوات ممتد و بلند براي همه آزارنده هستند.اگرچه برخي از افراد داراي حساسيت شنوايي بخصوصي هستند كه حتي قادر به تحمل سطوح عادي صدا نيز نيستند. اين افراد ممكن است داراي شنوايي نرمال و يا افت شنوايي باشند.حساسيت هاي ويژه شنيداري شامل phonophobia , hyperacusis , misophonia , recruitment ميباشند. دانش امروزي ما از اين موارد كه ما را قادر به درمان موثر آنها نموده است بر مبناي مدل jastreboff و تكنيكهاي بيحسي ميباشد كه در دهة 1980 توسعه يافته شده است.
مكانيسم hyperacusis, misophonia, phonophobia,recruitment:
Hyperacusis به دليل ايجاد تغييرات در پردازش مركزي صدا بهوجود ميآيدو در اغلب موارد حلزون سالم ميباشد .اين در حالي است كه مبتلايان به اين حالت فكر ميكنند كه دچار يك بيماري غير قابل بازگشت شدهاند.در گذشته از واژة recruitment استفاده ميشد كه اين حالت نتيجه آسيب حلزوني ميباشد ولي از هنگامي كه اكثر مبتلايان به hyperacusis بواسطة صوت درماني ( sound therapy ) و درمانهاي رفتاري معالجه گرديدند براي محققان آشكار گرديد كه hyperacusis و علايم آن، نتيجه آسيبهاي گوشي غير قابل بازگشت نيستند. مبتلايان به hyperacusis اغلب دچار misophonia نيز هستند؛ بدين معني كه شخص تمايل ندارد در معرض صوت قرار گيرد زيرا فكر ميكند اصوات ممكن است به گوش او آسيب برسانند. حال اگر اين عدم تمايل در معرض صوت بودن خيلي شديد شود؛ آنگاه از واژة phonophobia استفاده ميكنيم كه در اين حالت فرد از صداهاي معمولي اطراف خود مانند ترافيك، صداهاي آشپزخانه ، صداي بستن درب اتاق يا حتي گفتار بلند كه در هيچ حالت نمي توانند آسيب رسان باشند ، وحشت دارد .
در misophonia اصواتي خاص براساس ارتباط و معنايي كه دارند موجب ناراحتي ميشوند ولي فرد قادر است ديگر اصواتي را كه براي او لذت بخش هستند ( مانند صداي موسيقي ) تا شدتهاي خيلي بالاتر تحمل نمايد.پس اگر در ميان اصواتي كه براي فرد ايجاد ناراحتي ميكنند تفاوت شدت وجود داشته باشد احتمال misophonia مطرح ميشود.
Misophonia ميتواند باعث بوجود آمدن hyperacusisشود( يعني تغيير در پردازش مركزي شنوايي ) و باعث درك غير طبيعي از ميزان بلندي ( Loudness ) صوت شود.در عمل اكثر مبتلايان به حساسيت بيش از حد شنوايي داراي درجاتي از hyperacusis و phonophobia به همراه هم ميباشند. در درمان اين شرايط نيز تشخيص اين نكته كه كدام يك اين دو حالت غلبه بيشتري بر فرد دارند بسيار مهم ميباشد.
نموه هاي فراواني از misophonia در پدراني كه فرزندانشان موسيقي مدرن مينوازندو نيز درافرادي كه از شنيدن صداي موسيقي كه از واكمن ديگران در اماكن عمومي خارج ميشود نفرت دارند ديده شده است. البته برخي اصوات نيز به خودي خود ناراحت كننده هستند. مثلا صداي خراشيدن گچ روي تخته در حالي كه دسيبل توليد شده بواسطه آن بسيار كم است براي اكثر افراد حساسيت زا ميباشد. ( Cultural phonophobia !! )
:Recruitment
يك گوش نرمال قادر به شنيدن اصوات با شدتهاي كم (20-0 دسيبل ) تا شدتهاي زياد ( 115 دسيبل ) بدون هيچگونه احساس ناراحتي ميباشد. افت شنوايي باعث عدم توانايي شنيدن صداهاي كم شدت ميشود و ركروتمان موجب عدم تحمل صداهاي بلند ميشود.فرضا اگر فردي داراي كم شنوايي همراه با ركروتمان باشد صداهاي پايين تر از 50 dB را نميشنود و اصوات بالاي 80 dB نيز براي او آزارنده خواهند بود .ركروتمان در نتيجه كاهش تعداد سلولهاي مويي خارجي ميباشد كه در نتيجه آن ، افزايش ناچيز شدت محرك موجب افزايش بيش از حد پاسخهاي گوش داخلي ميشود.
البته در مواردي كه ركروتمان وحود دارد ميتوان مغز را طوري آموزش داد كه درجه احساس بلندي را تغيير داده و دامنه شنوايي مختل شده را با شرايط جديد تطبيق دهد. وقتي كه شنوايي طبيعي يا نزديك به حالت طبيعي است ، حساسيت شنوايي هميشه به علت hyperacusis است ( گاهي همراه با misophonia ) ولي هيچگاه داراي ركروتمان نيست.
مكانسيم hyperacusis :
مغز انسان نقش بسيار مهمي در حساسيت نسبت به صدا ايفا ميكند. پس از اينكه صدا به گوش داخلي رسيد به اجزاي فركانسي تجزيه ميشود.30000 رشته عصب شنوايي ،اطلاعات فركانسي را حمل كرده و پس از 20/1 ثانيه به كورتكس شنوايي مغز ميرسد و در لوب تمپورال درك صدا صورت ميگيرد.
سيستم مركزي شنوايي در درجه اول مسئول تمايز پيامهاي مهم از پيامهاي مزاحم محيطي است. گاهي ممكن است كه پيام بسيار ضعيف باشد اما بار معنايي بالايي داشته باشد مثلا در حيواناتي كه به صداي شكارچي خود حساس هستند يا در جمعي كه همه مشغول صحبت هستند ولي صداي فرد مخاطب بلندتر شنيده ميشود.
در شرايط عادي يك صدا با شدت بالا نسبت به صداهاي كم محيط ، بلندتر به نظر ميرسد ولي درك انسان از شدت فقط از روي بلندي صدا نيست بلكه گاهي بلندي صداها از روي معنايي كه منتقل ميكنند تفسير ميشود مثلا صداي آژير خطر در مكاني دور و يا صداهايي كه ممكن است به گوش آسيب برسانند و يا در خواب اختلال ايجاد كنند و ... .
افلب حساسيتها با يك ترس غير منطقي آغاز شده و سپس به باوري ثابت و قوي در مغز تبديل ميشوند. اين حالت معمولا از علل عظيم ايجاد نگراني و استرس در افرادي است كه فكر ميكنند صداهاي محيطي ميتواند به گوش آنها آسيب برساند. حتي بعضي مواقع در اين افراد به دليل پردازش دقيق سيستم شنوايي مركزي، صداهاي بمي كه از زمين ساطع مي شوند و قابل شنيدن نميباشند، شنيده شده و به صداهاي بلند و ناخوشايندي تبديل ميشوند. نكتة مهم باليني در كار شنوايی شناسان (Audiologists ) اينست كه هيچ كدام از اصوات توليد شده توسط دستگاههاي Audiometer قابليت آسيب رساني به گوش را ندارند و شنوايی شناسان می توانند با اطمينان خاطر به اندازهگيري UCL در افراد بپردازند.
در روند ايجاد حساسيت بيش از حد شنيداري ، سيستم ليمبيك و سيستم عصبي خودكار نقش بسزايي دارند؛ ضمن آنكه در موارد phonophobia نميتوان نقش مسائل رواني را انكار نمود.
در درمان حساسيت بيش از حد ، اجتناب از سكوت ، مشاورههاي رواني ، sound therapy ، استفاده از سمعك و نيز بهكاربردن WGS يا ( Wearable Sound Generators ) توصيه ميشود .
http://musictherapy.persianblog.ir/post/40/
مشورت باپزشک معالج ایشان ودرصورت صلاحدید بررسی شنوائی ایشان توسط اودیومتری میتواند در نوع صدابیزاری ودرمان آن موثرباشد.
استفاده از گوشیهای عایق صدا، گوش دادن به موسیقی یا نویز سفید برای مواجهه با محرکها معمول است. در حال حاضر تحقیقات روی روشهای درمانی مانند درمانِ شناختی رفتار و درمان تمرین با وزوز گوش ادامه دارد.
حساسيت بيش از حد شنوايی :
Oversensitive Hearing
( Hyperacusis, Misophonia , Phonophobia and Recruitment )
******************************************************************************
اصوات ممتد و بلند براي همه آزارنده هستند.اگرچه برخي از افراد داراي حساسيت شنوايي بخصوصي هستند كه حتي قادر به تحمل سطوح عادي صدا نيز نيستند. اين افراد ممكن است داراي شنوايي نرمال و يا افت شنوايي باشند.حساسيت هاي ويژه شنيداري شامل phonophobia , hyperacusis , misophonia , recruitment ميباشند. دانش امروزي ما از اين موارد كه ما را قادر به درمان موثر آنها نموده است بر مبناي مدل jastreboff و تكنيكهاي بيحسي ميباشد كه در دهة 1980 توسعه يافته شده است.
مكانيسم hyperacusis, misophonia, phonophobia,recruitment:
Hyperacusis به دليل ايجاد تغييرات در پردازش مركزي صدا بهوجود ميآيدو در اغلب موارد حلزون سالم ميباشد .اين در حالي است كه مبتلايان به اين حالت فكر ميكنند كه دچار يك بيماري غير قابل بازگشت شدهاند.در گذشته از واژة recruitment استفاده ميشد كه اين حالت نتيجه آسيب حلزوني ميباشد ولي از هنگامي كه اكثر مبتلايان به hyperacusis بواسطة صوت درماني ( sound therapy ) و درمانهاي رفتاري معالجه گرديدند براي محققان آشكار گرديد كه hyperacusis و علايم آن، نتيجه آسيبهاي گوشي غير قابل بازگشت نيستند. مبتلايان به hyperacusis اغلب دچار misophonia نيز هستند؛ بدين معني كه شخص تمايل ندارد در معرض صوت قرار گيرد زيرا فكر ميكند اصوات ممكن است به گوش او آسيب برسانند. حال اگر اين عدم تمايل در معرض صوت بودن خيلي شديد شود؛ آنگاه از واژة phonophobia استفاده ميكنيم كه در اين حالت فرد از صداهاي معمولي اطراف خود مانند ترافيك، صداهاي آشپزخانه ، صداي بستن درب اتاق يا حتي گفتار بلند كه در هيچ حالت نمي توانند آسيب رسان باشند ، وحشت دارد .
در misophonia اصواتي خاص براساس ارتباط و معنايي كه دارند موجب ناراحتي ميشوند ولي فرد قادر است ديگر اصواتي را كه براي او لذت بخش هستند ( مانند صداي موسيقي ) تا شدتهاي خيلي بالاتر تحمل نمايد.پس اگر در ميان اصواتي كه براي فرد ايجاد ناراحتي ميكنند تفاوت شدت وجود داشته باشد احتمال misophonia مطرح ميشود.
Misophonia ميتواند باعث بوجود آمدن hyperacusisشود( يعني تغيير در پردازش مركزي شنوايي ) و باعث درك غير طبيعي از ميزان بلندي ( Loudness ) صوت شود.در عمل اكثر مبتلايان به حساسيت بيش از حد شنوايي داراي درجاتي از hyperacusis و phonophobia به همراه هم ميباشند. در درمان اين شرايط نيز تشخيص اين نكته كه كدام يك اين دو حالت غلبه بيشتري بر فرد دارند بسيار مهم ميباشد.
نموه هاي فراواني از misophonia در پدراني كه فرزندانشان موسيقي مدرن مينوازندو نيز درافرادي كه از شنيدن صداي موسيقي كه از واكمن ديگران در اماكن عمومي خارج ميشود نفرت دارند ديده شده است. البته برخي اصوات نيز به خودي خود ناراحت كننده هستند. مثلا صداي خراشيدن گچ روي تخته در حالي كه دسيبل توليد شده بواسطه آن بسيار كم است براي اكثر افراد حساسيت زا ميباشد. ( Cultural phonophobia !! )
:Recruitment
يك گوش نرمال قادر به شنيدن اصوات با شدتهاي كم (20-0 دسيبل ) تا شدتهاي زياد ( 115 دسيبل ) بدون هيچگونه احساس ناراحتي ميباشد. افت شنوايي باعث عدم توانايي شنيدن صداهاي كم شدت ميشود و ركروتمان موجب عدم تحمل صداهاي بلند ميشود.فرضا اگر فردي داراي كم شنوايي همراه با ركروتمان باشد صداهاي پايين تر از 50 dB را نميشنود و اصوات بالاي 80 dB نيز براي او آزارنده خواهند بود .ركروتمان در نتيجه كاهش تعداد سلولهاي مويي خارجي ميباشد كه در نتيجه آن ، افزايش ناچيز شدت محرك موجب افزايش بيش از حد پاسخهاي گوش داخلي ميشود.
البته در مواردي كه ركروتمان وحود دارد ميتوان مغز را طوري آموزش داد كه درجه احساس بلندي را تغيير داده و دامنه شنوايي مختل شده را با شرايط جديد تطبيق دهد. وقتي كه شنوايي طبيعي يا نزديك به حالت طبيعي است ، حساسيت شنوايي هميشه به علت hyperacusis است ( گاهي همراه با misophonia ) ولي هيچگاه داراي ركروتمان نيست.
مكانسيم hyperacusis :
مغز انسان نقش بسيار مهمي در حساسيت نسبت به صدا ايفا ميكند. پس از اينكه صدا به گوش داخلي رسيد به اجزاي فركانسي تجزيه ميشود.30000 رشته عصب شنوايي ،اطلاعات فركانسي را حمل كرده و پس از 20/1 ثانيه به كورتكس شنوايي مغز ميرسد و در لوب تمپورال درك صدا صورت ميگيرد.
سيستم مركزي شنوايي در درجه اول مسئول تمايز پيامهاي مهم از پيامهاي مزاحم محيطي است. گاهي ممكن است كه پيام بسيار ضعيف باشد اما بار معنايي بالايي داشته باشد مثلا در حيواناتي كه به صداي شكارچي خود حساس هستند يا در جمعي كه همه مشغول صحبت هستند ولي صداي فرد مخاطب بلندتر شنيده ميشود.
در شرايط عادي يك صدا با شدت بالا نسبت به صداهاي كم محيط ، بلندتر به نظر ميرسد ولي درك انسان از شدت فقط از روي بلندي صدا نيست بلكه گاهي بلندي صداها از روي معنايي كه منتقل ميكنند تفسير ميشود مثلا صداي آژير خطر در مكاني دور و يا صداهايي كه ممكن است به گوش آسيب برسانند و يا در خواب اختلال ايجاد كنند و ... .
افلب حساسيتها با يك ترس غير منطقي آغاز شده و سپس به باوري ثابت و قوي در مغز تبديل ميشوند. اين حالت معمولا از علل عظيم ايجاد نگراني و استرس در افرادي است كه فكر ميكنند صداهاي محيطي ميتواند به گوش آنها آسيب برساند. حتي بعضي مواقع در اين افراد به دليل پردازش دقيق سيستم شنوايي مركزي، صداهاي بمي كه از زمين ساطع مي شوند و قابل شنيدن نميباشند، شنيده شده و به صداهاي بلند و ناخوشايندي تبديل ميشوند. نكتة مهم باليني در كار شنوايی شناسان (Audiologists ) اينست كه هيچ كدام از اصوات توليد شده توسط دستگاههاي Audiometer قابليت آسيب رساني به گوش را ندارند و شنوايی شناسان می توانند با اطمينان خاطر به اندازهگيري UCL در افراد بپردازند.
در روند ايجاد حساسيت بيش از حد شنيداري ، سيستم ليمبيك و سيستم عصبي خودكار نقش بسزايي دارند؛ ضمن آنكه در موارد phonophobia نميتوان نقش مسائل رواني را انكار نمود.
در درمان حساسيت بيش از حد ، اجتناب از سكوت ، مشاورههاي رواني ، sound therapy ، استفاده از سمعك و نيز بهكاربردن WGS يا ( Wearable Sound Generators ) توصيه ميشود .
http://musictherapy.persianblog.ir/post/40/